eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
دوبیتی ای داغ تو نقش سینه‌ام یا زهرا موج تو برد سفینه‌ام یا زهرا هر شمع برای محفلی می‌سوزد من سوخته‌ی مدینه‌ام یا زهرا @nohe_sonnati
دوبیتی از هر طرفی که رهسپر می‌گشتم پیش ضربات او سپر می‌گشتم همراهم اگر نبود در کوچه حسن تا خانه‌ی خود چگونه بر می‌گشتم @nohe_sonnati
دوبیتی همواره صر‌یح و منجلی می‌گفتی از ‌سرّ ‌حمایت از ولی می‌گفتی پهلوی تو ‌را ‌شکسته بودند اما در هر دم و بازدم «علی» می‌گفتی @nohe_sonnati
قسم به صبح تجلی به ناز آینه ها که هست جلوه ی نورت نیاز آینه ها سلوک آینه یعنی تو را نشان دادن شکسته بعد تو دیگر نماز آینه ها تو رفته ای و تجلی آینه تار است رواق نیلی روی تو، راز آینه ها ز داغ کوچه و کوچ تو نوحه خوان عالم شکستن است دم دلنواز آینه ها قباله با جگر پاره پاره گریان است که سنگ رفته چرا پیشواز آینه ها و این که آینه بندان نمی شود حرمت شده است مرثیه ی جانگداز آینه ها @nohe_sonnati
هزار بار شکستند رکن مولا را یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را  همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد سیاه دید علی روی آسمان‌ها را  کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا خدا گواست که کشتند مادر ما را  فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود  روا نبود ببندند دست مولا را  هزار مرتبه نفرین بر آن ستم‌گستر که کشت حامی تنها امام تنها را  برای مادر سادات گریه منع شده که بهر گریه گرفته‌است راه صحرا را   علی چگونه ببیند بر آن رخ نیلی  شرار تابش خورشید و سوز گرما را کنار سایه ی نخلی در آفتاب گریست  شب از عناد بریدند نخل خرما را  رواست عالمیان جان دهند از این غصه  که جای پنجه ی دیو است روی حورا را   قسم به سوره ی یاسین و هل‌اتی میثم  که پیش چشم علی می‌زدند طاها را @nohe_sonnati
دوبیتی خونبار اگر نگاه پُر ابر علی‌ست اين خاک، بدون فاطمه قبر علی‌ست در معرکه‌های خندق و خیبر، نه در کوچه عيان حماسه‌ی صبر علی‌ست @nohe_sonnati
چو دید نقش زمین همسر جوانش را ز دست داد همه طاقت و توانش را  به پیش دیده ی او چون زدند زهرا را هزار مرتبه دشمن گرفت جانش را  هزار حیف که یارش نداشت یارایی  ز دیده پاک کند اشک دیدگانش را  نه با علی نه حسن نه حسین نه زینب نگفت درد و غم و غصه ی نهانش را   به حیرتم که اگر در مدینه رو آرم کجا نشان بدهم قبر بی‌نشانش را چگونه پیر نگردد علی به فصل شباب کز او گرفت عدو همسر جوانش را  که دیده بین قفس طایر شکسته‌پری که ظالمانه بسوزند آشیانش را؟  به جز به باغ امید علی و زهرایش که دیده غنچه ی نشکفته ی خزانش را  حسین مادر مظلومه را دهد از دست اگر بلال به پایان برد اذانش را  چه قرن‌ها که ستم بر علی شده میثم  که ریختند بسی خون شیعیانش را @nohe_sonnati
ياری ز که جويد؟ دلِ من، يار ندارد يک مَحرم و يک رازنگهدار ندارد! با ديدن سوزِ دلِ من در چمن و باغ با داغ دل لاله، کسی کار ندارد بايد سر و کارش طرف چاه بيفتد يوسف که در اين شهر، خريدار ندارد از گريه‌ی پنهان علی در دل شب‌ها پيداست که دل دارد و، دلدار ندارد در گلشن آتش‌زده‌ی عصمت و ايثار پرپر شدن غنچه که انکار ندارد با فضه بگوييد بيايد، که در اين باغ نيلوفر بيمار، پرستار ندارد بر حاشيه‌ی برگ شقايق بنويسيد: گل، تاب فشار در و ديوار ندارد @nohe_sonnati
از من مپرس از چه تبسم نمی کنم؟ جز در میان گریه ترنم نمی کنم گیرم وضو ز اشک و تو را می زنم صدا جایی که آب هست تیمم نمی کنم الحق امام من، ولی بر حقم تویی من اعتنا به گفته ی مردم نمی کنم هر گاه سوی چشم تو می افتدم نگاه غیر از غریبی تو تجسم نمی کنم بیزارم از تکلم با آن دو تن، دگر با قاتلان خویش تکلم نمی کنم دست مرا شکست عدو، دید چون تو را هرگز رها به ضربه ی چندم نمی کنم مسمار بود و کودک شش ماهه بود و من دیگر اشاره ای به تهاجم نمی کنم گم می شوی «وفایی» اگر بین موج اشک پیداست روز حشر تو را گم نمی کنم @nohe_sonnati
برگ گل از صورت حورا خجالت می‌کشد باغبان از شاخه‌ی طوبا خجالت می‌کشد کوچه‌ای که بارها بوده گذرگاه حسن دیگر از آن شاهد تنها خجالت می‌کشد ماه را در صورت دریا تماشا می‌کنند ماه اگر زخمی شود دریا خجالت می‌کشد یاس اگر پرپر شود داغی به لاله می‌رسد که از این غم لاله‌ی صحرا خجالت می‌کشد شانه‌اش طاقت ندارد گردشِ دستاس را دسته‌ی دستاس از زهرا خجالت می‌کشد زحمت این خانه دیگر روی دوش زینب است بيت وحی از زینب کبری خجالت می‌کشد بر دهان شهر یثرب حک شده مهر سکوت از مرام مردمش حالا خجالت می‌کشد لیلة القدر خدا را مرتضی شب غسل داد دیگر از حیدر شب احیا خجالت می‌کشد شب که تاریک است غسل از روی پیراهن چرا؟ از جوابش میخ در گویا خجالت می‌کشد با امین‌الله، دشمن، من نمی‌دانم چه کرد کز امانت‌داری‌اش مولا خجالت می‌کشد آسمان بار امانت را به دست خاک داد شب از آن خورشید بی‌همتا خجالت می‌کشد تا در این دنیا مزار فاطمه پنهان بود از علی و آل او، دنیا خجالت می‌کشد @nohe_sonnati
دوبیتی فرض است اقامه ی عزای زهرا فرض است کنی گریه برای زهرا سرباز امام عصر خود باید شد این است پیام روضه های زهرا @nohe_sonnati
از غصه خبر نبود، تا فاطمه بود دل بود، دل و سرود، تا فاطمه بود این خانه که بوی درد و غربت دارد پر بود ز بوی عود، تا فاطمه بود زین خانه همیشه بوی گل می‌آمد این عطر همیشه بود، تا فاطمه بود از بعد نبی دوباره هم می‌آمد جبریل در آن فرود، تا فاطمه بود در چشم علی همیشه آبی می‌شد یک خاطره ی کبود، تا فاطمه بود این‌ها که به خویش تسلیت می‌گویند بودند ولی چه سود، تا فاطمه بود تکلیف علی چه هست چون فاطمه نیست؟ تکلیف علی چه بود، تا فاطمه بود؟ @nohe_sonnati