eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
من ندانم چه حساب است، بیا برگردیم که دلم در تب و تاب است؛ بیا برگردیم نام این دشت زد آتش به غم آباد دلم این چه خاک است؟ چه آب است؟ بیا برگردیم جلوه ی روی تو در مردمک چشم من است تا که این عکس به قاب است، بیا برگردیم نکند بی تو از این معرکه برگردم من هجر، سرگرم شتاب است، بیا برگردیم بین اینان که ز صخره دلشان سنگ تر است سنگ بر آینه باب است، بیا برگردیم ما همه تشنه ی دیدار تو و طرح عطش نقشه اش نقش بر آب است، بیا یرگردیم دخترت چشم به من دارد و گوید: عمّه تا عمو پا به رکاب است، بیا برگردیم دوش در گوش دلم خواند رفیقی بیتی با ردیفی که چه ناب است: بیا برگردیم طاقت تیر ندارد گلوی اصغر تو تا در آغوش رباب است، بیا برگردیم @nohe_sonnati
دوباره عطر محبت وزید بسم الله دوباره ماه محرم رسید بسم الله سرآمد عاقبت این انتظار یک ساله به اذن حضرت شاه شهید بسم الله اگر که آمده ای روسیاه و شرمنده میان روضه شوی رو سفید، بسم الله به اشک، دیدهٔ مهدی ندیده را تر کن اگر که آمده ای با امید بسم الله بیا که روضه مجال دوباره نو شدن است عزیز فاطمه درهم خرید بسم الله ... رسید قافله عاشقان به کرب و بلا پر از ستاره و سرو رشید بسم الله همین که خواند به لب آیه های استرجاع صدای گریه گل را شنید بسم الله ندیده عالم از این داغ، داغ سنگین تر نگفت، آنکه سرش را برید، بسم الله @nohe_sonnati
۱ (دم بازاری حضرت رقیه س) ‏(زمینه۲) ‏۱ گفت رقیه با صد افغان با سر شاه شهیدان بعد تو کرد دشمن اسیرم جان بابا یتیم و صغیرم یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۲ زجر دون بس داده زجرم رفته از دل تاب و صبرم خوب شد آمدی جان بابا تا دهی کودکان را تسلی یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۳ گویم ای بابا ز حالم با تو از رنج و ملالم یک شب از قافله مانده بودم بس کتک از عدو خورده بودم یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۴ من دگر طاقت ندارم در قدومت جان سپارم کن تو احسان به من جان بابا همره خود ببر دخترت را یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۵ آه از آن دم کان سه ساله اوفتاد از آه و ناله درد دل کرد تا آن که جان داد راه بر رهروانش نشان داد یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۶ قلب زینب پر ز خون شد بار غم هایش فزون شد دید تا دختر نازدانه گفته لبیک حق را شبانه یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۷ شد خرابه مأمن او دست ما و دامن او قبر او در دیار دمشق است قبله ی رهرو راه عشق است یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۸ ای خدای حی سبحان حرمت اشک یتیمان بگذر از جرم ما و محبان کن روا حاجت ما ز احسان یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ @nohe_sonnati
۲ (دم بازاری حضرت رقیه س) ‏(زمینه۶) ۱ منم رقیه،بنت الحسینم بر شاه عطشان،نور دو عینم یتیمم از جفای قوم عدوان سفیر حسینم در شام ویران ‏۲ کاخ ستم را،ویران نمایم نهضت بابا،پایان رسانم جانفشانی کنم با چشم گریان سفیر حسینم در شام ویران @nohe_sonnati
۳ (دم بازاری حضرت رقیه س) ‏(زمینه۱) ۱ من دختر سه ساله ی حسینم یتیمه ی سرور عالمینم در کوفه و شام،افغان نمودم کاخ ستم را،ویران نمودم ‏۲ رأس پدر بی پیکرش چو دیدم دستی به چشمان ترش کشیدم غم های خود را،عنوان نمودم کاخ ستم را،ویران نمودم ‏۳ اندر حضور رأس باب و زینب در راه حق گشتم فدا در آن شب مهمان نوازی،با جان نمودم کاخ ستم را،ویران نمودم ‏۴ در شام من سفیر نینوایم بیانگر صحنه ی کربلایم وفا به عهد و،پیمان نمودم کاخ ستم را،ویران نمودم @nohe_sonnati
۴ (دم بازاری حضرت رقیه س) ‏(زمینه۲) ۱ دختر شاه شهیدان در خرابه با صد افغان گفت عمه پدر از تو خواهم آب و نان دیگر از تو نخواهم یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۲ گفت رقیه نیمه ی شب با دلی خون عمه زینب گو چه شد باب نیکو عذارم بودی اکنون پدر در کنارم یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۳ لرزه ای بر کاخ دشمن اوفکند از شور و شیون تا که خصم از ره جور و بیداد رأس بابا برایش فرستاد یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۴ رأس بابا را در آغوش برگرفت و رفتی از هوش حق دیدار بابا ادا کرد در کنار سرش جان فدا کرد یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ ‏۵ برگرفت او رأس بابا با پدر از جور اعدا ناله و گفت و گو آن قدر کرد تا که جان را فدای پدر کرد یا حسین،یا حسین،یا حسین جان۲ @nohe_sonnati
۵ (دم بازاری حضرت رقیه س) ‏(زمینه۱) ‏۱ رقیه دخت سرور شهیدان سر پدر نهاده روی دامان گفت ای پدرجان،جانم فدایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۲ پدر کجا بودی که زجر ملعون قلبم نمودی از جفا پر از خون درد دلم را،گویم برایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۳ عمه بسی ز من حمایت نمود من مرده بودم اگر عمه نبود دیگر برایم،نمانده طاقت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۴ رقیه زندگی نخواهد دگر هر جا روی پدر مرا هم ببر دیده پر آبم،از ماجرایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۵ بابا که ببریده سر از پیکرت که کرده پر خون جگر دخترت بر ما غنیمت،باشد نگاهت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۶ بابا چرا دشمن چنین جفا کرد ما را ز تو تو را ز ما جدا کرد حیرانم از این،جرم و جنایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۷ بابا که ببریده رگ گردنت بدون سر کجا فکنده تنت قربان حزن،ماتم فزایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۸ در کودکی مرا که کرده یتیم دلم شده ز هجر بابا دو نیم قربان لطف و،مهر و وفایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۹ از زجر دون بس که جفا دیده ام از ظلم او شب ها نخوابیده ام بس داد دشمن،بر ما شماتت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ ‏۱۰ یا رب حق رقیه ی یتیمه بگذر ز جرم ما محبان همه گوییم حسین جان،جان ها فدایت فدای رأس،از تن جدایت حسین حسین جان۲ @nohe_sonnati