بعد قرار بود با مطهره بشینیم تو ماشین ولی گفتیم بریم نمازمونو بخونیم ولی رفتیم و کنار غسال خونه نمازمونو خوندیم
ی عالمههههه عکس بچه ی خوشگل موشگل و کوچولو موچولو با ی عالمه تزئینات سر قبراشون
برا اولین بار تو عمرم حس میکنم باید برم پیشه مشاور
فقد حرف بزنم خالی شم
گرچه میدونم اصن حرفی از دهنم در نمیاد
حس افسردگی؟ بله
حس گریه ی خیلی زیاد؟ تا دلت بخواد
حس های چرت؟ بسیار
حس کوبیدن سر تو دیوار؟ صد البته
حس نیاز ب دور شدن از فضاهای این چند وقته؟ بس ناجوانمردانه
حس فرار از بقیه؟ اوفففف
حس عدم نیاز ب اینکه کسی بهم توجه کنه؟ خییلللییی
حس PMS دائمی؟ خعییللیی