#من_و_شما
https://eitaa.com/nodelite/8012 چیشده؟ جدیدا اتفاق افتاده؟ این از زبون به آقا تعریف شده؟
-----
ن
من با همسر شهید امیدزاده صحبت کردم و اینو ایشون تعریف کردن
من جایی بودم و چند ساعت پیش خانواده شهدا بودم. ینی همسر و فرزندای شهدا ک بیشتر با همسر شهیدا بودم
بعد یکی ازین همسرای شهدا ک شهیدشون خیلی شهید بزرگین و اگه اسمشونو بگم زارتی متوجه میشین، ولی نمیگم، تو این چند ساعت خیلی میخواس برای این تعداد خانوده ای ک اونجا بودن همه چیو جور کنه و تقریبااا همش داشت ب ی بنده خدایی ک کاراشونو انجام میداد میگف این کارو کنین، اون کارو کنین، چرا نیومدی، چرا این اینجوریه و این حرفا
ولی داشت تقریبا با بستن چشمش ب روی اینکه اونی ک پشت تلفنه و همش داره بهش میگه چشم، تمام زورشو میزد تا بچه ها و همسرای شهدا حالشون خوب باشه و بخندن
این همسرای شهداعم ک میگم هنوز مثل همون نفر قبلی، 6 ماهم تقریبا از شهادت همسراشون نمیگذره
فاصله شهادتا همه چند هفته و نهایتا یکی دو ماهه
بعد من خب راستیتش ی مقداری لجم گرفته بود. ک بابا اون طرف مقابل ک پیک نیست ک هرچی میگی از وسط ی جای پرت خودشو برسونه ب شهر فقد بخاطر مثلا ی چیز ساده ک میشه با چایی نخورد. ولی چون همسرای بقیه شهدا دلشون خواسته بود این زود زنگ میزد میگف فلان چیزو بخر بیزحمت