حیا و عصمت و پاکیزگی را در رُخَت دیدند
تو را بِرّه، تقیّه، عابده، معصومه نامیدند
وجودت روشنیبخشِ دل موسی بن جعفر شد
چه نعمتها که از یُمن قدمهای تو باریدند
علی موسی الرضا خوشحالتر از کل عالَم بود
ملائک از تهِ دل بعد میلاد تو خندیدند
هزاران فطرس دلسوخته با صد هزار امّید
برای عرض حاجت دور چشمان تو چرخیدند
چه با حسرت ضریح و بارگاهت را نشان دادیم
به آن ها که نشان از مدفن خورشید پرسیدند
#محمود_یوسفی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
از لحظهی پابوس، بهتر، هيچ حالی نيست
شيرينیِ اين لحظهها در هر وصالی نيست
مهمان درگاهت شدم با اينكه میدانم
اين خانه جای هر گدای لاابالی نيست
مانند شمعی میدرخشی بين زائرها
دور ضريحت هرگز از پروانه خالی نيست
باران لطف و رحمتت يکريز میبارد
در هيچ فصلی اين حوالی خشکسالی نيست
حاجتروا از قم به تهران باز میگردم؟
بعد از زيارت ديگر اين جمله سؤالی نیست
خواهش فراوان است در این دل، ولی بانو
جز دوری و دلتنگیِ مشهد، ملالی نيست
#نفیسه_سادات_موسوی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
از ادب در حرمت قامت زوّار خم است
هرکه زانو زده در محضر تو محترم است
قم بهشتیست که از لطف تو رونق دارد
هر کویری که بر آن پا بگذاری «ارم» است
«بهجت» از قلب ضریحت همه جا را پر کرد
آن چه در صحن تو هرگز نتوان یافت، «غم» است
عالِمان ریزهخور سفرهی احسان توأند
عالَمی سائل و ایوان تو دارالکرم است
«مرعشی» وار شدم زائر زهرا در عرش
بین خاکی که در آن فاطمه صاحب حرم است
قصد قم میکنم از مشهد و در هر نَفَسم
یارضاجان دم و معصومه مدد بازدم است
شد پناهنده به منظومهی صحنت «پروین»
حَرَمت امنترین خانهی اهل قلم است
وقت توصیف شکوه تو مضامین لالاند
شاعران مدح تو را هر چه بگویند کم است
#میثم_کاوسی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
اگر درمان درد خویش میخواهی، بیا اینجا
دوا اینجا، شفا اینجا، طبیب دردها اینجا
شکستهبالی ما میدهد بال و پری ما را
اگر از صدق دل آریم روی التجا اینجا
طلب کن با زبان بیزبانی هرچه میخواهی
که سر دادهست گلبانگ اجابت را خدا اینجا
به گوش جان توان بشنید لبّیک خداوندی
نکرده با لب خود آشنا حرف دعا اینجا
هزاران کاروان دل در اینجا میکند منزل
اگر اهل دلی ای دل، بیا اینجا، بیا اینجا
دل دیوانۀ من همچو او گمکردهای دارد
ز هر دردآشنا گیرد سراغ آشنا اینجا...
صدای پای او در خاطر من نقش میبندد
مگر میآید آن آرامجانها از وفا اینجا...؟
مشو از حُرمت این بارگه غافل که مهدی را
زیارت کردهاند اهل بصیرت بارها اینجا
حریمش را اگر دارالشفا خوانند، جا دارد
که میبخشد خدا هر دردمندی را شفا اینجا
علاج درد بیدرمان کند لطف عمیم او
نباید بر زبان آورد حرفی از دوا اینجا!
حدیث عشق با «پروانه» میگویی، نمیدانی
که میسوزد بهسان شمع، از سر تا به پا اینجا
#استاد_محمد_علی_مجاهدی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
چه افتخاری از این خوبتر که دختر شد
به نام فاطمه پیوند خورد و محشر شد
که آمد و به پدر شادیِ دوچندان داد
رسید و مایهی آرامش برادر شد
هم از تمامی مردان سرش سرآمدتر
هم از تمام زنانِ قبیلهاش سر شد
سرودن از حرمش لذتی مضاعف داد
چه لذتی که نوشتیم و صدبرابر شد
به لطف آنکه به طوف حریم او رفتیم
زیارت حرم طوس هم میسر شد
حرم نه جای کسی مثل من، که این درگاه
محل آمد و رفت دوصد پیمبر شد
به ذرّهپروریاش بس همینکه جبرائیل
در آسمان کریمانهاش کبوتر شد
مدینه فاطمهاش را شبی به ایران داد
و قم برای ابد با مدینه خواهر شد
#محسن_ناصحی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
با نگاهت، میزنم با قدسیان پَر، در بهشت
میگذارم سر، بر این خاک معطر، در بهشت
آب سقاخانهات را هر زمان نوشیدهام
گوییا نوشیدهام از حوض کوثر، در بهشت
خوانده بودم: «با کریمان کارها دشوار نیست»
باز مبهوتم، در آوردم چرا سر در بهشت؟
خوب و بد، با هم، میان صحن تو، پر میزنند
نیست قانونِ «کبوتر با کبوتر...» در بهشت
کوه خضرم، ایستاده نه، که میآیم به سر
با هوای عطر تو، چون روز محشر، در بهشت
شهد سوهانهای شَهرت، برده است از خاطرم
طعم آن گندم که خوردم، شام آخر، در بهشت
رفتم از قم تا به مشهد، با قطار واژهها
تا که خواندم از برادر، پیش خواهر، در بهشت
گر چه دور از آن بهشت زیر پای مادرم_
جای مادر، سوی دختر، میکشم پَر، در بهشت
چشمهی تسنیم و نهرند، اشکهای چشم من
پیش چشمم رد شد آخر، روضهی در، در بهشت
میشود یعنی بخوانی در قیامت هم مرا؟
تا بخوانم از شکوهت، بار دیگر در بهشت
ما به جای قبر پنهان، زائر صحن توأیم
فاطمه! ما را شفاعت کن، چو مادر، در بهشت
#قاسم_صرافان
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
رضا نشست و به معصومهاش نگاه انداخت
چنان که چشمهی ذوقِ مرا به راه انداخت
خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را
به نام فاطمه آورده است زینب را
و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد
دخیلهای ضریح برادری وا شد
ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد
برای شاه خراسان چه زینبی آورد
مقامش آینهای از مدارج پدر است
عجیب نیست که باب الحوائج پدر است
برای تشنهلبان باده را به خُم آورد
مزار مادر خود را به شهر قم آورد
عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده
که سنگ مادر سادات را به سینه زده
چه باشکوه به دستان خود علم دارد
از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد
من فراری از این و آن بریده کجا
پناه چادر سر تا فلککشیده کجا
مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست
به مدح فاطمهها بهتر از علیها نیست
تویی تو فاطمه، مدح تو نیز قرآن است
برادرت به حقیقت علیِ ایران است
#مجید_تال
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
هر صبحدم صبا متوسّل به عصمتش
شاید شود زیارت معصومه قسمتش
هر روز، آفتاب خراسان به سمت اوست
دیدار آشناست، میارزد به زحمتش!
در آیههای سورهی نورست مُستتر
همپایهی مودّت قربی محبّتش
با بوسه بر ضریح تو اثبات میشود
ملّاترینِ مجتهدین، مرجعیّتش
از جمکران بسوی تو آمد کبوتری
تکمیل درس معرفت مهدویّتش!
آرام میکند طپش رستخیز را
فردا اگر به لرزه درآید شفاعتش
از نامهای روز جزا روز ساعتست
آنجا قرار ما و شما، درب ساعتش
جارو به دست، خادمی آمد به خنده گفت:
بال فرشته راه ندارد به ساحتش
از خود گذشت تا به مقام رضا رسید
بالاترین مراتب عشقست هجرتش
آن کاشی شکستهی صحنم که دلخوشم
او را ندیده است کسی، تا مرمّتش...!
#مهدی_جهاندار
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
هرکه رو انداخت، خاطرجمع، زائر میشود
قبل زائر کولهبارِ راه، حاضر میشود
خوش به حال خانهی خشتیِ نزدیک حرم
آخرش یک تکه از صحن مجاور میشود
دل سپردن ساده اما دل بُریدن مشکل است
هر کسی یکبار آمد قم، مهاجر میشود
شیخ مییابد مفاتیح الجنان را پشت در
شاطر عباس قمی در صحن شاعر میشود
از زبان شعر بالاتر در عالم هست؟ نیست
در حرم حتی زبان شعر، قاصر میشود
رو به قم هر بار در مشهد سلامی میدهم
خادم باب الرضا با من مسافر میشود
دست را بر سینهات بگذار و چشمت را ببند
رو به رویت گنبد و گلدسته ظاهر میشود
#محمد_حسین_ملکیان
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
دوبیتی
یزدان به بشر آینهای انور داد
یک عالِمه و کریمهی دیگر داد
امروز خدا به دست جبریل امین
یک دستهی گل به موسیِ جعفر داد
#سید_هاشم_وفایی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
این زن که خاکِ قم به وجودش معطر است
تکرار آفرینش زهرای اطهر است
تکرار آفرینش افلاک بر زمین
تکرار آفرینش عرش مصوّر است
این جلوۀ فرشتهصفت، این شکوهِ غیب
بر خاک مینشیند و از خاک برتر است
دست سخاوتش پر از آمال دوستان
چشم محبتش به غریبانِ مضطر است
همشیرۀ شقایق و همراز رازقی
با آفتاب مشرقی عشق خواهر است
این زن که از نیایش او مست عالماند
معصومه است، مریم آل پیمبر است
#پروانه_نجاتی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati
ای عطر خوش باور، یا حضرت معصومه!
چون باغ بهار آور، یا حضرت معصومه!
ماراست گل رویت! بل خاک سر کویت!
آیینهٔ جان پرور، یا حضرت معصومه!
ای ماه که از نورت! روشن شده در طورت!
خورشیدِ بلند اختر، یا حضرت معصومه!
ای برگ و بر یاسین، در باغ حیا و دین!
آرام دل حیدر، یا حضرت معصومه!
در دائرهٔ فریاد، هرگز نبری از یاد
مارا به صف محشر، یا حضرت معصومه!
از فیض گذرگاهت! شد خاکِ سر راهت!
مارا همه تاج سر، یا حضرت معصومه!
آیین کرامت را، خورشید امامت را
ای خواهر گردون فر، یا حضرت معصومه!
چون شمع به هر محفل، هستی همه جا هم دل
با شمس فلک افسر، یا حضرت معصومه!
در باغ دل رحمت، هم نامی و هم صحبت
با دختر پیغمبر، یا حضرت معصومه!
چون فاطمه ی زهرا، در باغ دل طاها
هستی تو گل باور، یا حضرت معصومه!
دل از تو شده روشن، نامت شده در گلشن
گلواژهٔ هر دفتر، یا حضرت معصومه!
در دیدهٔ آب و گل، از هرچه بگوید دل
شأن تو شده برتر، یا حضرت معصومه!
مثل تو نخواهد دید، در آینه بی تردید
چشم دل قم دیگر، یا حضرت معصومه!
#استاد_محمد_علی_صفری_زرافشان
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati