ی جا نوشته بود میگف آقا ممنونیم برا اینکه ما له نشیم جلوی بغضتونو موقه ی گفتن اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا گرفتین
بخاطر ما جلوی بغضتونو گرفتین، کمر خم نکردین و دست ب تابوت نزدین ک کمرتونو خم نبینیم، آروم از کنارشون رد شدین و تو اون جمعیت اشاره کردین نوه شهید بیان تو بغلتونو بجای بابا بزرگش بغلش کردین، انگار هممون ب بغل کردن و نجوا کردنتون تو گوشمون و گفتنه اینکه نگران نباش میگذره نیاز داریم
وقت شهادت حاج قاسم نمیدونم چی بود از همون لحظه ی اول احساس بدبختی افتاد ب جونم