eitaa logo
نکته های ناب نوحه ، نکات ناب ، فاطمیه
5.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
2.3هزار ویدیو
19 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی بچه بودم می‌گفتند هـــر وقــت بـــه تنهـــایـی توانستی بند کفـش هایت را ببنـدی شـده ای اما من به فرزندم خـواهم گفت هـر وقت ازبخشیدن کــفش هـایت بــه انســان پـابـرهــنـه ای شدی بزرگ شده ای ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
خيلى از بيمارى و مشكلات هم همين جوری هستند زنبور و مار با هم بحثشون شد . مار می گفت: آدما از ترسِ ظاهر ترسناک من می ميرند ؛ نه بخاطر نيش زدنم! اما زنبور قبول نمى كرد. مار هم برای اثبات حرف خود ، به چوپانى که زير درختى بود ؛ نزديک شد و رو به زنبور گفت: من چوپان را نيش میزنم و مخفى میشوم ؛ تو هم بالاى سرش سر و صدا و خودنمايى کن! مار چوپان را نيش زد و زنبور شروع كردبه پرواز بالاى سر چوپان. چوپان از خواب پريد گفت: اى زنبور لعنتى! وشروع به مکيدن جاى نيش وتخليه زهر کرد. مقدارى دارو برروى زخمش گذاشت و بعد از چند روز خوب شد. سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه ديگری کشيدند: اينبار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد! چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! او بخاطر از مار ، ديگر زهر را تخليه نكرد و ضماد هم استفاده نکرد چند روز بعد، چوپان بخاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد! خيلى از بيمارى و مشكلات هم همين جوری هستند ؛ و آدم ها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. پس همه چیز بر میگردد به برداشت ما آدما از و شرايطى كه درآن هستیم. برای همين بهتره ديدمان به همه چیز رو مثبت كنيم ، مواظب تلقين ها در زندگی خود باشيم...!! به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
mahdirasuli-@yaa_hossein.mp3
2.72M
ولادت امـام محـمـد تـقـی جواد الائمـه علیـه السـلام جوان‌ترین و نهمین ستاره آسمـان امـامت و و مظهـر جـود و سخـاوت را به تـمام شیعیان جهـان و شادباش عرض می نماییم ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
کبوتر دل درهوای طواف گنبد نورانی کاظمین ، پر می گشاید سلام بر نور ، بر روشنایی ، بر دهمین خورشید، سلام بر تابناک ترین ودیعه الهی در زمین ، بر مجد و شرافت ، بر پاکی و عزت. سلام بر جوادالائمه که فضیلت و پارسایی، سخاوت و پاکیزگی است زینتِ بخشندگان، آقا امام جواد علیه السلام می‌ آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل را به شادباش بنشیند. می‌آید تا چشمان آسمان هم‌به‌ روشنی سیمایش روشن‌ شود و لاهوتیان را در شادی میلادش فرو برد. کبوتر دل درهوای طواف گنبد نورانی کاظمین ، پر می گشاید تا با همراهی الهی ؛ حرم مطهرش را با بال‌ های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد در زاد روز مولود مبارک ماه رجب، با یک آسمان نیاز ، از خداوند بی‌ همتا میخواهم تا در دریای بیکران بخشش جوادالائمه علیه السلام غرقمان سازد و در زمره‌ی شیفتگان واقعی اهلبیت علیهم السلام قرارمان دهد به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
شیریـن ترین توت ها ، پای درخت میریزد، در حالی که مابرای چیدن توت‌های کال چشم به بالا ترین شاخه ها دوخته‌ ایـم . این ندیدن بهترین هاست بـرای دادن ، داخل جیب دنبـال کمتـرین مبلــغ میگردیم آنوقت از خداوند بالاتـرین درجـه نعمت ها را هم می‌ خواهیم. چه ناچیز می‌ بخشیم وچه بزرگ تمنا می کنیم ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎم ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ی ﭘﺪﺭﺍﻥ ﭘﺪﺭش ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ نمی توﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ می‌رﯾﺨﺖ ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ داخل ﺭﺳﺘﻮرﺍﻥ ﺑﺎديده‌ی به سوﯼ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ می نگرﯾﺴﺘﻨﺪ ، ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ ، در عوض غذا را به دهان پدر می گذاشت.. بعد ﺍﺯ ﺍین که پدر ﻏﺬﺍی خود را ﺗﻤﺎﻡ کرد ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ ، ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ، عینکش ﺭﺍ هم تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭاو را ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ. همه مشتریان ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ نگاهشان به ﺁن دو ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ به آن ها نگاه می کردند. ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩی ﺍﺯ میان ﺟﻤﻊ پسررا ﺻﺪا زد و گفت پسرجان ﻓﮑﺮ نمی‌ کنی ﭼﯿﺰﯼ را جا ﮔﺬﺍشتی ﭘﺴﺮ جواب داﺩ نه پدر جان فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذاﺷﺘﻪ باشم . ﭘﯿﺮمرد ﮔﻔﺖ چرا ﭘﺴﺮم ، ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ‌ﺍﯼ، ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ی ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ و احساس شرمندگی ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. زنده‌باد همه‌ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده. به افتخار پدرم پخش کردم، شما هم به پدرت پخش کنید به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خداوند یگانه تکیه گاه من و توست به امر خدا آتش نسوزاند ابراهیم را و دریا در خود غرق نکرد موسى را؛ مادری ، دلبندش را به دست موج‌ هاى خروشان نیل می‌سپارد، تا برسد به خانه ی فرعونِ که تشنه به خونَش بود دیگری را برادران به چاه مى‌ اندازند، سر از خانه‌ی عزیز مصر در آورد! مکر زلیخا زندانیش کرد ، اما بر تخت ملک می نشیند از این های قرآنى هنوز هم نیاموختی؟ که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ، و خدا نخواهد ؛ نمی‌ توانند. او یگانه تکیه گاه من و توست توکل وتوسل به خدا واهلبیت علیهم السلام رو هرگز فراموش نکنیم به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
کسانی به امامِ زمانشان خواهند رسید، که اهل سرعت باشند. واِلّا تاریخ کربلا نشان داده که قافله حسینی معطل کسی نمی ماند ! شهید سید مرتضی آوینی ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
دلم هوایش را دارد... خدا کند راست باشد که می گویند دل به دل راه دارد... السلام علیک یااباصالح المهدی ❖ کانال نُکتِه هایِ ناب eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
اللهم اعوذ بک من همزات الشياطين شيطان موجودی فتنه گر است که با هر بهانه ای به سراغ بنی آدم می‌آيد. او از هيچ حيله و مکری کوتاهی نمی کند و پس از آنکه وسوسه و گمراهی خود را القاء نمود بر اساس آيه قرآن در نيز از پيروان خود اظهار بيزاری و برائت می جويد يکی از اساتيد اخلاق در مورد توجه به حيله ها و اقدامات می فرمود : يکی از علما در حال نوشتن کتابی درباره وسوسه‌ ها و حيله های شيطان ، به قصد ترساندن و هوشيار گرداندن مردم در برابر شيطان بود درهمان زمان هم عالم ديگری شيطان را در عالم مکاشفه می بيند و به او می‌ گويد : ملعون! فلان عالم در حال نوشتن کتابی است در مورد تو و به زودی تو را در بين مردم معرفی می کند و تو را خواهد کرد شيطان لبخندی تمسخر آميز میزند و میگويد کتاب را به دستور و وسوسه خود من می‌ نويسد. من وسوسه اش کردم که تو عالم بزرگی هستی ، ضد من کتاب بنويس وعلم خود را آشکار کن. او خودش نمی‌فهمد، اما حقيقت مطلب به رخ کشيدن و نمايش دادن علمش است . باید عرض کنيم: اللهم اعوذ بک من همزات الشياطين به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
هرگز به آدم هایی که ضعیف‌تر از تو هستند نخند می دانید که کجاها نباید بخندیم؟ به سَرِ پاره کارگری که دیوارت را میچیند نخند. به پسری که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمیخری، نخند. به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه میرود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند نخند به دستان پدر. به جارو کردن مادرت. به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سر دارد . به پارگی جوراب کسی در مجلس. به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان نخند . نخند که ارزشش را ندارد . که هرگز نمیدانی چه دنیای پر دردسری دارند آدم‌های بزرگی که هر کدام برای خود و خانواده‌ای ، همه چیز و همه کسند. آدم‌هایی که برای زندگی تقلّا میکنند. بار میبرند. بی‌خوابی می کشند. کهنه می‌پوشند. جار می‌زنند. سرما و گرما را تحمل می‌کنند و گاهی خجالت هم می‌کشند. خیلی ساده: به آدم هایی که ضعیف‌تر ازتو هستند نخند. روزی ممکن است تو جای آن‌ها باشی کسی چه میداند؟ به جمع ما بپیوندید در نکته های ناب http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50