آرایشگاه ب خونه عموم اینا نزدیک بود و منم زینب و دادم ک بذارنش اونجا تا من کارم تموم شه
بعد وقتی تموم شد رفتم خونه عموم
دم و دستگاه خداعم جالبه ها
من طبیعتا هر موجود زنده یا غیر زنده ای اگ ساعت 5 صب نیم ساعت تماااممممم با آخرین ولوم ممکن از خودش صدا در میآورد و نمیذاش بخوابم و با تمام توان از پنجره پرت میکردم پایین
ولی خدا ی برنامه ای ریخته ک وقتی گریه ی بچه رو میبینی و دیگ نمیدونی باید چ غلطی بکنی، با بچه همراه بشی و بزنی زیر گریه🙂
صب جمعههههه تک و تنهااااا
با ی بچه ای ک نمیدونی کجاش چی شده ک اینجوری جیغ میزنه از درد، چون شیرم نمیخورهههه