eitaa logo
نون والقلم
65 دنبال‌کننده
77 عکس
14 ویدیو
0 فایل
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون سوگند به قلم و آنچه مى ‌نويسند. مرا پراکنده نکنید. اینها تکه هایی از وجود من است. اشتراک فقط با آدرس کانال و یا فوروارد.
مشاهده در ایتا
دانلود
نون والقلم
امام شهید سید علی خامنه‌ای: من نسبت به کودکان و زنان حساسیت خاصی دارم. هیچگاه نمیتوانم کمترین آسیب
و حالا پسر... نسبت به خون اطفال و کودکان‌مان حساسیت بیشتری خواهیم داشت. _امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای _
خون دلی که لعل شد.
کتاب را که می‌خواندم خط به خط، صفحه به صفحه هی میگفتم:«تصدقت گردم، قربانت شوم، فدایت شوم». یکهو یادم می‌آمد شما فدای ما شدید. و اشک بر گونه‌ام روان می‌شد. این کتاب بخشی از زندگی ابر مرد ایران است. کسی که ایرانی ترین ایرانی بود. صفحه به صفحه‌اش درس زندگی می‌دهد. تلاش های بی وقفه حتی در شرایط بسیار سخت، همدلی و همراهی با مردم، ساده زیستی، پشت کردن به ظواهر دنیایی و... پشت این رشادت ها و شجاعت های مرد مبارزی همچون سیدعلی، زنی مبارز را می‌بینید، زنی قوی که پا به پای مجاهدی مثل سیدعلی جهاد میکند و دم از سختی ها و مصیبت ها نمی‌زند. بله بانو منصوره خانم خجسته. عجب زنی. زنی همراه که عاشقی صبور و مقاوم بود. زنی با گذشت و مهربان. زنی که در پستی و بلندی زندگی تا انتها همراه همسرش آمد. منصوره خانم شما عجب زنی بودید. همراه و دلسوز و عاشق. اگر کسی غیر از شما بود این همه دوری و سختی را تاب نمی‌آورد. خوشا به حال سیدعلی که عمری کنار شما زندگی کرد و خوشا به حال شما که عمری در کنار او نفس کشیدید. خون دلی که لعل شد را بخوانید. بخش کوچکی از راه سختی است که امام شهیدمان طی کرد. پر از سختی، پر از رنج، پر از شکنجه، پر از دوری و فراق و.... او فردی بسیار باهوش و زیرک بود. او فردی بسیار دانا و دانشمند بود. او حکیم و فرزانه بود. او علامه بود. او گوهری تابان بود که برخی هایمان قدرش را ندانستیم. برخی ها به او خواسته یا ناخواسته آزار رساندند و دلش را خون کردند. گوهری تابان که از دست دادیمش. خدا شما را خیلی دوست داشت آقا جان. شما مأموری از جانب او بودی. در عمر هشتاد و چند ساله تان مصیبت ها و رنج ها کشیدی و باز هم ادامه دادی. شما لحظه‌ای دست از جهاد نکشیدید، شما مأموری از جانب خدا برای ما بودی. موهبت الهی از جانب او برای ما. خدا جان شما را در تمام حوادث این سال‌ها حفظ کرده بود که بیایی و رهبر ما بشوی. ما را قوی کنی. به ما جرأت بدهی. ما را رشد بدهی. و مأموریت شما گویی نهم اسفند ماه در دنیا به پایان رسید که به سمت معبود عروج کردی. که شهید شدی. برایمان خیلی دعا کن. مراقبمان باش. @nonvaqalam
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهاد تمام شدنی نیست و کار خوب هم یک‌بارش برای همیشه عمر کافی نیست و باید مستمر باشد، باید همیشگی باشد. رفتیم جنگیدیم نگیم سهم مون رو انجام دادیم؛ سهم نداریم. همه‌ی وجود ما، سهم خداست. همه‌اش. اِنّالِلّٰه ما مال خداییم. @nonvaqalam
«می‌دانی انسان دائم در خُسران است. در همه حال خسارت می‌بیند. مگر اینکه عاشقِ صادقِ مجاهدِ مبارزِ مقاومِ صابر باشد».
درست مثل او... که عاشق بود و صادق و مبارز و مقاوم و مجاهد و صبور.
از سوئی دیگر بیست‌ و نهم فروردین ماه سالروز تولد یگانه‌ی دوران، رهبر عظیم‌الشأن شهیدمان هم هست؛ کسی که بیشترین تلاش را از دهه‌ی اول انقلاب برای حفظ ارتش در مقابل نغمه‌های شوم انحلال آن و سپس برای ارتقاء توانمندیهای آن در جهات مختلف به‌عمل آورد. _ امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای _ @nonvaqalam
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر مهربان؛ تولدتان در آسمان ها مبارک.💔
چقدر جایتان خالی‌ست آقاجان. نیستید که ببینید ما قد کشیدیم. قد کشیدنی که به بهای یتیمی‌مان تمام شد... ما داغ دیده‌ایم، این داغ هم هیچگاه سرد نمی‌شود، ما غم دیده‌ایم. غمی که هیچگاه التیام نمی‌یابد. اما پشت سر پسرتان «آقا سید مجتبی» ایستاده‌ایم. دلمان به خلف صالح‌تان خوش است. قوی بودن و مقاومت کردن را از شما یاد گرفتیم. این تنها راه زندگی عزتمندانه است. ما خیلی چیزها از شما یاد گرفتیم. ما ایران را همانطور می‌سازیم که آرزوی شما بود. قوی، محکم، مقاوم. وطن‌دوستی را هم از شما باید یاد گرفت؛ شمایی که تمام عمرتان را وقف این خاک و مردمش کردید. شما ایرانی ترین ایرانی بودید. ابر مرد ایران. خون شما در رگ های ما جاری شده. عروج شما تولدی دوباره برای بسیاری از ما بود. آقاجان دلمان برایتان خیلی تنگ شده. ۱۴۰۵/۰۱/۲۹ @nonvaqalam
دختر را به دستانش دادند. اول دخترک را بویید، رایحه بهشتی دردانه اش سرتاسر شهر را پر کرده بود. گونه‌اش را بوسید. سرش را نوازش کرد. همسرش مشتاقانه پرسید: سرورم؛ نامش را چه می‌گذارید؟ لبان مبارکش باز شد: فاطمه. هم نام مادرم. شما فاطمه شدی بانو. فاطمه‌ی معصومه. دختر عزیز کرده‌ی بابا. _ ۱ ذی‌القعده ۱۴۴۷ _ 🌸روز دختر @nonvaqalam
تو اگر بودی... اگر امروز بودی. مامان موهایت را خرگوشی می‌بست. یا به درخواست تو روی موهایت تل می‌زد و آن‌ها را رها می‌کرد تا با هر دویدنت موهایت در آسمان به رقص در بیایند. درست مثل پیرهن چین دارت. و یا شانه و گلسرت را بر می‌داشتی و پیش بابا می‌رفتی که بابا هرچند با نابلدی‌اش عاشقانه رج به رج گیسوانت را ببافد و بعد هم روی سرت بوسه بکارد. اگر بودی امروز مثل هرسال منتظر بودی که ببینی هدیه‌ات چیست. شاید مامان و بابا به تو می‌گفتند امسال هدیه‌ات را خودت انتخاب کن. آن وقت دست بابا را می‌گرفتی و در مغازه ها می‌کشاندی تا برایت عروسکی را بخرد که تازه به بازار آمده. و یا پاهایت را در یک کفش می‌کردی که مامان راضی شود برایت کفش تق تقی بخرد. و یا لاک می‌خواستی. لاک اکلیلی که بابا انگشتان کوچکت را لاک بزند و بعد هم دانه به دانه‌ی انگشتانت را ببوسد. اصلاً شاید می‌گفتی برویم شهربازی و بعد دستانت را تا آنجا که می‌توانستی باز می‌کردی و می‌گفتی «اینقدر هم بستنی بخوریم. بستنی توت فرنگی». تو اگر بودی امسال هم مثل هرسال قایمکی می‌رفتی سراغ ماتیک های مامان که لبت را سرخ کنی. بعد هم خیلی طناز لبخندی نثار آینه می‌کردی و برای خوشگلی‌ات از خنده ریسه می‌رفتی. تو اگر بودی سراغ عطر و ادکلن های مامان هم می‌رفتی و خودت را غرق در بوی خوش آنها می‌کردی. بعد هم مامان به تو چشم غره می‌رفت. اما باز هم در آغوشت می‌گرفت و می‌بویید تو را، می‌بوسید تو را. تو اگر بودی مامان امروز به مناسبت روز دختر غذای مورد علاقه‌ی تو را می‌پخت. تو اگر بودی امروز مامان برایت کیک می‌پخت و مهرش را بر گونه ات حواله می‌کرد. و یا شاید بابا به عشق تو برایت کیک خامه‌ای می‌خرید. تو اگر بودی روی دستان بابا تاب می‌خوردی و خنده‌ی مستانه‌ات زیباترین موسیقی برای گوش های بابا بود. تو اگر بودی مثل هرشب امشب هم بابا تو را بغل می‌گرفت و برایت قصه‌ می‌گفت که به خواب بروی. تو اگر بودی... تو نیستی عزیزکم. تو به آسمان ها سفر کرده‌ای. رفته‌ای که ستاره بچینی. همیشه دوست داشتی ستاره ها را بغل بگیری. حالا راحت تر دستت به آنها می‌رسد. یکی از آن ستاره ها را بفرست خانه‌تان. تا شاید نورش بتابد بر خانه‌ی تاریک و سردتان. تا شاید لبخندی بر لب های ترک خورده‌ی مامان بنشاند و برق بیندازد بر چشم‌های غم‌دیده‌ی بابا. روزت مبارک دخترکم. روزت در آسمان‌ها مبارک. _ برای دخترانی که خون‌شان ایران خانم را سرخ کرد. دخترانی که شهادت عاقبت‌شان شد _ @nonvaqalam