هدایت شده از - ستویا | C.T.O.I.A -
"من از نوشتن به جایی نمیرسم؛ نویسندگی به درد من نمیخوره، کسی دنبالم نمیکنه."
- واقعاً؟ 🌱
ممکنه خیلی وقتها از خودتون بپرسید که چرا پیشرفت نمیکنم؟ چرا درجا میزنم و چیز جدیدی عایدم نمیشه؟ یا چرا مخاطبهام هیچوقت اونطور که انتظار دارم زیاد نمیشن؟
نویسندگی، بازیگری، نقاشی، صداپیشگی، خوانندگی و... همه و همه هنرند. 🎨
دید ما به هنر خیلی اوقات فانتزی و خوشخیالانهست؛ مثل تصور کردن اینکه بهترین نویسنده یا نقاش میشیم، میتونیم زندگی خوبی داشته باشیم، کلی آدم ما رو بشناسن و تاپ باشیم؛ اما... نه؟
هنر هیچوقت در طول تاریخ اینطور نبوده.
ذات هنر خاصپسنده و ما امروز خیلی بهتر میفهمیمش؛ چون با حضور محصولات هوش مصنوعی میتونیم ببینیم که چقدر مردم در مورد هنر تعهد پایینی دارن و فقط عدهای خاص، هنر انسانی رو دنبال میکنن و AI رو قبول ندارن.
ذات هنر، به واسطهٔ خاصپسندی خودش، همیشه در گوشهای از جهان و بین جامعهای کوچک مورد توجه بوده و تواضع خودش رو مابین عرصههای دیگه اینطور حفظ کرده و به همین خاطر، محترم، جاودانه و پرقدرت باقی مونده. 🌿
آرتیست، نویسنده و... که زندگیشون رو با هنر پیوند میزنن، باید با این حقیقت که تواضع و زهد رو هم باید بپذیرن کنار بیان و در مورد آیندهٔ زندگی هنری خودشون واقعبینانه تخیل کنن.
اگه اینطوری نگاه کنی شاید کمتر نا امید باشی که برای یک نویسنده، ۳۰ سال نویسندگی تازه سطحی معادل یک دانشآموز دبیرستان ادبیات رو داره و با ۱۷ یا ۱۸ سال سن و ۳ یا ۴ سال تجربهٔ فنفیکنویسی، ابداً نویسنده نامیده نمیشه.
هنرمندان و آرتیستهای مشهور هم، حتی در مستعدترین و خوششانسترین حالت، موقع شروع حرفهای کارشون زیر ۱۵ سال سابقه نداشتن.
اگه مخاطب ندارید، اگه کسی دنبالتون نمیکنه، اگه توجهی رو جلب نمیکنید، دلیلش اینه که یادتون میره شما جوونهای هستید از یک نهال بسیار زیبا که هنوز قدی نکشیده و به چشم نمیاد. 🌱
از یک جوونه، توقع زیبایی و شکوه یک درخت داشتن، فانتزی اکثر آرتیستها، نویسندهها و دیگر کاربران عرصهٔ هنره که گاهی دلیل بر ترک این عرصه هم هست.
اگر من رو به عنوان راهنما قبول دارید، توقع دیده شدن و شناخته شدن خودتون رو بعد از ۱۰ یا ۱۵ سال تجربهٔ حرفهای ـ نه تفننی ـ از خودتون داشته باشید؛ وقتی که حداقل چند برگ یا گلبرگ برای ارائه داشته باشید. 🍃
#alex_post
Join: @ctoiapublic