بعد ی لحظه گوشیمو دیدم، دیدم نوتیفه ی کانالی اومده بود زده بود تولد شهید ابراهیم هادی امروزه و این حرفا ...
بعد قرار بود با مطهره بشینیم تو ماشین ولی گفتیم بریم نمازمونو بخونیم ولی رفتیم و کنار غسال خونه نمازمونو خوندیم
ی عالمههههه عکس بچه ی خوشگل موشگل و کوچولو موچولو با ی عالمه تزئینات سر قبراشون
برا اولین بار تو عمرم حس میکنم باید برم پیشه مشاور
فقد حرف بزنم خالی شم
گرچه میدونم اصن حرفی از دهنم در نمیاد