💌دعابرای روزپنجشنبه ۱۴۰۰/۱/۱۹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌹خدایا حسن برخورد و حسن معاشرت با مردم را به ما عطا فرما .
🌹خدایا ما را دلسوز و خیرخواه به حال مردم قرار بده .
🌹خدایا در مواجهه فکری و فرهنگی با مُعاندین ، افکار ما را روشن و استوار و زبانمان را روان وشیوا بفرما .
🌹خدایا افکار ما را نورانی و روشن بفرما .
🌹خدایا ما را از اندیشه های انحرافی و تیرگی های فکری حفظ فرما .
🌹خدایا قدرت استدلالِ به حق در مقابل خصم را به ما عطا فرما .
🌹خدایا ما را از مُداهَنه و سستی و تساهُل در دین حفظ فرما .
🌹خدایا توفیق هدایت مردم از راه حکمت و موعظه حسنه را به ما عنایت فرما .
🌹خدایا ما را از منازَعه و مِراء و جدالِ نابحق دور بفرما .
🌹خدایا ما را از حسرت و ندامت و تَغابُن و فضیحت و رسوایی روز قیامت حفظ بفرما .
🌹اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
الهی آمین یارب العالمین🤲🎀
*بسته خیرات هدیه به اموات
ختم روز پنج شنبه شامل :1 سوره حمد*
3 سوره توحید*1سوره قدر*1 آیة الکرسی*1 زیارت اهل قبور*
علی علی دوست:
🕋بسم رب الشهدا
🇮🇷شهيد محمد حسين عدالتخواه
🌹همراه محمد حسين به گلزار شهدا رفتيم و محمد حسين در يكي از قبور كه براي تدفين شهدا اماده شده بود خوابيد و گفت: از من عكس بگير من هم گرفتم.
محمد حسين در عمليات بعد شهيد شد و دقيقا در همان قبر دفن شد!
اين همان عكس است.
✨صلوات هديه به همه شهدا و
🌹شهيد عزيز
🌹محمد حسين عدالتخواه
لشگر41ثارالله
گلزار شهداي مسجد صاحب الزمان كرمان
🕋بسم الله الرحمن الرحيم
💚 توصيه هاي مهم امام رضا
💚در آخرين جمعه ماه شعبان
به عبد السلام هروي:
اي اباصلت، بيشتر ماه شعبان گذشت
و امروز آخرين جمعه آن است،
در روز هاي باقي مانده، کوتاهي هاي خود را در روز هاي گذشته جبران کن،
بر تو باد روي آوردن به آنچه که کمک کار تو است و بسيار دعا و
استغفار کن و قرآن تلاوت کن
و از گناهان خويش به سوي خداوند توبه کن تا اينکه ماه رمضان به تو روي آورد
و تو برايِ خدا، خالص شوي
و هيچ امانتي بر عهده تو نباشد مگر آنکه آن را ادا کني
و هيچ کينه اي نسبت به مومني در قلبت نباشد مگر آنکه آن را از خود دور کرده باشي
و هر گناهي که مرتکب شده باشي مگر آنکه از خود دور کني،
تقواي خدا را پيشه خود قرار بده
و در هر کارت، چه در خفا و چه در آشکارا، بر او توکل کن
چرا که هر کسي بر خداوند توکل کند، او را کافي است
[و] خدا فرمان و خواستهاش را [به هر كس كه بخواهد] مى رساند؛
يقيناً براى هر چيزى اندازه اى قرار داده است
و در باقي مانده اين ماه، زياد بگو: خدايا، اگر ما را در [روز هاي گذشته] شعبان نيامرزيده اي، در [روز هاي] باقي مانده آن ما را بيامرز،
چرا که خدواند در اين ماه، افرادي را به حرمت ماه رمضان [از آتش جهنم] جدا مي کند.
عن عبد السلام بن صالح الهروي قال: دخلت على أبي الحسن علي بن موسى الرضا عليهما السلام في آخر جمعة من شهر شعبان، فقال لي:
يا أبا الصّلت انّ شعبان قد مضى أكثره، و هذا آخر جمعة فيه، فتدارك فيما بقي تقصيرك فيما مضى منه، و عليك بالإقبال على ما يعنيك، و أكثر من الدّعاء و الاستغفار و تلاوة القرآن، و تب إلى اللّه من ذنوبك، ليقبل شهر رمضان إليك و أنت مخلص للّه عزّ و جلّ، و لا تدعنّ امانة في عنقك إلّا أدّيتها، و في قلبك حقدا على مؤمن إلّا نزعته، و لا ذنبا أنت مرتكبه إلّا أقلعت عنه، و اتّق اللّه و توكّل عليه في سرّ أمرك و علانيتك، «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً». و أكثر من ان تقول فيما بقي من هذا الشهر: اللّهُمَّ انْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فيما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فيما بَقِيَ مِنْهُ. فانّ اللَّه تبارك و تعالى يعتق في هذا الشهر رقابا من النار لحرمة شهر رمضان.
السيد ابن طاووس، رضي الدين علي بن موسي بن جعفر (المتوفي664هـ)، إقبال الأعمال، ج1، ص42، تحقيق: جواد القيومي الاصفهاني، ناشر : مكتب الإعلام الإسلامي، الطبعة الأولى 1416هـ .
🕋بسم الله الرحمن الرحيم
عاقبت كسی كه امام را مسخره كرد!
روزگار ، روزگار آدمهای كوچك و منافق بود
و ایمان تنها لقلقه ی زبانها بود، شاید برای نجات از اتهام بی دینی.
بذر ایمان در كویر یابس دلهای مردمان سخت تر از سنگ، هرگز نمی توانست به جوانه بنشیند و در سیاهی ظلمت و گمراهی این آدم نماها، گرگهای ایمان خوار ، زوزه می كشیدند
و در میان این قوم غافل، مردی به پهنه ی آسمان آبی با دلی به عرصه ی دریا، با زخمهای گونه گون، برخورده از دشنه ی عداوت این نامردْ مردم، آرام و استوار، برای رسالتی همچنان خون جگر می خورد.
آری، مرد داستان ما، همان بازمانده از طوفان خون، یادگار كربلا، حضرت سجاد بود.
روزی امام میان مردم نشسته بود و از حیرت مردم، كه در غفلت خود می لولیدند، دلش را سخت می فشرد، كه چراغ هست و اینان این چنین در بیراهه اند، تا آنكه لب به سخن گشود و فرمود :انسان نمى داند با مردم چه كند! اگر بعضى امور كه از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده ایم به آنان بگوییم ممكن است مورد تمسخر قرار دهند، از طرفى طاقت هم نداریم این حقایق را ناگفته بگذاریم !
ضمرة بن معبد، كلام امام تمام نشده، انگار بی تاب شنیدن كلام پیامبر باشد، گفت: شما آنچه شنیده اید بگویید!
امام با تأملی سنگین فرمود: مى دانید وقتى دشمن خدا را در تابوت مى گذارند، و به گورستان مى برند، چه مى گوید؟
حاضران گفتند: خیر!
و امام ادامه داد: فریاد می زند و به آنان كه او را بر دوشهای خود به سوی قبر مى برند مى گوید: آیا نمى شنوید؟ از دشمن خدا (شیطان) به شما شكایت دارم كه مرا فریب داد و به این روز سیاهم افكند و با آنكه وعده داده بود اما نجاتم نداد.
من شكایت دارم از دوستانى كه با من دوستى كردند و مرا خوار نمودند. من از اولادى كه حمایتشان كردم ولى مرا ذلیل كردند و نیز از خانه اى كه ثروتم را در آبادى آن خرج كردم ولى سرانجام، دیگران آنجا ساكن شدند، شاكی ام.
به من رحم كنید! این قدر عجله نكنید!
تا كلام امام به اینجا رسید، دل پر كینه و سیاه ضمرة دیگر تاب نیاورد و با خنده ای تلخ، حاضر جوابانه گفت :
اگر مُرده، بتواند به این خوبى صحبت كند، پس ممكن است حتى حركت كند و روى شانه حاملین بنشیند!
كام امام علیه السلام، به مزه تلخی كه ضمره پرانده بود، ناخوش شد و دلش از این همه شعوری كه در دل اینان نبود گرفت.
آنگاه رو به آسمان كرد و فرمود: خدایا! اگر ضمرة سخنان پیغمبر صلى الله علیه وآله را مسخره مى كند از او انتقام بگیر!
روزهای جاهلیت همچنان می گذشت، چهل روزی می شد كه دل امام از ضمره شكسته بود كه غلامش به دیدار امام آمد.
امام، كریمانه احوالش را پرسید و به او مهر ورزید.
و از كار و بارش پرسید و فرمود: از كجا مى آیى؟
غلام بی مقدمه، زبان گشود كه اربابم، ضمره از دنیا رفت و من اكنون ار مراسم خاكسپاری او می آیم.
غلام تاب نداشت، گویا در دلش حرفی بود كه می خواست سینه اش را شكافته و بیرون آید.
مگر او چه دیده بود؟
هرچه بود او را وا داشت كه بی درنگ ادامه دهد كه: وقتى او را در گور گذاشتند و خاك ریختند، او به زبان آمد و فریاد می زد.
من صدایش را می شناختم، خود او بود، مثل وقتی كه زنده بود.
من صدایش را شنیدم كه مى گفت :
واى بر تو ای ضمرة بن معبد! امروز هر دوستى كه داشتى خوارت كرد و عاقبت رهسپار جهنم شدى.
جهنمی كه پناهگاه و خوابگاه ابدى توست .
غلام از آنچه دیده بود سخت بی تاب بود، امام آرام و خاموش، چنانكه گویا عاقبت ضمره، پیش چشمانش بوده و از قبل می دانست!
آنگاه پندگیرانه از آنچه بر سر ضمره آمده بود فرمود: از خداوند مسألتِ عافیت دارم، زیرا سزاى كسى كه حدیث پیغمبر صلى الله علیه و آله را مسخره كند، همین است .
متن روایت:
عن علی بن إبراهیم، عن محمد بن عیسى، عن یونس، عن عمرو بن شمر عن جابر قال: قال علی بن الحسین علیه السلام: ما ندری كیف نصنع بالناس؟ إن حدثناهم بما سمعنا من رسول الله صلى الله علیه و آله ضحكوا، و إن سكتنا لم یسعنا.
قال: فقال ضمرة ابن معبد: حدثنا!
فقال: هل تدرون ما یقول عدو الله إذا حمل على سریره؟
قال: فقلنا: لا، فقال: إنه یقول لحملته "ألا تسمعون أنی أشكو إلیكم عدو الله خدعنی و أوردنی ثم لم یصدرنی، و أشكوا إلیكم إخوانا و آخیتهم فخذلونی، و أشكوا إلیكم أولادا حامیت عنهم فخذلونی، و أشكوا إلیكم دارا أنفقت فیها حریبتی فصار سكانها غیری، فارفقوا بی و لا تستعجلوا!
قال: فقال ضمرة: یا أبا الحسن إن كان هذا یتكلم بهذا الكلام یوشك أن یثب على أعناق الذین یحملونه.
قال: فقال علی ابن الحسین علیه السلام: اللهم إن كان ضمرة هزأ من حدیث رسولك فخذه أخذ أسف
قال: فمكث أربعین یوما ثم مات فحضره مولى له قال: فلما دفن أتى علی بن الحسین علیهما السلام فجلس إلیه،
فقال له: من أین جئت یا فلان؟
قال: من جنازة ضمرة فوضعت وجهی علیه حین سوی علیه فسمعت صوته و الله أعرفه كما كنت أعرفه وهو حی، یقول: ویلك یا ضمرة بن معبد الیوم خذلك كل خلیل، وصار مصیرك إلى
الجحیم، فیها مسكنك و مبیتك و المقیل،
قال: فقال علی بن الحسین علیه السلام: أسأل الله العافیة هذا جزاء من یهزأ من حدیث رسول الله صلى الله علیه و آله.
كافی، ج 3، ص 234 و نیز: بحار الأنوار، ج 46، ص 142
سايت حجه الاسلام شيخ حسين انصاريان
🕋 ⚘ مُحَمَّد رحمة للعالمین ⚘⚘⚘
🕋بسمالله الرحمن الرحیم
💚أحکام الهی
۱مسأله ۱۵۵۱ انسان ميتواند در هر شب از ماه رمضان براي روزه فرداي آن نيت كند (۱) و بهتر است كه شب اول ماه هم، نيت روزه همه ماه را بنمايد (۲).
(۱) (سيستاني: ) بقيه مسأله ذكر نشده.
(بهجت: ) و هم چنين جايز است كه شب اوّل ماه نيّت روزه همه ماه را بنمايد و احتياط به تجديد نيّت در هر شب ترك نشود.
(۲) (فاضل: ) و آن چه مهم است اين است كه مقارن اذان صبح هر روز نيت روزه و لو ارتكازاً داشته باشد.(خطور در ذهن)
📚رساله سیزده مرجع
بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران

[اگر میخواهید این بیانیه را چاپ و توزیع کنید، فایل PDF را از اینجا دریافت کنید]
انقلاب کبیر اسلامی ایران در حالی چهلمین سالگرد پیروزی خود را پشت سر گذاشت و قدم به دههی پنجم حیات خود نهاد که اگرچه دشمنان مستکبرش گمانهای باطلی در سر داشتند اما دوستانش در سراسر جهان، امیدوارانه آن را در گذر از چالشها و به دست آوردن پیشرفتهای خیرهکننده، همواره سربلند دیدهاند.
در چنین نقطهی عطفی، رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور «بیانیهی گام دوم انقلاب» و برای ادامهی این راه روشن، به تبیین دستاوردهای شگرف چهار دههی گذشته پرداخته و توصیههایی اساسی بهمنظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه فرمودهاند.
بیانیهی «گام دوم انقلاب» تجدید مطلعی است خطاب به ملت ایران و بهویژه جوانان که بهمثابه منشوری برای «دومین مرحلهی خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» خواهد بود و «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد.
این گام دوم، انقلاب را «به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) هست» نزدیک خواهد کرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
 ورود انقلاب اسلامی به دومین مرحلهی خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی (۱)
از میان همهی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت میگمارد؛ و در میان ملّتهایی که بهپاخاسته و انقلاب کردهاند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و بهجز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است. درودی از اعماق دل بر این ملّت؛ بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرایند بزرگ و جهانیِ چهل سال دوّم میشود.
 پیروزی انقلاب اسلامی؛ آغازگر عصر جدید عالم
آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند، امّا این واکنش ناکام ماند. چپ و راستِ مدرنیته، از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت، تا تلاش گسترده و گونهگون برای خفه کردن آن، هرچه کردند به اجلِ محتوم خود نزدیکتر شدند. اکنون با گذشت چهل جشن سالانهی انقلاب و چهل دههی فجر، یکی از آن دو کانون دشمنی نابود شده و دیگری با مشکلاتی که خبر از نزدیکی احتضار میدهند، دستوپنجه نرم میکند! و انقلاب اسلامی با حفظ و پایبندی به شعارهای خود همچنان به پیش میرود.
 شعارهای جهانی، فطری، درخشان و همیشهزندهی انقلاب اسلامی
برای همهچیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بیمصرف و بیفایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همهی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند. هرگاه دلزدگی پیش آمده، از رویگردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.
 دفاع ابدی از نظریهی نظام انقلابی
انقلاب اسلامی همچون پدیدهای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آمادهی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بیعمل میشمارد، امّا به هیچ بهانهای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد. انقلاب اسلامی پس از نظامسازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمیبیند، بلکه از نظریّهی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند.
 جمهوری اسلامی و فاصلهی میان بایدها و واقعیتها
جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشم
نان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بیشک فاصلهی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصلهای طیشدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.
 انقلاب اسلامی؛ مایهی سربلندی ایران و ایرانی
انقلاب اسلامی ملّت ایران، قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است. مرتکب افراطها و چپرویهایی که مایهی ننگ بسیاری از قیامها و جنبشها است، نشده است. در هیچ معرکهای حتّی با آمریکا و صدّام، گلولهی اوّل را شلّیک نکرده و در همهی موارد، پس از حملهی دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. این انقلاب از آغاز تا امروز نه بیرحم و خونریز بوده و نه منفعل و مردّد. با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنهی عمل جهانی و منطقهای در کنار مظلومان جهان، مایهی سربلندی ایران و ایرانی است، و همواره چنین باد.
 برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت
اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بندهی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل میگذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اوّل دربارهی گذشته است.
عزیزان! نادانستهها را جز با تجربهی خود یا گوش سپردن به تجربهی دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزمودهایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیدهایم و شما خواهید دید. دهههای آینده دهههای شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید. برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزهای قوی، تحریف و دروغپردازی دربارهی گذشته و حتّی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همهی ابزارها برای آن بهره میگیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیادهنظامش نمیتوان شنید.
 آغاز انقلاب و نظام اسلامی از نقطهی صفر
انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطهی صفر آغاز شد؛ اوّلاً: همهچیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه -و نه به زور شمشیر خود- بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی، و چه وضع بشدّت نابسامان داخلی و عقبافتادگی شرمآور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر.
ثانیاً: هیچ تجربهی پیشینی و راه طیشدهای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیامهای مارکسیستی و امثال آن نمیتوانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشهی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد. و این نخستین درخشش انقلاب بود.
 تقابل دوگانهی جدید «اسلام و استکبار»؛ پدیدهی برجستهی جهان معاصر
پس آنگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سهقطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانهی جدید «اسلام و استکبار» پدیدهی برجستهی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانهی ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادیخواه جهان و برخی دولتهای مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینهورزانه و بدخواهانهی رژیمهای زورگو و قلدرهای باجطلب عالم، بدان دوخته شد. بدینگونه مسیر جهان تغییر یافت و زلزلهی انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنیها با همهی شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزهی این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشدهی امام عظیمالشّأن ما، تاب آوردن در برابر آنهمه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکانپذیر نمیشد.
 مدیریت جهادی و اعتقاد به اصل «ما میتوانیم»؛ عامل عزت و پیشرفت ایران در همهی عرصهها
بهرغم همهی این مشکلات طاقتفرسا، جمهوری اسلامی روزبهروز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. این چهل سال، شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفتهای شگفت
آور در ایران اسلامی است. عظمت پیشرفتهای چهلسالهی ملّت ایران آنگاه بدرستی دیده میشود که این مدّت، با مدّتهای مشابه در انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود. مدیریّتهای جهادی الهامگرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما میتوانیم» که امام بزرگوار به همهی ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همهی عرصهها رسانید.
 برکات بزرگ انقلاب اسلامی:
انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار بشدّت تحقیر شده و بشدّت عقب مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت؛ در گام نخست، رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردمسالاری تبدیل کرد و عنصر ارادهی ملّی را که جانمایهی پیشرفت همهجانبه و حقیقی است در کانون مدیریّت کشور وارد کرد؛ آنگاه جوانان را میداندار اصلی حوادث و وارد عرصهی مدیریّت کرد؛ روحیه و باور «ما میتوانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان، اتّکاء به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد:
 یک) ثبات و امنیت و حفظ تمامیت ارضی ایران
اوّلاً: ثبات و امنیّت کشور و تمامیّت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدّی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزهی پیروزی در جنگ هشتساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی و شرقیاش را پدید آورد.
 دو) موتور پیشران کشور در عرصهی علم و فنّاوری و ایجاد زیرساختهای حیاتی و اقتصادی و عمرانی
ثانیاً: موتور پیشران کشور در عرصهی علم و فنّاوری و ایجاد زیرساختهای حیاتی و اقتصادی و عمرانی شد که تا اکنون ثمرات بالندهی آن روزبهروز فراگیرتر میشود. هزاران شرکت دانشبنیان، هزاران طرح زیرساختی و ضروری برای کشور در حوزههای عمران و حملونقل و صنعت و نیرو و معدن و سلامت و کشاورزی و آب و غیره، میلیونها تحصیلکردهی دانشگاهی یا در حال تحصیل، هزاران واحد دانشگاهی در سراسر کشور، دهها طرح بزرگ از قبیل چرخهی سوخت هستهای، سلّولهای بنیادی، فنّاوری نانو، زیستفنّاوری و غیره با رتبههای نخستین در کلّ جهان، شصت برابر شدن صادرات غیرنفتی، نزدیک به ده برابر شدن واحدهای صنعتی، دهها برابر شدن صنایع از نظر کیفی، تبدیل صنعت مونتاژ به فنّاوری بومی، برجستگی محسوس در رشتههای گوناگون مهندسی از جمله در صنایع دفاعی، درخشش در رشتههای مهم و حسّاس پزشکی و جایگاه مرجعیّت در آن و دهها نمونهی دیگر از پیشرفت، محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایرانِ پیش از انقلاب، در تولید علم و فنّاوری صفر بود، در صنعت بهجز مونتاژ و در علم بهجز ترجمه هنری نداشت.
 سه) به اوج رسانیدن مشارکت مردمی