eitaa logo
نکته های ناب نوحه ، نکات ناب ، فاطمیه
5.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
2.3هزار ویدیو
19 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 یکی از کارمندان شهرداری ارومیه بود تعریف میکرد: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم. از پله‌های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من هم کار هست؟ تازه ازدواج کردم و دیپلم هم دارم. یه کاغذ از جیبش درآورد و امضاء کرد و داد دست من گفت بده فلانی ، اتاق فلان. رفتم و کاغذ را دادم دستش. امضاء را که دید گفت چی می خوای؟ گفتم کار گفت فردا بیا سرکار. باورم نمی شد. فردا رفتم مشغول شدم. بعد از چند روز فهمیدم اون آقا که امضاء داد شهردار بوده. چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشست شد ، من جای اون مشغول کار شدم. شش ماه بعد شهردار استعفاء کرد و رفت جبهه. بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم یک نفر بازنشست بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق شهردار کسر و پرداخت می شد؛ از حقوق شهید باکری. این دستور خود شهید باکری بود. و حالا ... انتشار مطالب نکته‌ های ناب فقط با لینک کانال جایز است http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
مــن از تراکــم سیاه ابـرها می تـرســـم و هیــچ کـس تـر از تـــو نیست صدا می زنـم: کجاست آن یــوسف گمگشته مهـربانی که چراغ هـدایت به دست در زمیــن بیدادگـری کنـد؟ کجاست موعـود؟ مـــرا دریـاب ، در انتظارت هستم و خـواهم بود. آقای من دل شکسته ام را به تو می‌ سپارم. دلدارم تو باش ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
📖 هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید به کسانی فکر کنید که قادر به تکلم نیستند. قبل از این که بخواهید از مزه ی غذای تان شکایت کنید ، به کسانی فکر کنید که اصلا چیزی برای خوردن ندارند. پیش از آنکه از زندگی‌ تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام، از دنیا رفته قبل از آن که از فرزندان تان شکایت کنی، به کسی فکر کنید که آرزوی بچه دار شدن دارد. پیش از نالیدن از مسافتی که مجبوری رانندگی کنید ، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند. پیش از آنکه از شغل تان خسته شوید و از آن شکایت کنید به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید. زندگی ، نعمت است با غر زدن و نالیدن به کام خود و اطرافیان تلخش نکنید. دکتر الهی قمشه‌‌ ای انتشار مطالب نکته‌ های ناب فقط با لینک کانال جایز است http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
4_1094360763692220550.mp3
4.46M
🎼 پادکست بسیار زیبا 🎙 حاج مهدی دانشمند 🗒 عـاشـق امــام زمـان ⏱ ۰۸ دقیقه و ۰۱ ثانیه نشر دهنده معارف باشید ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
📖 زمان حضرت سلیمان علیه السلام، بر اثر نیامدن باران، قحطی شدیدی به وجود آمد. به ناچار مردم به حضور حضرت سلیمان آمده و از قحطی شکایت کردند و درخواست نمودند تا حضرت سلیمان برای طلب باران، نماز استسقا بخواند. سلیمان به آنها گفت: فردا پس از نماز صبح، با هم برای انجام نماز استسقا به سوی بیابان حرکت می کنیم. فردای آن روز مردم جمع شدند و پس از نماز صبح ، به سوی بیابان حرکت کردند. ناگهان سلیمان در راه مورچه ای را دید که پاهایش را روی زمین نهاده بود و دست هایش را به سوی آسمان بلند نموده و می گوید: خدایا ما نوعی از مخلوقات تو هستیم و از رزق تو بی نیاز نیستیم، ما را به خاطر گناهان انسان ها به هلاکت نرسان. سلیمان رو به جمعیت کرد و فرمود: به خانه هایتان بازگردید، خداوند شما را به خاطر غیر شما "مورچگان" سیراب کرد. در آن سال آن قدر باران آمد که سابقه نداشت. داستان دوستان، جلد ۴ ، صفحه ۲۲۱ انتشار مطالب نکته‌ های ناب فقط با لینک کانال جایز است http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
راز رهــا کـــردن ذهن از نگرانی‌ هاست. چرا ناراحت و غمگین نشستی؟ یادت نره ، قـدرتی بالاتر از همه وجود داره، که حواسش به‌همه چیز هست بهترنیست همه زندگیت رو به اون بسپـــاری؟ درهـــای باز میشوند وقتی کلید بندگی در دستت باشد ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
📖 يکی از نوادگان امام صادق عليه ‏السلام به نام حسين بن ساکن در قم مبتلا به شراب خواری بود. روزی برای حاجتی نزد احمد بن اسحاق ، وکيل اوقاف در شهر قم رفت، ولی احمد او را راه نداد و با غم و اندوه برگشت. در همان سال احمد بن اسحق به حج رفت و در ميان راه به سامرا رسيد. اجازه خواست تا خدمت امام عسکری عليه‏ السلام برسد ، ولی امام به او اجازه نداد. احمد بسيار گريه کرد تا امام اجازه داد. همين که علت را جويا شد، امام فرمود: چرا تو پسرعموی ما را راه ندادی؟ گفت: به خدا قسم! او را رد نکردم مگر به سبب گناه او. حضرت فرمود: راست مي‏گويی ، اما چاره‏ ای نيست جز آنکه به سادات احترام بگذاری. احمد بن موسی به قم برگشت و مردم به ديدن او آمدند ، حسين بن ساکن نيز همراه آنان بود. تا چشم احمد بن اسحاق به او افتاد، او را در آغوش گرفت و او را بسيار احترام کرد. حسين از او پرسيد: چرا روش تو درباره‏ ی من عوض شده است؟ احمد بن اسحق داستان ديدارش با امام عسکری عليه‏ السلام را بيان کرد، از اين رو، حسين نيز توبه کرد و از گناه خود دست برداشت. منبع: آیینه کمال، سیری گذرا در سیره امامان معصوم در عراق، اکبر دهقان انتشارات زائر آستانه مقدسه، صفحه ۲۲۸ انتشار مطالب نکته‌ های ناب فقط با لینک کانال جایز است http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
@rafiei110.mp3
2.06M
🎼 پادکست بسیار زیبا 🎙 حجـه السلام رفیعی 🗒 سـه چیز مبهم است ⏱ ۰۳ دقیقه و ۰۱ ثانیه نشر دهنده معارف باشید ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
📖 در زمان حضرت موسی علیه السلام پسر مغروری بود که دختر ثروتمندی گرفته بود. عروس بامادر شوهر خود مخالف بود . پسر به اصرار عروس مجبور شد مادر پیر خودرا روی‌ کول گرفته و بالای کوهی ببرد تا مادر را حیوانات درنده بخورند. مادر خود را بالای کوہ رساند ، چشم در چشم مادر کرد و اشک چشم مادر را دید، سریع برگشت. به موسی علیه السلام ندا آمد : برو در فلان کوہ مهر مادر را نگاہ کن. مادر با چشمان اشک بار و دستانی لرزان ، دستش را به دعا بلند کرده و می‌ گفت: خدایا من عمر خود را کرده ام و برای مرگ حاضرم، فرزندم جوان است و تازه داماد تو را به بزرگی‌ خودت قسم می‌دهم پسرم را در مسیر برگشت به خانه اش از شر حیوانات درنده در امان دار که او تنهاست. ندا آمد که ای موسی مهر مادر را می بینی؟ با اینکه جفا دیدہ ولی وفا می‌ کند. بدان من نسبت به بندگانم از این پیر‌زن نسبت به پسر خود مهربان‌ ترم... انتشار مطالب نکته‌ های ناب فقط با لینک کانال جایز است http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
شد عزای باب مظلومت بیــا جــان به قــربان تــو ای صاحب عزا یابن الحسن اشک‏‌هايم، کبوترانی‌ اند که آرزو دارند گِرِهِ دخيل‏ هايی شوند که به ضريحت بسته شده است یا امـام عسکری مـولای غايب غـريبم! سرت سـلامت بـاد. ما را در بــابای شهيدت شریک بدان ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
📖 ابوهاشم جعفری هنگامی كه زندانی شد، مخفيانه نامه‌ای به امام عسكری عليه‌السلام نوشت و از وضع شكنجه شدن در زندان به حضرت شكايت كرد. حضرت در پاسخ او نوشتند: تو امروز آزاد می‌شوی و نماز ظهرت را منزل خودت می خوانی، همان گونه كه امام عليه‌السلام فرموده بود، وی همان روز آزاد شده و نماز ظهرش را در منزل خواند. ابوهاشم می گويد: پس از رهايی از زندان از نظر تأمين هزينه‌ های زندگی در تنگنا بودم. از اين رو تصميم گرفتم كه در ضمن نامه‌ای چند دينار از امام عليه‌السلام درخواست كنم؛ ولی شرم می كردم. طولی نكشيد كه امام عليه‌ السلام صد دينار برای من فرستاد و برايم نوشت: هرگاه محتاج شدی، خجالت نكش و پروا مكن. از من بخواه ، كه به خواست الهی به خواسته‌ ات می رسی. منبع: دانستنی های امام حسن عسکری ، علی میرخلف زاده. امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: دو خصلت و حالتی که والاتر از آن دو چیز نمی‌ باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند ، نفع رساندن به دوستان و آشنایان. تحف العقول، صفحه ۴۸۹ انتشار مطالب نکته‌ های ناب فقط با لینک کانال جایز است http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
ca5c5852e0bed7075f685590adf92ccd17731315-360p_00.mp3
8.12M
اللهـم عجـل لولیک الفرج 🎙 حـاج منصـور ارضی 🏴 شهادت‌ امام عسکری ⏱ ۰۷ دقیقـه و ۴۹ ثانیه نشر دهنده معارف باشید ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50