هدایت شده از رادیو محمدعلی
جانم به فدات که الان پای لانچری، جانم به فدات که داری پهباد جابجا میکنی، جانم به فدات که الان توی تونل های جنوب داری گرمازدگی و بی غذایی و تنهایی رو تحمل میکنی، جانم به فدات که من الان آروم میخوابم و تو به فکر ناموس و جان منی، جانم به فدات برادر پاسدار و ارتشی من؛ این پیام هارو از ته دلم برات نوشتم. مطمئن باش تملق و چاپلوسی نیست! واسه گرفتن پول و امتیاز و آسون شدنِ دادگاهام نیست! مطمئن باش از ته قلبم برات نوشتم که جانم به فدات؛ هیچی بهم نرسیده و نمیرسه و نمیخوام برسه! از ته قلبم مینویسم برات؛ مطمئنم میبینی اینارو؛ ابی عبدالله دستگیرتون باشه؛ شفیع ما روسیاها باشید روز قیامت؛ جانم به فدای لب های تشنتون که ساعتها آب نمیخورید تا دشمن تحرکی ازتون ثبت نکنه؛ جانم به مردانگی و غیرتتون؛ جانم به فدای تک تک اشک های بچه هاتون که ماه هاست شمارو ندیدن! چجوری بنویسم که الهی فداتون بشم؟ الهی یک روز منِ بدرد نخور بشم سپرتون و بدنم گلوله بارون و تیکه تیکه بشه برای اینکه شماها خراش برندارید! جانم به فدات برادرم ....
راستی
شهید مهدیِ عزیز
حواستون به فاطمه هست؟ شمارو به امام حسین قسم میدم پیشش باشید...