دوبیتی
بشکـنـد دستی که فـرقـت را گسست
من بمـیـرم تیـغ تـا ابـرو نـشست
آن که خـورد از سفـرهات نـان و نمک
نـانجـیـب آخـر نمکـدان را شکـست
#مصطفی_محمدی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
دوبیتی
ای خواب به چشمی که نمیخفت بیا
ای خنده به غنچهای که نشکفت بیا
دیوار و درِ کوفه زبان شد که مرو
اما چه کنم فاطمه میگفت بیا
#استاد_علی_انسانی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
دوبیتی
شب تا به سحر نماز میخواند علی
با دیدهی تَر، نماز میخواند علی
آن صبح که سجدهگاه در خون غلتید
گفتند: «مگر نماز میخواند علی؟»
#سعید_بیابانکی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
شعر و شجر برای علی گریه می کند
تیغ و سپر برای علی گریه می کند
محراب کنج مسجد کوفه کشید آه
مرغ سحر برای علی گریه می کند
مرغابیان سرشک فشاندند از پی اش
قلابِ در برای علی گریه می کند
جبریل نوحه خواند که ای وای قَد قُتِل
بشکسته پر برای علی گریه می کند
آمد ز راه، فاطمه با ضجه های او
دیوار و در برای علی گریه می کند
شش ماهه محسن است در آغوش فاطمه
دارد پسر برای علی گریه می کند
پیغمبر است آمده همراه انبیاء
خیرالبشر برای علی گریه می کند
صحرا و چاه و کوه و در و دشت و نخل ها
هر خشک و تر برای علی گریه می کند
حکم قضا بر آل علی گشته تیغ و زهر
حتی قَدَر برای علی گریه می کند
گشت است کعبه سخت عزادارِ مولِدش
رکن و حجَر برای علی گریه می کند
با هر یتیم چشم «رئوفی» تمام عمر
یاد پدر برای علی گریه می کند
#حسین_رئوف
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
عالم و آدم کند گریه برای علی
حیف که در خاک رفت قد رسای علی
نخل بوَد منتظر چاه بوَد بیقرار
حیف که خاموش شد صوت دعای علی
گریه کند صبح و شام اشک فشانَد مدام
تا که عدالت زند بوسه به پای علی
زندگی بیعلی سختتر از مردن است
کاش که ما میشدیم کشته به جای علی
دامن محرابِ خون گشته بر او قتلگاه
مسجد کوفه شده کرب و بلای علی
تیغ به دشمن دهد، بذل به قاتل کند
گر ببرد کودکی شیر برای علی
مسجدیان یک طرف جمله گشایید صف
تا که یتیمان نهند سر به سرای علی
پیر فقیری زند بر سر و بر سینهاش
طفل یتیمی شده نوحه سرای علی
بذل و عنایت ببین لطف و کرامت ببین
قسمت قاتل شده سهم غذای علی
میدمد از سنگها نالۀ «یا سیدی»
میچکد از نخلها اشک عزای علی
ثروت هر کس همان مال و منالش بوَد
هستی «میثم» بوَد مهر و ولای علی
#استاد_غلامرضا_سازگار
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
امشب علی مرتضی، عازم به عقبا می شود
با چهره ی غرقِ به خون، مهمان زهرا می شود
امشب غریبانه رود، جسمش به روی شانه ها
مظلومی آن مقتدا، بنگر که امضا می شود
امشب یتیمی غرقِ غم، دارد فغان با چشم تر
حال علی را خونجگر، پرسان و جویا می شود
امشب ز هجر مرتضی، در موجی از اشک عزا
زینب پر از فریاد غم، از داغ بابا می شود
امشب اگر ظلمت سرا، می گردد ای یاران جهان
پنهان به زیر خاک ها، رخسار مولا می شود
امشب رود سوی جنان، مولای حق جویان علی
چشمان فرزندان او، از اشک دریا می شود
امشب ز داغ مرتضی، آوای واویلا رسد
کرب و بلای دیگری، در کوفه برپا می شود
امشب ز هر ویرانه ای، گردد بلند آوای غم
یعنی که هر بیچاره ای، مشغول نجوا می شود
امشب ز شعر «یاسر» و اشک روان از دیده اش
بر کودکان بی پدر، عرضِ تسلّا می شود
#محمود_تاری_یاسر
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
حیدر امام ما و حیدر امام قنبر
قنبر غلام حیدر، ما هم غلام قنبر
خدمت به مرتضی را لایق نبود هرکس
مرغ سعادت اما پر زد به بام قنبر
او احترام دارد از احترام مولا
ما احترام داریم از احترام قنبر
هرکس به رتبه ی خود جایی مقام دارد
او زیر پای حیدر ما زیر گام قنبر
از شیعیان زهرا، زن ها به فضه معروف
از شیعیان مولا، مردان به نام قنبر
وقتی سلام حیدر در شهر بی جواب است
می شد دل علی شاد از یک سلام قنبر
القصه ما کجا و درک مقام مولا
مائیم و آرزوی درک مقام قنبر
#محسن_ناصحی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
علی ای میر پهلوان عرب
زیر تیغت سر یلان عرب
ای در خیبر از تو کنده شده!
وز تو لات و هبل فکنده شده!
خصم شد هر که کردگار تو را
بوسه زد تیغ ذوالفقار تو را
ای مناجاتی شبانه! علی!
ای نماز تو عاشقانه! علی!
آن چنانی که تیر وقت دعا
کشد از پا برون طبیب، تو را
نیز در وقت سجده بر سر تو
می زند تیغ خصم کافر تو
شانه های تو، آه! قامت تو
آن ستون های استقامت تو
بار اندوه عالمی می برد
دل تو غصه ی جهان می خورد
شب که می شد تو بودی و غم تو
-عالم رنج و راز – عالم تو
تا که پنهان ز خلق زیر گلیم
ببری شام کودکان یتیم
علی! ای پرّ و بال همقفسان!
خود پر از درد و دردمند کسان!
ای درِ شهر علم مصطفوی!
عَلَم سبز حلم مرتضوی!
ای علی! ای تو را هنوز فغان،
در دل چاه های کوفه نهان
حق که دیوار کعبه منشق کرد
هم تو را طفل دامن حق کرد
کعبه در ظاهر ابتدای تو بود
کوفه در ظاهر انتهای تو بود
تو ولی، بی زمان و هنگامی
هم بیآغاز و هم بیانجامی
بودی و آسمان نبود هنوز
هم زمین، هم زمان نبود هنوز
گر به شوقت نیافرید خدا
از چه کرد این جهان پدید خدا
#حسین_منزوى
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
دوبیتی
بر قبله ی آفتاب می ریخت تراب
با چشم پر از گلاب می ریخت تراب
امشب چه گذشت بر دل خون حسن
بر روی ابوتراب می ریخت تراب
#محمد_حسین_مهدی_پناه
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
بگو به خواب که آید به چشم بیدارش
دلا بسوز که مولا تمام شد کارش
سریعتر بدنش را به خاک بسپارید
که در بهشت، علی وعده کرده با یارش
زمینیان غمیگین، آسمانیان خوشحال
که بیقرار دلی میرسد به دلدارش
برای دیدن دست کبود فاطمهاش
به عرش رفته یدالله دست حق یارش
خدا کند ز علی باز رو نگیرد؛ آه
خدا کند برود ابر از شب تارش
دوباره دست به پهلوی خود نگیرد کاش
دوباره گل نکند کاش زخم مسمارش
خلاصه باز علی جان دهد اگر آید
دوباره فاطمهٔ زخمیاش به دیدارش
علی که سیر شد از کوفه زینبش هم رفت
چه کوفهای که تمامی نداشت آزارش
چه کوفهای که دوباره کشاند زینب را
نه بین مجلس تفسیر بین انظارش
رواست کوفه خودش را فرو برد در خاک
که رفت دختر غیرت میان بازارش
گرفت كوفه كس و كار دخت حيدر را
امان ز مردم نامرد بی کس و کارش
#محمد_علی_بیابانی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
تو را با کینه و آزار کشتند
تو را تکرار در تکرار کشتند
نه دیروز و نه امروز است، عمریست
تو را مردم هزاران بار کشتند
تو را در مسجد کوفه نه، بابا
تو را بین در و دیوار کشتند
تو را با تیزی شمشیرشان نه
تو را با تیزی مسمار کشتند
تو را در کوفه در مسجد ولیکن
مرا در کوفه در انظار کشتند
مرا دروازه ی ساعات بابا
مرا در شام در بازار کشتند
#وحید_محمدی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati
گفته ام زینب ببوسد حنجرت را بی گمان
زیر خنجر بوسه خواهر به دردت می خورد
کربلا چون می روی با خود عبایم را ببر
وقت برگرداندن اکبر به دردت می خورد
بی سبب مادر به زینب کهنه پیراهن نداد
بی کفن، پیراهن مادر به دردت می خورد
در رکوع عشق در گودال هم انفاق کن
پس نگین سرخ پیغمبر به دردت می خورد
زینبم همراه خود تو چند تا معجر ببر
در هجوم سنگ ها معجر به دردت می خورد
دخترم تو پا به پای من مریز اشک روان
روزگاری این دو چشم تر به دردت می خورد
#مهدی_محمدی
#امام_علی_ع
@nohe_sonnati