_روز های بعد از رفتن تو
دقیقا یک هفته پیش بود که خبر رسید شما عروج کرده اید. شهید شده اید. و از همان روز بغض پایش را گذاشته روی گلویم و هی میفشارد. زمانی تا مرز خفگی مرا میبرد. زمانی کمی پایش را بر میدارد و آن زمان من هوا را میبلعم و اشک از چشمانم سرازیر میشود و بعد دوباره این بغض است که مرا اسیر میکند و نفسم را به کندی میکشاند. هنوز نتوانسته ام برای این غم جانکاه بسیار اشک بریزم و مویه کنم. هنوز نتوانسته ام با نبودنتان کنار بیاییم.
آری شما هفتهی گذشته رفتید. اما انگار بیش از صد سال گذشته است. هنوز هم باورم نمیشود رفته اید. هنوز هم منتظرم شما بیایید برایمان سخن بگویید. آراممان کنید. به ما نوید پیروزی دهید. به ما امید دهید.
اما خون شما جریان ساز است. خون شما بیدار کننده است. خون شما معجزه میکند. هفت شب است که ایران فریاد میکشد الله اکبر را. مردم از خونخواهی میگویند. مردم ظهور حجت خدا را فریاد میزنند. دنیا. تمام دنیا صدایشان در آمده. الحق که این انقلاب، انقلاب مستضعفان است. دلم برایتان بسیار تنگ شده آقای مهربان و قوی من.
@nonvaqalam
سال گذشته در همین شب ها در دفتر زندگی آقا شهادت نوشته شد و داغ یتیمی بر روی صفحهی زندگی ما پاشیده شد.
خداکند امسال در دفتر زندگی حجت خدا، مهدی (عج) ظهور نگاشته شود و در سرنوشت ما خدمت در دولت او و روزگاری نفس کشیدن در جوار او.
@nonvaqalam
و حالا آن کسی که با آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی پدرکشتگی دارد رهبر امت اسلامی ایران شده است.
@nonvaqalam
و در این تکه از تاریخ علی دیگری رفت و مجتبی دیگری آمد.
منتقمی دیگر آمد.
@nonvaqalam
ای جهان کام تو شیرین ز عسل خواهد شد.
مجتبی بعد علی شیر جمل خواهد شد.
@nonvaqalam
چه زیبا بیعت کردند سردار سید مجید موسوی با رهبر عزیزمان؛
امروز حرف ما همان حرف مالک اشتر است به امیرالمومنین در هنگام بیعت:
اگر کوهها را بخواهی تا همراهت به میدان نبرد روانه شوند، من آنها را به حرکت درمیآورم.
دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم؛ بیعتی که تا آستانه شمشیر بر گردن نیز بر آن استوار بمانم.
پن؛ حرف همهی ما این است آقاجان.
@nonvaqalam
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه بَراتم دادند
@nonvaqalam