زنگ زدم ب مامانم
مامانم میگن زینب خوابید؟ گفتم بله. گفتن تف بهت🙂😂
میگم وا چراا 🙂😂 میگن خودت گفتی تف ب هرکی بگه زینب خوابید🙂😂😂😂😂😂
تو 5 دیقه رفتم تو مدرسه رای دادم اومدم بیرون
نیم ساعت بعدش داشتم دنبال ی مغازه ای میگشتم ک پوشک مایبیبی شماره 4 داشته باشه😐
انقد شد ک ی خیابون رفتم اونورتر دم مغازهی لباس بچه فروشیه یکی از فامیلا پوشک و خریدم از بغلیش اومدم جوراب برا زینب بگیرم نداشت ولی بنده خدا ی هد برا روز دختر بهش هدیه داد