6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا ما ماندهایم و دلتنگی خنده های او...
حالا ما ماندهایم و دلتنگی صدای او...
حالا ما ماندهایم و دلتنگی روی او...
حالا ما ماندهایم و دلتنگی برای او...
@nonvaqalam
نون والقلم
حالا ما ماندهایم و دلتنگی خنده های او... حالا ما ماندهایم و دلتنگی صدای او... حالا ما ماندهایم و
حالا ما ماندهایم و مویه در فراق او...
من برایت از همان سحری که فهمیدم مهمان بهشت شدی گریستم.
مثل ابر بهاری باریدم.
هنوز هم گریه میکنم.
این اشک ها دیگر در اختیار من نیستند، خودشان با هر عکس، با هر فیلم، با هر نوشته، با هر یادآوری جاری میشوند.
چشمانم روزهاست که هوایشان بارانیست.
خیلی برایت گریه کردهام.
باز هم خیلی برایت گریه میکنم.
اما این غم تا عمر دارم بر دلم میماند.
این داغ تا عمر دارم سرد نخواهد شد.
@nonvaqalam
اهالی بهشت سکوت اختیار کرده و گوش به یک نوای دلانگیز سپردهاند.
صدای کسی در بهشت پیچیده میشود که عمری بی وقفه جهاد کرده و در آخر مرگی تاجرانه را چشید و شهادت صفحه آخر زندگی دنیاییاش شد.
شاگرد ممتاز مکتب شیعه مقابل استاد زانو زده و از عمری مبارزهی خود میگوید.
در این لحظه رئیس مکتب جعفری گوش سپرده است به سخنان شاگردی که از مبارزهی بی وقفه خود در راه اسلام میگوید. از عمری مجاهدت و مقاومت و استقامت.
آه عجب استاد و عجب شاگردی....
۲۵ شوال ۱۴۴۷
شهادت امام جعفر صادق علیه السلام 🥀
@nonvaqalam
امام شهید سید علی خامنهای:
من نسبت به کودکان و زنان حساسیت خاصی دارم. هیچگاه نمیتوانم کمترین آسیب و اهانتی را به یک کودک یا یک زن تحمل کنم.
_ خون دلی که لعل شد _
#تیکهکتاب
@nonvaqalam
نون والقلم
امام شهید سید علی خامنهای: من نسبت به کودکان و زنان حساسیت خاصی دارم. هیچگاه نمیتوانم کمترین آسیب
و حالا پسر...
نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت.
_امام سید مجتبی حسینی خامنهای _
کتاب را که میخواندم خط به خط، صفحه به صفحه هی میگفتم:«تصدقت گردم، قربانت شوم، فدایت شوم». یکهو یادم میآمد شما فدای ما شدید. و اشک بر گونهام روان میشد.
این کتاب بخشی از زندگی ابر مرد ایران است. کسی که ایرانی ترین ایرانی بود.
صفحه به صفحهاش درس زندگی میدهد.
تلاش های بی وقفه حتی در شرایط بسیار سخت، همدلی و همراهی با مردم، ساده زیستی، پشت کردن به ظواهر دنیایی و...
پشت این رشادت ها و شجاعت های مرد مبارزی همچون سیدعلی، زنی مبارز را میبینید، زنی قوی که پا به پای مجاهدی مثل سیدعلی جهاد میکند و دم از سختی ها و مصیبت ها نمیزند. بله بانو منصوره خانم خجسته. عجب زنی. زنی همراه که عاشقی صبور و مقاوم بود. زنی با گذشت و مهربان. زنی که در پستی و بلندی زندگی تا انتها همراه همسرش آمد. منصوره خانم شما عجب زنی بودید. همراه و دلسوز و عاشق. اگر کسی غیر از شما بود این همه دوری و سختی را تاب نمیآورد. خوشا به حال سیدعلی که عمری کنار شما زندگی کرد و خوشا به حال شما که عمری در کنار او نفس کشیدید.
خون دلی که لعل شد را بخوانید.
بخش کوچکی از راه سختی است که امام شهیدمان طی کرد.
پر از سختی، پر از رنج، پر از شکنجه، پر از دوری و فراق و....
او فردی بسیار باهوش و زیرک بود. او فردی بسیار دانا و دانشمند بود. او حکیم و فرزانه بود. او علامه بود. او گوهری تابان بود که برخی هایمان قدرش را ندانستیم. برخی ها به او خواسته یا ناخواسته آزار رساندند و دلش را خون کردند. گوهری تابان که از دست دادیمش.
خدا شما را خیلی دوست داشت آقا جان.
شما مأموری از جانب او بودی. در عمر هشتاد و چند ساله تان مصیبت ها و رنج ها کشیدی و باز هم ادامه دادی. شما لحظهای دست از جهاد نکشیدید، شما مأموری از جانب خدا برای ما بودی. موهبت الهی از جانب او برای ما. خدا جان شما را در تمام حوادث این سالها حفظ کرده بود که بیایی و رهبر ما بشوی. ما را قوی کنی. به ما جرأت بدهی. ما را رشد بدهی.
و مأموریت شما گویی نهم اسفند ماه در دنیا به پایان رسید که به سمت معبود عروج کردی. که شهید شدی. برایمان خیلی دعا کن. مراقبمان باش.
#کتاب
@nonvaqalam