دیشب مامانم گفتن فک کن زینب فردا میخواد باهات نسازه و نذاره کار کنی
گفتم ن باابااااا کار میکنیم آروم میشه
تا ی چیو جم میکنم یکی میاد ی سری اسباب بازی میریزه زمین ک زینب باهاش بازی کنه
#من_و_شما
همه در تاب و تاب عیدن و منی که نشستم نگاه میکنم که امسال چجور قراره بدون مامانم بگذره و چجور قراره دیگه بدون مامان دووم بیاریم
-----
الهی بگردم برات🥲
خدا بهت صبر بده ک میده ❤️
بچه ها آخر سالی برا مامان این دوستمون ی فاتحه بخونین❤️