بعد خوابم گرف اومدم بخوابم تو خونه یهو ی صدایی اومد از خواب پریدم بعدش دیگ خوابم نبرد
فک کنم کلن 10 دیقه اینا خوابم رفته بود
حالا از ساعت 11 اینا ی سرگیجه ی افتضاحی گرفتم ک چشمام داره تو جاش میچرخه چ برسه ب حالم ب طور کلی
نیم ساعت دیگ باید دانشگاه باشم این متروعم وسط بیابون وایساده میگه ایستگاه پالایشگاه :/
اون موقه ای ک دیگ تموم شدم و هزارتا کار دارم ک دیگ کسی نباید خونه باشه، نمیرن 🙂 و من باید با خجالت برم تو اتاق زینبو بخوابونم و اوناعم بیرون کار کنن
عصری باید میرفتم حموم انقد کار اضافه انجام دادن همه و منم قبلش چون خیلی داغون بودم خوابیده بودم، بعدش دیگ بلن شدم یکم کار کردم و اینا نشد برم حموم