eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
۵۹ (حضرت ابوالفضل ع) تو عباس و گل ام البنینی گل باغ امیرالمؤمنینی به حیدر نور عینی علمدار حسینی ابوفاضل یا عباس۲ میان خلق عالم گشته رایج تویی مولای من باب الحوائج به تو مولی پناهم نما امشب نگاهم ابوفاضل یا عباس۲ به همراه حسین کرب و بلایی ز لطف او امید خیمه هایی تویی ساقی طفلان فدای دین و قرآن ابوفاضل یا عباس۲ شنیدی ناله های کودکان را بدیدی دیده های درفشان را همه با کام عطشان همه با چشم گریان ابوفاضل یا عباس۲ بدیدی کام عطشان اصغرش را شنیدی ناله های مادرش را علی تشنه ی آب است بر او گریان رباب است ابوفاضل یا عباس۲ از این غم ها شده اشک تو جاری برفتی بهر طفلان آب آری الا ماه مدینه شده گریان سکینه ابوفاضل یا عباس۲ شرر زد دشمن دین بر دل تو بسوزانده تمام حاصل تو دو دست تو جدا شد ز کین فرقت دوتا شد ابوفاضل یا عباس۲ ز تیر کینه پاره گشته مشکت بریزد جای آب از دیده اشکت فتادی بر روی خاک ولی با پیکر چاک ابوفاضل یا عباس۲ برادر تا شنید ادرک اخایت بگفتا جان من گردد فدایت کنار تو رسیده حسین قامت خمیده ابوفاضل یا عباس۲ حسین فاطمه قلب شکسته کنار پیکر چاکت نشسته نمی آید صدایت بگرید از برایت ابوفاضل یا عباس۲ @nohe_sonnati
۶۰ (حضرت ابوالفضل ع) دردانه ی ام البنینی عباس جان امیرالمؤمنینی عباس همچون حسین حامی دینی عباس آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ باب الحوائج بر علی نور عین یار و مددکار شه عالمین نازد به تو تا صف محشر حسین آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ یار و مددکار حسین اباالفضل میر و علمدار حسین اباالفضل هستی تو سردار حسین اباالفضل آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ ماه درخشان حسین تو هستی آیه ی قرآن حسین تو هستی ساقی طفلان حسین تو هستی آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ به خیمه ها تو دیده ای کودکان غربت شان ز تشنگی شد عیان دشمن زند بر همه زخم زبان آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ از مرتضی عباس یادگاری رفتی که آب از علقمه بیاری از بهرشان اشک تو گشته جاری آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ دست تو در برگشتنت جدا شد فرق تو با عمود کین دوتا شد جان تو در راه خدا فدا شد آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ مقتل تو کرده چنین روایت تا که شنید برادرت صدایت گفتا که جان من شود فدایت آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ برادرت رسیده در کنارت با دیدنت گردیده بی قرارت خون شد دل او وقت احتضارت آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ تا که صدای تو حسین شنیده با اشک و ناله در برت رسیده از غم تو قامت او خمیده آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ حسین فاطمه دل شکسته آمده در کنار تو نشسته کنار تو دخیل گریه بسته آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ @nohe_sonnati
۶۱ (حضرت ابوالفضل ع) مولی اباالفضل و گل ام البنینی تو دردانه ی مولی امیرالمؤمنینی تو همچون حسین بن علی حامی دینی تو دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ از کودکی محرم اسرار حسینی تو در کربلا میر و علمدار حسینی تو با بذل جان خود خریدار حسینی تو دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ نجل علی مرتضایی یا ابوفاضل فرمانده ی کل قوایی یا ابوفاضل در راه دین حق فدایی یا ابوفاضل دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ تو ساقی لب تشنگان کربلا هستی از سوی مولی پاسدار خیمه ها هستی شهید راه نهضت خون خدا هستی دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ تو در شجاعت همچنان حیدر کراری همچون حسین بن علی تو مرد پیکاری بهر حسین فاطمه کردی علمداری دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ دیدی به خیمه کودکان تشنه لب گریان بهر غریبی حسین بن علی نالان آماده اند بهر شهادت با لب عطشان دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ آب آور طفلان ز چه دستت جدا گشته تو با عمود آهنین فرقت دوتا گشته در راه دین مصطفی جانت فدا گشته دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ تا که شنیده ناله ی ادرک اخای تو خون شد دل برادر تو از صدای تو گفتا که عباسم شود جانم فدای تو دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ گفتا برادر تن بی دست تو دیدم من تا که کنار پیکر پاکت رسیدم من از سوز داغ تو اباالفضلم خمیدم من دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ @nohe_sonnati
یاس من گلبرگ های تو جدا افتاده است عطر عباسی تو دست صبا افتاده است چون اناری سرخ پاشیده شدی برروی خاک پاره های پیکرت ازهم جدا افتاده است درهیاهوی ستم موج صدایت گم شده؟ یا که خشکیده گلویت ازصدا افتاده است؟ می شود یک بار دیگر یا اخا خوانی مرا تا ببینم پیکر تو درکجا افتاده است تیرها را دیده ام قصد زیارت کرده اند درضریح چشم تو تیری زپا افتاده است علقمه یک سو،تنت یک سو،علم سوئی دگر فاصله دربین دستانت چرا افتاده است؟ حیدر دشت بلا، شمشیر خورده برسرت! بر زمین عباس من یا مرتضی افتاده است؟ هیچ کس آبی نمی خواهدکه آب ازسرگذشت با غمت آتش به باغ لاله ها افتاده است از حضور فاطمه وز ناله های گرم او شورشی در سرزمین کربلا افتاده است زیر باران سپهر دیدۀ خون ریز من بلبل طبع «وفایی» از نوا افتاده است @nohe_sonnati
آبی نبود اگر که تو دریا نمی شدی مشکی نبود اگر که تو سقا نمی شدی حالا که مثل نور شدی و قمر شدی ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی این تیر با نگاه نظر می زند تو را حالا نمی شد این همه زیبا نمی شدی؟! می خواستی که تیر نگیرد تن تو را کاری نداشت، خوش قد و بالا نمی شدی تو جمع خیمه بودی و تقسیم کردنت ور نه در این مزار کمت جا نمی شدی پیش قد حسین، تمامت شکسته بود تقصیر تو نبود اگر پا نمی شدی @nohe_sonnati
عشق نكهت ز گلستان تودارد عباس جلوه ازمهردرخشان توداردعباس ادب وغيرت ومردي زازل تابه ابد حيرت ازشوكت و ايمان توداردعباس ابرازچشم تو آموخته باريدن را آسمان چشم به چشمان توداردعباس عشق وايمان وجوانمردي وايثاروشرف تاابدتكيه به دستان توداردعباس اي كه فرمانبرسالارشهيدان بودي آسمان گوش به فرمان توداردعباس شورايمان ومحّبت به حسين بن علي ريشه درهستي ودرجان توداردعباس شب عا شورچه گفتي توبه دشمن كه جهان حيرت ازغيرت ووجدان توداردعباس ساحل شط فرات ازغم توغرق غم است علقمه نكهت هجران توداردعباس آب گرطوف حريم توكندتا صف حشر خجلتي ازلب عطشان توداردعباس هرشهيدي كه سرازخاك لحدبردارد حسرت از رُتبه وعنوان توداردعباس باشهادت توبه معراج رسيدي وفلك بي جهت چشم به پايان توداردعباس توپناه همه ی عالمي و هردل پاك خانه درگوشة ايوان توداردعباس كعبه ی حاجت واميددل خلق توئي درد اميد ز درمان توداردعباس چه به دنياچه به عقبي چه ندارددردست هركسي دست به دامان توداردعباس سبب خيردودنياي«وفایي»شده است آبروئي كه زاحسان توداردعباس @nohe_sonnati
هرکسی رفت بدنبال تو راهش وا شد هرکسی بوسه به پای تو نزد رسوا شد آب محتاج لب توست نه تو محتاجش! لب خشکیده ی تو داغ دل دریا شد پسر چهارم زهرایی و ابن الزهرا بودنت مایه امید بنی الزهرا شد.. جا روی چشم تر مهدی زهرا دارد آن عریضه که بدستان شما امضا شد بخدا مثل تو در بین برادرها نیست بخدا داشتنت حسرت خواهر ها شد اهل حاجت همه سال به کس رو نزدند صبر کردند همه تا شب تاسوعا شد تا قیامت جلوی هیچکسی خم نشود قد هرکس جلوی پرچم سبزت تا شد من ندادم به سکینه قسمت!میترسم یک نفر داد قسم در حرمت غوغا شد تو از اول حسنی بودی و دیدند همه چقدر تیر براین پیکر زخمت جا شد @nohe_sonnati
ای بزرگ خاندان آب ها آشنای مهربان آب ها در مقام شامخ سقائیت بند می آید زبان آب ها با تماشای لب دریائیت آب افتاده دهان آب ها مثل دریایی ولیكن می دهی مشك خشكی را نشان آب ها زیر بار تیر های مشك تو خورد گردید استخوان آب ها بعد لب های تبسم ریز تو گریه افتاده به جان آب ها از وداع تو حكایت می كند دست های پر تكان آب ها گریه ی امروز مال چشم تو گری یه فردا از آنِ آب ها راستی بی تو چه رنگی می شود؟ شعرهای شاعران آب ها... @nohe_sonnati