eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
(پاره دم امام سجاد ع) کشتند اعدا حجت خدا را بلاکش نهضت کربلا را آن قهرمان محنت و اسارت مسموم شد در سنگر شهادت @nohe_sonnati
پاره دم ما کجا و بزم میخواران کجا ما کجا و سنگ چون باران کجا امام الساجدین حاجت روا شد دگر راحت ز داغ نینوا شد قاتل من زهر شرر بار شد قاتل مادر در و دیوار شد در آتش خیمه بلا کشیده رأس پدر به روی نیزه دیده سجادم و به هر غمی دوایم تب دارم و بیمار کربلایم محکمترین زنجیر را ببندید اما به اشک عمه ام نخندید خون چکد از دست و ز پای سجاد آتش بیفتد به عبای سجاد داغ عزیزان همه قاتلش شد زهر جفا تسلی دلش شد روضه ی چارمین امام روضه فقط روضه ی شام امام سجاد خطیب عشق است یوسف شهر کوفه و دمشق است دوباره ماتم عظمی به پا شد امام چارم شیعه فدا شد @nohe_sonnati
(دو دمه امام سجاد ع) زین العابدین وصی چارم پیغمبر(از جفای مشرکین باقرش بود غمین) گشته مسموم ز جور فرقه ای بد اختر(از جفای مشرکین باقرش بود غمین) نور خلاق مبین سید سجاد حزین(از جفای مشرکین باقرش بود غمین) گشته مسموم تنش ز زهر دشمنان دین(از جفای مشرکین باقرش بود غمین) @nohe_sonnati
دودمه من به خون غلتیدن خون خدا را دیده ام کربلا را دیده ام باغ گلهای خزان و سر جدا را دیده ام کربلا را دیده ام من امام الساجدین هستم که در تاب و تبم آمده جان بر لبم تا ابد ممنون لطف عمه ی خود زینبم آمده جان بر لبم در دیار شام از جور و جفای مشرکین یا اله العالمین دست و پایش روی ناقه بسته با زنجیر کین یا اله العالمین من خزان باغ هفتاد و دو لاله دیده ام اشک و ناله دیده ام تازیانه خوردن طفل سه ساله دیده ام اشک و ناله دیده ام لرزه افتاده است بر اندام رکن عالمین او حسین را نور عین بعد عمری گریه کردن می رود سوی حسین او حسین را نور عین ای اهل ولا ماتم سجاد به پا شد مدینه کربلا شد آن همسفر زینب غم دیده فدا شد مدینه کربلا شد با دو دست بسته هستم من امیر کاروان الامان از شامیان بر تماشایم همه صف بسته اند این کافران الامان از شامیان سوخت از زهر شرر بار خدایا جگرم من حسین را پسرم رأس پر خون پدر هست به پیش نظرم من حسین را پسرم خون چکد از دست و از پای امام چارمین یا اباصالح ببین در کنارش بر فراز نیزه راس شاه دین یا اباصالح ببین من به دشت کربلا دیدم سرت از تن جدا یا ذبیحاً بالقفا پیکرت روی زمین و راس تو بر نیزه ها یا ذبیحاً بالقفا من به چشم خویش دیدم راس بابم شد جدا یا اباصالح بیا با لب تشنه چه گویم من خدایا از قفا یا اباصالح بیا خیز و بنگر پدرت شد کشته ی زهر جفا مهدی زهرا بیا ناله ی زهرا رسد بر گوش جان در این عزا مهدی زهرا بیا خنده ی اهل جفا می کرد قلبم را کباب وای من از این عذاب یادم آمد نیشخند حرمله اشک رباب وای من از این عذاب من علی بن الحسینم پور شاه سر جدا آه و صد واویلتا دیده ام در کربلا فرق عمویم شد دو تا آه و صد واویلتا کشته دیدم؛ تن عریان تو یادم آمد ای قتیل عریان تشنه دیدم؛ لب عطشان تو یادم آمد ای ذبیح عطشان شد سراپای وجودم شعله از زهر جفا من غریبم ای خدا گه بسوزم من ز زهر کینه گه از کربلا من غریبم ای خدا مادرم فاطمه دریاب مرا جان حسین جگرم پاره شده می زنم ناله به یاد لب عطشان حسین جگرم پاره شده ای صدای گریه هایت تا ابد در گوش ما یا علی بن الحسین ای ضریح قبر ویران تو در آغوش ما یا علی بن الحسین خون تو احیا نمایم با زبان گریه ام یا قتیل العبرات بعد زهرا مادرم من قهرمان گریه ام یا قتیل العبرات بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام بر لبم جان دیده ام مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام بر لبم جان دیده ام من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام بر لبم جان دیده ام خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام بر لبم جان دیده ام حاجی ام را در دل گودال عطشان دیده ام بر لبم جان دیده ام عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام بر لبم جان دیده ام یادگار کربلا با ما بگو از کربلا ای عزیز مصطفی با دو دست بسته ات وا کن گره از کار ما ای عزیز مصطفی گر چه قلبم را شکسته غصه های کربلا وای از شام بلا بر سر بازار شد راز دل من بر ملا وای از شام بلا خطبه هایش ذوالفقارِ کوفه و شامِ بَلاست پای تا سَر مرتضاست دستهایِ بسته یِ سجّاد هم خیبر گشاست پای تا سَر مرتضاست @nohe_sonnati
۱ (امام سجاد ع) شام عزای زین العابدین است ایام حزن فخر الساجدین است یا سید الساجدین یا افضل العابدین برپا عزای شبل بوتراب است شاهی که شافع یوم الحساب است مدح آباء او نص کتاب است او نسل طیبین و طاهرین است آن مظهر الاسماء و نور داور بر خلق رهنما سبط پیمبر نور دو دیده ی زهرای اطهر نوباوه ی امیرالمؤمنین است شاهی که عالم ظل رحمت اوست بی حد در دار دنیا محنت اوست بر شیعیانش لطف و شفقت اوست مولا و سرور اهل یقین است گویم از ماجرای او عزیزان از کربلا یا که از شام ویران الکن باشد زبان از گفتن آن نی طاقتی آن را بر سامعین است در کربلا داغ باب گرامش ضعف تن و یا که آب و طعامش از محنتی که آمد از ظلامش با آن که روحبخش ماء و طین است او دیده کشته ی برادرش را دیده داغ شش ماهه اصغرش را در خون غلتان عموی اطهرش را از داغ هر یکی زار و غمین است او دیده کربلا قحطی آب است دیده از تشنگی دل ها کباب است کف قاسم از خون سر خضاب است در زیر آفتاب آتشین است از بعد قتل باب و یاورانش بعد از شهادت برادرانش آتش به خیمه گاه خواهرانش از کینه و جفای مشرکین است با آن تن تبدار و بی قرارش کرده بر ناقه ی عریان سوارش‎ ‎ افتاد آن دم که در مقتل گذارش دیدی نعش بابش روی زمین است چشمش افتاد بر آن جسم صد چاک افتاده بر زمین آن پیکر پاک می خواست جان دهد آن سبط لولاک بر آن که کشته ی اعدای دین است گویم از کوفه بر او بس جفا شد ظلم و ستم از قوم بی حیا شد رأس انصار او بر نیزه ها شد گویا با کوفیان جفا عجین است دیگر او را بردند شام ویران با عمه ها و با دیگر اسیران با خواهران و اطفال و صغیران جمعی که قلبشان اندوهگین است اندر کنج خرابه جایشان بود روز و شبان آن جا مأوایشان بود بر آسمان بلند آوایشان بود آن جا کی جای آل طیبین است با آن همه آلام و رنج و کربت یاران بر او روا در دار محنت کی بد زهر هشام بی مروت شاهی که حجت جان آفرین است یا رب حوائج ما را روا کن قسمت این جمع را کرب و بلا کن از مرحمت جوادی را عطا کن آن جا که آن تن اطهر دفین است‎ زمینه:عباس از کف بریز آب روان را @nohe_sonnati
۲ (امام سجاد ع) سید سجاد،گرم افغان است از غم بابا،سینه سوزان است مظلوم زین العابدین مغموم زین العابدین سید سجاد،داخل خرگاه در تب و تاب و،با فغان و آه بود و می نالید،کآمدش ناگاه صوت محزون کز،سوی میدان است صوت بابایش،چون به گوش آمد خون به رگ های،او به جوش آمد از زبان او،این سروش آمد گفت هان وقت،وصل جانان است پس صدا زد کای،عمه ی نالان ناله ی بابم،آید از میدان گوید ای مردم،ای ستمکاران بر دلم بس داغ،از جوانان است ای ستمکاران،تشنه و زارم یکه و تنها،بین اشرارم هست آیا کس،تا شود یارم سودتان بالله،عین خسران است عمه جان گر طاقت ندارم من جانب میدان،پا گذارم من از غمش اکنون،بی قرارم من کز غم غربت،زار و حیران است عمه جان بنگر،دشت و میدان را خفته در معبر،جمله یاران را غرقه در خون بین،نوجوانان را کشته از ظلم و،جور عدوان است یک طرف اکبر،غرقه در خون است قطعه قطعه بر،خاک هامون است یک طرف لیلا،زار و محزون است می زند بر سر،دیده گریان است اصغر بی شیر،غرقه خون شد وای روی دست باب،لاله گون شد وای مادر زارش،بی سکون شد وای کشته اصغر از،تیر و پیکان است آه از ظلم،قوم بی بنیاد کشته شد ای آه،قاسم ناشاد قامت سروش،همچنان شمشاد از جفا زیر،سم اسبان است دست عباس از،تن قلم گشته واژگون از زین،با علم گشته قد بابم از،غصه خم گشته دیده بر راهش،جمع طفلان است عمه جان تا کی،اشک غم ریزم گیر دستم را،تا ز جا خیزم با عدو با تیغ،تا که بستیزم با پدر باشم،تا به تن جان است سید سجاد،سبط پیغمبر شو شفیع ما،جمله سر تا سر هم جوادی را،در صف محشر چون نیاز ما،عفو و غفران است زمینه:سوم قتل،شاه مردان است @nohe_sonnati
۳ (امام سجاد ع) وارث پیمبر،زین العابدین است نور چشم حیدر،فخر ساجدین است مظلوم زین العابدین مسموم زین العابدین حجت خداوند،جانشین احمد سرو باغ حیدر،نوگل محمد نور چشم زهرا،آن امام امجد مجتبی خصال آن،سبط سومین است آن که در عبادت،خالقش ستوده مدح حضرتش را،بارها سروده باب علم و دانش،بر جهان گشوده آن که افتخار،جمله ساجدین است داغ کربلایش،بود همیشه در دل بودش از غم باب،اشک دیده حاصل یاد آن ستم ها،بود در مقابل سبط مصطفی را،کی روا چنین است بعد باب امجد،بوده تا چهل سال در عزای بابش،آن ستوده اقبال بلکه تا چهل سال،بودش این چنین حال آن که عالمی از،بهر او حزین است بوده روز عاشور،حالتش دگرگون از جفای دشمن،مضطر و جگرخون بود در تب و تاب،بین دشت و هامون آن که روحبخش،مهر و ماء و طین است بعد قتل باب و جمله یاورانش هم شهادت عم،هم برادرانش زآتش ستم سوخت،قلب خواهرانش زین غموم بی حد،شیعه دلغمین است با تن ضعیف و حالت پریشان با حریم سبط،خاتم رسولان شد سوار روی،ناقه های عریان ظلم و جور اعدا،باز در کمین است چون گذار آن ها،سوی مقتل افتاد دید بر روی خاک،آن امام امجاد جسم قطعه قطعه،از حسام فولاد اوفتاده بی سر،بر روی زمین است سبط پیمبر عابدین-فرزند حیدر عابدین گویم از جفای،کوفیان چه ها شد ظلم بی حد از آن،قوم بی حیا شد رأس شاه دین بر،روی نیزه ها شد بر مرام دشمن،جور و کین عجین است آن همه مصایب،آن امام بیمار دید از جفای،دشمن ستمکار زهر کی روا بود،از هشام غدار بر وجود آن که،زآل طیبین است یا رب از عنایت،مرقد پیمبر کن نصیب ما را،آن حریم اطهر تا که با جوادی،در بقیع انور آن زمین که قبر،زین العابدین است زمینه:بهرت آورم آب،غم مخور عموجان @nohe_sonnati
۴ (امام سجاد ع) من علی ابن الحسینم وارث حیدر منم یادگار فاطمه صدیقه ی اطهر منم سبط پیغمبر منم وارث حیدر منم آن که با شاه شهیدان همسفر بوده منم آن که از یثرب به همراه پدر بوده منم همرهش با محنت و خوف و خطر بوده منم همسفر در هر مکان با آل پیغمبر منم در بیابان ها به همراه عزیزان حسین بوده ام همراه شان لبیک گویان حسین شاهد احوال محزون و پریشان حسین دل پریشان بهر آن مظلوم بی یاور منم آه از آن روزی که وارد شد به دشت کربلا همره آل پیمبر گشت با غم مبتلا شد مهیا بهر ما اندوه و رنج و ابتلا شاهد آن رنج های بی حد و بی مر منم کاروان ما در آن وادی غم منزل نمود روز دیگر خصم دون آمد در آن وادی فرود بهر قتل شاه دین لشکر پی لشکر فزود بل گواه وحدت آن شاه بی لشکر منم من چه گویم از جفای آن گروه ناصواب روز دیگر آه بر روی حسین بستند آب زان جفا بردند از آن تشنگان آرام و تاب آن که دیده کودکان را تشنه در منظر منم روز عاشورا چو عمویم اباالفضل جوان رفت تا آب آورد از بهر جمع تشنگان جان فدا بنمود از بهر کمی آب روان بی قرار از بهر آن سقای آب آور منم من زین العابدینم-من فخر الساجدینم سجاد غمپرور منم-نوباوه ی حیدر منم آن که در بین جوانان از همه زیباتر است آن که باشد شبه پیغمبر علی اکبر است روز عاشورا نشان تیر و تیغ و خنجر است آن که دیده پیکرش صد چاک از خنجر منم مادرش لیلا چه سان دیده است جسم اطهرش چون به دارالحرب آمد در کنار اکبرش دید صد چاک از جفای قوم دونان پیکرش مضطرب محزون برای آن غمین مادر منم آه و واویلا که دیده کودک شش ماهه را بر گلویش تیر زهرآلود آید از جفا مادرش در انتظارش باشد او را از وفا دیده گریان سینه سوزان بر علی اصغر منم سبط پیمبر عابدین-فرزند حیدر عابدین مظلوم زین العابدین-مغموم زین العابدین یادم آید عمه ام زینب میان قتلگاه از جگر افغان کشید و زد به سر گفت آه آه این تن سبط رسول عالمین است ای اله خواهر این جسم پاره پاره در معبر منم روز عاشورا بسی گشتم مکدر حیف حیف تا نشد یاری کنم سبط پیمبر حیف حیف لاجرم بر خاک آن جسم مطهر حیف حیف شد رها بی مونس و بی یاور و مضطر منم ذکر ما در هر عزاداری است یاران یا حسین گفت و گوی ما بود با یکدگر مولی حسین اجر و پاداش جوادی در دو دنیا با حسین لطف او شامل شود گر شاد در محشر منم زمینه:راسته @nohe_sonnati