شما بافتن موی سر را خیلی خوب بلد بودید.
خودتان گفتهاید. گفتم که شما عاشق موی بلند بودی. شما حتی نوازش آنها را هم بلد بودی. اینکه چطوری مو را ببافی را هم بلد بودی. شما قطعاً مردی بسیار عاشق و پدری بسیار مهربان بودی.
«دخترم چهار پنج ساله بود که یک بار او را برای زیارت امام خمینی بردم. خانوادهی ما رفته بودند مشهد و او ماند پیش من برای اینکه بیاید امام(ره) را روز عید ببیند. صبح پا شدیم و سرش را شانه کردیم و مرتبش کردیم و موهایش را به زحمت بافتیم. یک دستی هم که نمیشود؛ من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم اما با یک دست نمیشود؛ دودستی باید ببافند چون باید موها را سه قسمت کنند. رفقای پاسدار آمدند به کمک ما و موی سرش را بافتیم و چادر سرش کردیم و خدمت امام آوردیم...»
شهید خامنهای به روایت خودش.
@nonvaqalam