eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
در درون سینه آیات خدا دارد بقیع گنج‏‌های معنوی از مصطفی دارد بقیع ظاهراً خاموش می‌باشد به نزد مردمان لیک در دل ناله‌ی وا غربتا دارد بقیع زائرش‌ را با نگاهی میهمان سازد کریم آری، آری؛ چون امام مجتبی دارد بقیع هم‌چو زین العابدین، مولا علیّ بن الحسین یادگاری از شهید کربلا دارد بقیع یا که هم‌چون حضرت باقر، دُر دریای علم بر قلوب اهل دانش مقتدا دارد بقیع یا که هم‌چون حضرت صادق، رئیس فقه و دین در برش گنجینه‏‌ی صدق و صفا دارد بقیع نیست گرچه تربت زهرای اطهر، آشکار لیک رنگ و بویی از خیرالنّسا دارد بقیع مرقد امّ البنین و فاطمه بنت اسد دسته‌های گل ز اشک چشم ما دارد بقیع @nohe_sonnati
مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود تازه از باب قبولی زیارت زائرش تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود @nohe_sonnati
از بقیع آثار غُربَت بَرمَلا باشد هنوز قلب هر بیننده ای ماتمسرا باشد هنوز گر بقیع نامش شده لاکن بُوَد گنج علوم از چه رو این گنج در ویرانه ها باشد هنوز سال ها بُگذشت و این بُستان بُوَد اَندر خَزان داغدار از این مُصیبَت لاله ها باشد هنوز از یَدِ وهابیان آن بُقعِه ها ویران شده زان جِسارت خون به قَلب مصطفی باشد هنوز دَست بیداد سِتَم ویران نمود کاخ بهشت جِبرئیل با غم قَرین صبح و مَسا باشد هنوز ُخُشک باد آن دست که زَد بَر م‍َرقَدِ سجّادِ ما با کلنگ و بیل و تیشه ناروا باشد هنوز مَرقَدِ سِبطِ اَوَل یَعنی حَسَن ویران شده آن که جِسمَش مَهدَفِ تیر بَلا باشد هنوز باقر پاکیزه خِصلت، قَبرِ او کردند خَراب در بقیع مَدفون وَلی در قلب ها باشد هنوز صادق آل نَبی بُنیانگزار مَذهَب است صَحن و اِیوان او ندارد ماجَرا باشد هنوز خاکِ آن وادی بِه از مُشک و عَبیر و عَنبَر است ذَره اش از بَهر شیعه کیمیا باشد هنوز از تماشای بَقیع ماتَمکَده دِل ها بُوَد حَضرت مَهدی خودش صاحب عزا باشد هنوز تا نَیایَد این سِتمکاران نَگردَند بی اَثَر مهدی از ظُلم خَسان خود در نَوا باشد هنوز شیعه را اَندر بَقیع و روضه ی خَتم رُسُل جُست و جو از مَرقَدِ خِیرالنّسا باشد هنوز هرکه با صِدق و اِرادَت گشته زوّار بقیع عَرش وفَرش و سِدره اش تَحتُ الشُّعاع باشد هنوز احمدی بار دگر دارد به دل شوق بَقیع َبَر زبانش سَر به سَر زین گفته ها باشد هنوز @nohe_sonnati
دوبیتی ای که محبت تو شده بهترین عمل آخر شبی ضریح تو را می کنم بغل پایین پات لحظه ی بوسیدن ضریح مردن برای ما شود احلی من العسل @nohe_sonnati
کاش این جا داشت تکه سایه بانی لااقل کاش می دادند بر گریه زمانی لااقل کاشکی می شد بریزی آب بر قبر حسن کاش این جا داشت شب ها روضه خوانی لااقل کاشکی می شد کنار قبر صادق سینه زد کاش می شد تا سحر این جا بمانی لااقل کاشکی می شد بگویی با نگهبان بقیع زائران را خوب می شد که نرانی لااقل کاش می شد آشکارا ریخت هنگام غروب پشت دیوار بقیع اشک روانی لااقل کاش می دادیم با یک روضه ی ام البنین قلب سنگیِ نگهبان را تکانی لااقل کاش در خاک بقیع اذن زیارت داشتیم کاشکی وقت نماز آن هم جماعت داشتیم آخرش آقا به این تقدیر پایان می دهد خاتمه بر غصه ی قلب پریشان می دهد مطمئنم او بیاید کار عالم دست ماست ساخت و ساز حرم را دست ایران می دهد کارفرما مهدی و ما پا رکابش می شویم اولش نقشه برای صحن و ایوان می دهد گنبد و گلدسته و ایوان طلایی می شود چون طلای این سه را شاه خراسان می دهد چون که بعدش زائرِ این جا فراوان می شود قطعاً اذن ساخت ده ها شبستان می دهد هرچه سینه زن بیاید در حرم جا می شود دور تا دور رواق و صحن غوغا می شود صبح و ظهر و عصر این صحن و سرا هم دیدنیست روی گنبد پرچم یا مجتبی هم دیدنیست چشم دل هم بسته باشد چشم سر باشد بس است در مدینه چار تا نور خدا هم دیدنیست می شود یک پنجره فولاد در این صحن ساخت در میان کاسه ی آبی شفا هم دیدنیست چار تا خورشید پیش هم تلألو می کنند چار تا خورشید این صحن و سرا هم دیدنیست در زیارتنامه خواندن زیر چتر آرزو بین قاب نور ایوان طلا هم دیدنیست از روی گلدسته های صحن زیبای بقیع تابش گلدسته های کربلا هم دیدنیست مسجدی باید به نام حضرت سجاد ساخت گوشه ی این صحن باید پنجره فولاد ساخت حیف این ها آرزوهای قلوب مضطر است حیف این ها بغض جاری دو تا چشم تر است ای بقیعی که پُر از گرد و غباری خود بگو در کدامین گوشه از خاک تو قبر مادر است در کجایت نیمه شب ها مرتضی سینه زده در کجایت رد پای اشک های حیدر است گرچه خاک تو پُر از درد و غریبی و غم است کربلا در غربت و در غصه چیز دیگر است گرچه در قلب تو خوابیدند یک عده غریب کربلا آرامگاه لاله های پرپر است گرچه دیدی که حسن را تیرباران می کنند کربلا هم شاهد حلقوم خشک و خنجر است من نمی دانم که محسن هست آن جا یا که نه در عوض کرب و بلا قبر علی اصغر است در دل تو بغض سقا نیست قطعاً ای بقیع یک جوان ارباً اربا نیست قطعا ای بقیع @nohe_sonnati
سینه گنجینه ی عشق است و ندایی دارد دل هر اهل دلی میل به جایی دارد.. قبله گاه همه ی فاطمیون است بقیع کعبه هم خاصیت قبله نمایی دارد کیمیا کار بقیع است که از منظر عشق خاک هم در نظرم رنگ طلایی دارد زائری نیست به جز چند کبوتر اما دل ما در طلبش روحِ رهایی دارد فاطمه، خونِ جگر، چادر خاکی، به بقیع از غریبی حسن شور و نوایی دارد می رود کرب و بلا هر شب جمعه اما در مدینه همه شب کرب و بلایی دارد سایه انداخته خورشید به جای گنبد زیر آن قبّه لب عشق دعایی دارد من دعایم فقط این است، ببینم روزی فاطمه با حسنش صحن و سرایی دارد به روی چار مزاری که ضریحش خاک است چار شش گوشه نشیند چه صفایی دارد شک نکن شوکت ایوانِ طلای زهرا.. مثل ایوان نجف حال و هوایی دارد دم باب الکرم صحن و سرای حسنش دست ما حسرت یک لحظه گدایی دارد... سینه ها گرم و نفس تازه و شعر آماده هر دوشنبه حرمش نوحه سرایی دارد فقط از کوچه نگویید که در آن کوچه مادری دلخوشی اش بود عصایی دارد حسنش بی حرم و سخت تر از آن، این که پسرش کرب و بلا رأس جدایی دارد... @nohe_sonnati
بقیع بقعه ندارد ولی بقا دارد ضریح و صحن ندارد ولی صفا دارد برای گنبد و گل دسته که نیامده است گدا به خانه ی ارباب التجا دارد کنار صحن و سرای پیمبر اکرم خرابه بودن آن آستان "چرا" دارد به احترام امامان شیعه در آن جا اگر مدینه بسازیم باز جا دارد جبین بسای به خاک درش که این درگاه به قدر چشم همه خلق توتیا دارد به جبرئیل کند فخر از سعادت خویش کبوتری که در آن جا برو بیا دارد کجا رواست که قبرش غریب و ساده شود کسی که در همه تاریخ آشنا دارد بقیع و غربت آن را چه خوب می فهمد دلی که انس به گل دسته ی رضا دارد به خط خون به سر کوچه ی بنی هاشم نوشته اند که "یک دست هم صدا دارد" به خاکبوسی آن آستان مرا ببرید که این گلوی رمق دیده عقده ها دارد @nohe_sonnati
دوبیتی خورشید! چه می شود بخوابی یک روز یا راه به آسمان نیابی یک روز تو هرچه بخواهی می دهم تا این که بر قبر امام من نتابی یک روز @nohe_sonnati
همه شب اشک فشانم به تمنای بقیع تا شود قسمت من کوی مصفای بقیع دیده در راهم و حاجت ز خدا می طلبم دیده روشن کنم از منظر زیبای بقیع گر شود قسمتم ، از اشک بصر می شویم گرد غم ها که نشسته ست به سیمای بقیع هرچه گوهر بود اندر صدف چشم مرا بهر شکرانه بریزم همه در پای بقیع تا در آن جا نفسی عقده ی دل بگشایم سرمه ی چشم کنم تربت صحرای بقیع هر مزاری که ببینم شده یکسان با خاک می کنم یاد ز ویرانه ی مأوای بقیع مرقد چار امام است در آن جا ویران زان سبب دیده ی من هست گوهر زای بقیع قرن ها می گذرد زان شب غمناک هنوز ناله ی غم به فضا می رود از نای بقیع زان همه درد علی در شب دفن زهرا کس ندارد خبر، الا دل دانای بقیع دل چو موسی ارنی ساز کند ای (ثابت) بنگرد چون که دمی سینه ی سینای بقیع @nohe_sonnati
ای مدینه جلوگاه کبریا ای تجلّی گاه انوار خدا ای مدینه ای تو مشکوی بهشت عطر خاکت خوش تر از بوی بهشت ای زمینت لاله زار اهل بیت ای امین و رازدار اهل بیت ای حریمت قبله گاه اهل دل ای نسیمت با رگِ جان متصّل ای به گِردَت کعبه ی دل در طواف خفته در تو اسوه ی شرم و عفاف در تو خورشید نبوت خفته است در تو ناموس ولایت خفته است "نقش هستی نقشی از ایوان توست" "آب و باد و خاک سرگردان توست" ای گلستانِ گل و آلاله ها ای نیستانِ تمام ناله ها ای وصیتنامه ی درد علی نخل هایت دست پرورد علی ای مدینه جانِ جان ما توئی آیه های صبر را معنا توئی ناله های مرتضی در گوش توست هستی او خفته در آغوش توست لب گشا از محنت زهرا بگو از غم و درد علی با ما بگو فاش کن آن گوهر ناسفته را راز های گفته و ناگفته را گر که عمری سخت پابند توام چون «وفائی» آرزومند توام @nohe_sonnati
اى زائر هميشه ی تو آسمان بقيع اى آفتاب و ماه تو را سايبان بقيع افزون ز نيم قرن گذشت از خرابى ات كى می شوى بهار؟!،اسير خزان بقيع خاک تو بوى غربت و اندوه مي دهد مظلومی ات گرفته از اين جا نشان بقيع در پشت پنجره كه رسيدم صدا زدم اى كاش می شد از غم تو داد جان بقيع از فرشيان كه خير نديدى شدى خراب اى اشكريز غربت تو عرشيان بقيع آباد باد خاک تو اى آن كه در بغل بگرفته اى چهار امام جهان بقيع هرچند خاكى است ولى زائر حرم حس می كند رسيده به باغ جنان بقيع نزديک تو كه مرثيه خواندن نمی شود اين جا شدم براى تو مرثيّه خوان بقيع از مجتبى بگويم و از تشت پر زِ خون از جسم و از اهانت تير و كمان بقيع از سيدالعباد بگويم كه گريه كرد عمرى ز ماتم شه لب تشنگان بقيع از باقرالعلوم بگويم كه ديده بود رأسِ حسينِ فاطمه را بر سنان بقيع يا اين كه از مصيبت صادق بخوانم و از آتشِ به پا شده در آشيان بقيع ام البنين هنوز نشسته كنار تو می گويد از عمود و سرى خونفشان بقيع اينان تمام سنگ بُوَد روى قبرشان برگو كجاست تربت آن بى نشان بقيع؟ آن بانوئى كه عزّت او بعد مصطفى گرديد پايمالِ گروه خَسان بقيع آن دخترِ پيمبر اسلام كه نداشت حتى ميان خانه ی خود هم امان بقيع آتش گرفت باغ و گل و غنچه سوختند آن هم به پيشِ چشمِ ترِ باغبان بقيع در پشت در كه فاطمه افتاد بر زمين مولا چه ديد؟،نيست زبانِ بيان بقيع يا فضةُ خُذينىِ او تا به روز حشر جانسوز ناله ايست به گوش زمان بقيع يک روز ريشه كَن شود اين ظلم بى گمان عجل على ظهورک يا صاحب الزمان @nohe_sonnati
خانه خراب کرده مرا قبرِ خاکی اَت این روضه کُشته فاطمه را قبر ِخاکی اَت شاهِ کَرَم امیرِحَرَم صاحبِ عَلَم شد آتشی به سینه ی ما قبرِ خاکی اَت افتاده سایه ی عَلَمَت بر سَرَم ولی... بی سایه بان و صحن و سرا قبرِ خاکی اَت قابی به پیشِ زائرتان در زیارت است دیوار و شبهِ پنجره ها قبرِ خاکی اَت صحنِ چهار نورِدخدا سوت و کور و تار سرفصل و متنِ روضه ی ما قبرِ خاکی اَت باید بمیرم از غمِ اربابِ بی کفن دق می دهد مرا به خدا قبرِ خاکی اَت بارانِ چشم هایِ تَرَم ندبه خوان شده شد ندبه خوان به امرِ خدا قبرِ خاکی اَت @nohe_sonnati