البته اینکه زینب خانوم تا ساعت 4ونیم بیدار بود و التماسش میکردم بخوابه عم بی تاثیر نیست☺️
ی بار دزد پشت در واحدمونه و تو خونس ی بارم هرچی زور میزنیم در حیاط باز نمیشه :////
قبلنا میترسیدم خون گرفتن و وارد شدن سوزن تو دستو نگا کنم
ترس ک ن، یهو حس ضعف بهم دست میداد
اینجوری نبودم ک بترسما واقعا، همیشه نگاه میکردم ولی دردم میگرف سوزن میرف تو دستم
الان دیگ شله شلم😂😂 از تو حاملگیم ک 60 تا آزمایش دادم تاحالا و یکم قبل ترش فک کنم برا آزمایش خون ازدواجم اوکی بودم 😂😂