eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
۵۷ (حضرت ابوالفضل ع) در بین مردم،این شده رایج تویی اباالفضل،باب الحوائج بر همه اباالفضل داری عنایت جان عالم شود مولی فدایت اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ تو نور چشم،ام البنینی بر گل زهرا،یار و معینی کربلا بوده ای میر و علمدار بر حسین بوده ای یار و مددکار اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ بر مرتضی تو،نور دو عینی در بین دشمن،یار حسینی یار و همسنگر سوم امامی ساقی کودکان تشنه کامی اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ دیدی به خیمه،طفلان عطشان از بهر آنان،گشتی تو گریان اشک غم از دو چشمت گشته جاری رفتی آب بهر کودکان بیاری اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ موقع برگشت،دستت جدا شد با تیغ دشمن،فرقت دوتا شد تیر دشمن نموده پاره مشکت جاری از خجالت گردیده اشکت اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ تا که شنیده،ادرک اخایت گفتا برادر،جانم فدایت سراسیمه حسین آمد کنارت تا که دید پیکرت شد بی قرارت اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ در بین لشکر،بودی یگانه اشک حسین شد،بهرت روانه تا که پیکر در خون تو دیده قامت گل فاطمه خمیده اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ مولی روی خاک،افتاده ای تو لب تشنه عباس،جان داده ای تو غرق خون و بی دست گشتی علمدار حسین در ماتمت گشته عزادار اباالفضل اباالفضل یا ابوفاضل۲ @nohe_sonnati
۵۸ (حضرت ابوالفضل ع) بین همه گردیده رایج مولی تویی باب الحوائج محرم اسرار حسینی میر و علمدار حسینی مولی تو سردار حسینی عباس حیدر ابوفاضل۳ در کربلا یار حسینی تو یار و غمخوار حسینی گل پسر ام البنینی جان امیرالمؤمنینی تو بر حسین یار و معینی عباس حیدر ابوفاضل۳ لب تشنه دیدی کودکان را غرق محن دارالامان را تو بر حسین یار و حبیبی بهر برادر بی شکیبی تو هم چنان حسین غریبی عباس حیدر ابوفاضل۳ رفتی ولی با اشک جاری آبی تو در خیمه بیاری در وقت برگشتن چه ها شد دستانت از پیکر جدا شد فرق تو از کینه دوتا شد عباس حیدر ابوفاضل۳ تیری زده دشمن به مشکت ریزد ز هر دو دیده اشکت سردار بی مثل و قرینه ای که تویی ماه مدینه خجلت کشیدی از سکینه عباس حیدر ابوفاضل۳ شنید حسین تو صدایت ناله ی یا ادرک اخایت برادرت آمد کنارت کنار تو شد بی قرارت پر خون بدیده او عذارت عباس حیدر ابوفاضل۳ نقش زمین تو را بدیده اشک غم از چشمش چکیده در ماتمت قامت او خم کنار تو گرفته ماتم بعد از تو صبر او شده کم عباس حیدر ابوفاضل۳ @nohe_sonnati
۵۹ (حضرت ابوالفضل ع) تو عباس و گل ام البنینی گل باغ امیرالمؤمنینی به حیدر نور عینی علمدار حسینی ابوفاضل یا عباس۲ میان خلق عالم گشته رایج تویی مولای من باب الحوائج به تو مولی پناهم نما امشب نگاهم ابوفاضل یا عباس۲ به همراه حسین کرب و بلایی ز لطف او امید خیمه هایی تویی ساقی طفلان فدای دین و قرآن ابوفاضل یا عباس۲ شنیدی ناله های کودکان را بدیدی دیده های درفشان را همه با کام عطشان همه با چشم گریان ابوفاضل یا عباس۲ بدیدی کام عطشان اصغرش را شنیدی ناله های مادرش را علی تشنه ی آب است بر او گریان رباب است ابوفاضل یا عباس۲ از این غم ها شده اشک تو جاری برفتی بهر طفلان آب آری الا ماه مدینه شده گریان سکینه ابوفاضل یا عباس۲ شرر زد دشمن دین بر دل تو بسوزانده تمام حاصل تو دو دست تو جدا شد ز کین فرقت دوتا شد ابوفاضل یا عباس۲ ز تیر کینه پاره گشته مشکت بریزد جای آب از دیده اشکت فتادی بر روی خاک ولی با پیکر چاک ابوفاضل یا عباس۲ برادر تا شنید ادرک اخایت بگفتا جان من گردد فدایت کنار تو رسیده حسین قامت خمیده ابوفاضل یا عباس۲ حسین فاطمه قلب شکسته کنار پیکر چاکت نشسته نمی آید صدایت بگرید از برایت ابوفاضل یا عباس۲ @nohe_sonnati
۶۰ (حضرت ابوالفضل ع) دردانه ی ام البنینی عباس جان امیرالمؤمنینی عباس همچون حسین حامی دینی عباس آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ باب الحوائج بر علی نور عین یار و مددکار شه عالمین نازد به تو تا صف محشر حسین آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ یار و مددکار حسین اباالفضل میر و علمدار حسین اباالفضل هستی تو سردار حسین اباالفضل آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ ماه درخشان حسین تو هستی آیه ی قرآن حسین تو هستی ساقی طفلان حسین تو هستی آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ به خیمه ها تو دیده ای کودکان غربت شان ز تشنگی شد عیان دشمن زند بر همه زخم زبان آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ از مرتضی عباس یادگاری رفتی که آب از علقمه بیاری از بهرشان اشک تو گشته جاری آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ دست تو در برگشتنت جدا شد فرق تو با عمود کین دوتا شد جان تو در راه خدا فدا شد آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ مقتل تو کرده چنین روایت تا که شنید برادرت صدایت گفتا که جان من شود فدایت آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ برادرت رسیده در کنارت با دیدنت گردیده بی قرارت خون شد دل او وقت احتضارت آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ تا که صدای تو حسین شنیده با اشک و ناله در برت رسیده از غم تو قامت او خمیده آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ حسین فاطمه دل شکسته آمده در کنار تو نشسته کنار تو دخیل گریه بسته آه دستت جدا شد،جانت فدا شد یا ابوفاضل۲ @nohe_sonnati
۶۱ (حضرت ابوالفضل ع) مولی اباالفضل و گل ام البنینی تو دردانه ی مولی امیرالمؤمنینی تو همچون حسین بن علی حامی دینی تو دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ از کودکی محرم اسرار حسینی تو در کربلا میر و علمدار حسینی تو با بذل جان خود خریدار حسینی تو دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ نجل علی مرتضایی یا ابوفاضل فرمانده ی کل قوایی یا ابوفاضل در راه دین حق فدایی یا ابوفاضل دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ تو ساقی لب تشنگان کربلا هستی از سوی مولی پاسدار خیمه ها هستی شهید راه نهضت خون خدا هستی دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ تو در شجاعت همچنان حیدر کراری همچون حسین بن علی تو مرد پیکاری بهر حسین فاطمه کردی علمداری دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ دیدی به خیمه کودکان تشنه لب گریان بهر غریبی حسین بن علی نالان آماده اند بهر شهادت با لب عطشان دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ آب آور طفلان ز چه دستت جدا گشته تو با عمود آهنین فرقت دوتا گشته در راه دین مصطفی جانت فدا گشته دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ تا که شنیده ناله ی ادرک اخای تو خون شد دل برادر تو از صدای تو گفتا که عباسم شود جانم فدای تو دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ گفتا برادر تن بی دست تو دیدم من تا که کنار پیکر پاکت رسیدم من از سوز داغ تو اباالفضلم خمیدم من دستت جدا گشته جانت فدا گشته مولی ابوفاضل۲ @nohe_sonnati
یاس من گلبرگ های تو جدا افتاده است عطر عباسی تو دست صبا افتاده است چون اناری سرخ پاشیده شدی برروی خاک پاره های پیکرت ازهم جدا افتاده است درهیاهوی ستم موج صدایت گم شده؟ یا که خشکیده گلویت ازصدا افتاده است؟ می شود یک بار دیگر یا اخا خوانی مرا تا ببینم پیکر تو درکجا افتاده است تیرها را دیده ام قصد زیارت کرده اند درضریح چشم تو تیری زپا افتاده است علقمه یک سو،تنت یک سو،علم سوئی دگر فاصله دربین دستانت چرا افتاده است؟ حیدر دشت بلا، شمشیر خورده برسرت! بر زمین عباس من یا مرتضی افتاده است؟ هیچ کس آبی نمی خواهدکه آب ازسرگذشت با غمت آتش به باغ لاله ها افتاده است از حضور فاطمه وز ناله های گرم او شورشی در سرزمین کربلا افتاده است زیر باران سپهر دیدۀ خون ریز من بلبل طبع «وفایی» از نوا افتاده است @nohe_sonnati