وقتی بچه بودم میگفتند
هـــر وقــت بـــه تنهـــایـی
توانستی بند کفـش هایت
را ببنـدی #بزرگ شـده ای
اما من به فرزندم خـواهم
گفت هـر وقت ازبخشیدن
کــفش هـایت بــه انســان
پـابـرهــنـه ای #خوشحال
شدی بزرگ شده ای
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
خيلى از بيمارى و مشكلات هم همين جوری هستند
زنبور و مار با هم بحثشون شد . مار می گفت: آدما از ترسِ ظاهر ترسناک من می ميرند ؛ نه بخاطر نيش زدنم! اما زنبور قبول نمى كرد. مار هم برای اثبات حرف خود ، به چوپانى که زير درختى #خوابيده بود ؛ نزديک شد و رو به زنبور گفت: من چوپان را نيش میزنم و مخفى میشوم ؛ تو هم بالاى سرش سر و صدا و خودنمايى کن!
مار چوپان را نيش زد و زنبور شروع كردبه پرواز بالاى سر چوپان. چوپان از خواب پريد گفت: اى زنبور لعنتى! وشروع به مکيدن جاى نيش وتخليه زهر کرد. مقدارى دارو برروى زخمش گذاشت و بعد از چند روز خوب شد. سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه ديگری کشيدند: اينبار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد!
چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! او بخاطر #وحشت از مار ، ديگر زهر را تخليه نكرد و ضماد هم استفاده نکرد چند روز بعد، چوپان بخاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
خيلى از بيمارى و مشكلات هم همين جوری هستند ؛ و آدم ها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. پس همه چیز بر میگردد به برداشت ما آدما از #زندگى و شرايطى كه درآن هستیم. برای همين بهتره ديدمان به همه چیز رو مثبت كنيم ، مواظب تلقين ها در زندگی خود باشيم...!!
به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
mahdirasuli-@yaa_hossein.mp3
2.72M
ولادت امـام محـمـد تـقـی
جواد الائمـه علیـه السـلام
جوانترین و نهمین ستاره
آسمـان امـامت و #ولایت
و مظهـر جـود و سخـاوت
را به تـمام شیعیان جهـان
#تبریک و شادباش عرض
می نماییم
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
کبوتر دل درهوای طواف گنبد نورانی کاظمین ، پر می گشاید
سلام بر نور ، بر روشنایی ، بر دهمین خورشید، سلام بر تابناک ترین ودیعه الهی در زمین ، بر مجد و شرافت ، بر پاکی و عزت. سلام بر جوادالائمه که #یادگار فضیلت و پارسایی، سخاوت و پاکیزگی است
زینتِ بخشندگان، آقا امام جواد علیه السلام می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل #هابیل را به شادباش بنشیند. میآید تا چشمان آسمان همبه روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان را در شادی میلادش فرو برد.
کبوتر دل درهوای طواف گنبد نورانی کاظمین ، پر می گشاید تا با همراهی #فرشتگان الهی ؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد
در زاد روز مولود مبارک ماه رجب، با یک آسمان نیاز ، از خداوند بی همتا میخواهم تا در دریای بیکران بخشش جوادالائمه علیه السلام غرقمان سازد و در زمرهی شیفتگان واقعی اهلبیت علیهم السلام قرارمان دهد
به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
شیریـن ترین توت ها ، پای
درخت میریزد، در حالی که
مابرای چیدن توتهای کال
چشم به بالا ترین شاخه ها
دوخته ایـم . این #حکایت
ندیدن بهترین هاست
بـرای #صدقه دادن ، داخل
جیب دنبـال کمتـرین مبلــغ
میگردیم آنوقت از خداوند
بالاتـرین درجـه نعمت ها را
هم می خواهیم. چه ناچیز
می بخشیم وچه بزرگ تمنا
می کنیم
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎم ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ی ﭘﺪﺭﺍﻥ
ﭘﺪﺭش ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ نمی توﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ میرﯾﺨﺖ ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ داخل ﺭﺳﺘﻮرﺍﻥ ﺑﺎديدهی #ﺣﻘﺎﺭﺕ به سوﯼ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ می نگرﯾﺴﺘﻨﺪ ، ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ ، در عوض غذا را به دهان پدر می گذاشت..
بعد ﺍﺯ ﺍین که پدر ﻏﺬﺍی خود را ﺗﻤﺎﻡ کرد ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ ، ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ، عینکش ﺭﺍ هم تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭاو را ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ. همه مشتریان ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ نگاهشان به ﺁن دو ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ به آن ها نگاه می کردند. ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ #ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩی ﺍﺯ میان ﺟﻤﻊ پسررا ﺻﺪا زد و گفت پسرجان ﻓﮑﺮ نمی کنی ﭼﯿﺰﯼ را جا ﮔﺬﺍشتی ﭘﺴﺮ جواب داﺩ نه پدر جان فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذاﺷﺘﻪ باشم . ﭘﯿﺮمرد ﮔﻔﺖ چرا ﭘﺴﺮم ، ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﯼ، ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ی ﭘﺪﺭﺍﻥ
ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ و احساس شرمندگی ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. زندهباد همهی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده. به افتخار پدرم پخش کردم، شما هم به #افتخار پدرت پخش کنید
به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
خداوند یگانه تکیه گاه من و توست
به امر خدا آتش نسوزاند ابراهیم را و دریا در خود غرق نکرد موسى را؛ مادری ، #کودک دلبندش را به دست موج هاى خروشان نیل میسپارد، تا برسد به خانه ی فرعونِ که تشنه به خونَش بود
دیگری را برادران به چاه مى اندازند، سر از خانهی عزیز مصر در آورد! مکر زلیخا زندانیش کرد ، اما #عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این #قِصَص های قرآنى هنوز هم نیاموختی؟ که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ، و خدا نخواهد ؛ نمی توانند. او یگانه تکیه گاه من و توست
توکل وتوسل به خدا واهلبیت علیهم السلام رو هرگز فراموش نکنیم
به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
کسانی به امامِ زمانشان
خواهند رسید،
که اهل سرعت باشند.
واِلّا تاریخ کربلا نشان
داده که قافله حسینی
معطل کسی نمی ماند !
شهید سید مرتضی آوینی
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
دلم
هوایش را دارد...
خدا کند راست باشد
که می گویند
دل به دل راه دارد...
السلام علیک یااباصالح المهدی
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
اللهم اعوذ بک من همزات الشياطين
شيطان موجودی فتنه گر است که با هر بهانه ای به سراغ بنی آدم میآيد. او از هيچ حيله و مکری کوتاهی نمی کند و پس از آنکه وسوسه و گمراهی خود را القاء نمود بر اساس آيه قرآن در #قيامت نيز از پيروان خود اظهار بيزاری و برائت می جويد
يکی از اساتيد اخلاق در مورد توجه به حيله ها و اقدامات #شيطان می فرمود : يکی از علما در حال نوشتن کتابی درباره وسوسه ها و حيله های شيطان ، به قصد ترساندن و هوشيار گرداندن مردم در برابر شيطان بود
درهمان زمان هم عالم ديگری شيطان را در عالم مکاشفه می بيند و به او می گويد : ملعون! فلان عالم در حال نوشتن کتابی است در مورد تو و به زودی تو را در بين مردم معرفی می کند و تو را #رسوا خواهد کرد
شيطان لبخندی تمسخر آميز میزند و میگويد کتاب را به دستور و وسوسه خود من می نويسد. من وسوسه اش کردم که تو عالم بزرگی هستی ، ضد من کتاب بنويس وعلم خود را آشکار کن. او خودش نمیفهمد، اما حقيقت مطلب به رخ کشيدن و نمايش دادن علمش است . باید عرض کنيم: اللهم اعوذ بک من همزات الشياطين
به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
هرگز به آدم هایی که ضعیفتر از تو هستند نخند
می دانید که کجاها نباید بخندیم؟ به سَرِ #آستین پاره کارگری که دیوارت را میچیند نخند. به پسری که آدامس میفروشد و تو هرگز نمیخری، نخند. به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه میرود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند نخند
به دستان پدر. به جارو کردن مادرت. به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سر دارد . به پارگی جوراب کسی در مجلس. به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان نخند . نخند که #دنیا ارزشش را ندارد . که هرگز نمیدانی چه دنیای پر دردسری دارند
آدمهای بزرگی که هر کدام برای خود و خانوادهای ، همه چیز و همه کسند. آدمهایی که برای زندگی تقلّا میکنند. بار میبرند. بیخوابی می کشند. کهنه میپوشند. جار میزنند. سرما و گرما را تحمل میکنند و گاهی خجالت هم میکشند. خیلی ساده: #هرگز به آدم هایی که ضعیفتر ازتو هستند نخند. روزی ممکن است تو جای آنها باشی کسی چه میداند؟
به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50