.
یهو انگار منو پرت کردن همون دوران
دوران جنگ
سال های شصت
به خودم اومدم دیدم عه میگم من نمی دونم باید چکار کنم ؟!
چه کاری بهتره من انجام بدم ؟!
دلم نمی خواد زندگی عادی مو داشته باشم
حداقل همین موقع
دلم نمی خواد بی تفاوت باشم 💔
دلم نمی خواد تماشاگر باشم
دلم نمی خواد نمی خواد...
بله نمی دونستم باید چکار کنم
کار زیاد بود برای انجام دادن
اما من نمی دونستم چکار کنم ؟! 🥲
.
.
دوست داشتم حداقل تو همین اتفاقایی که داشت می افتاد من یه گوشه ای رو بگیرم
بگم آقا اینجا با من !!!
چون دلم نمی خواست بی تفاوت باشم ! 🥲💔
.
.
دیدم اگر بخوام جدنی یه گوشه ی کار مهمی رو بگیرم
و گوشم به حرف آقا باشه
و دستم بره سمت کاری که ایشون مدنظرشِ
باید خودمو از قبل آماده می کردم 🥲❤️🩹
باید قبلش خواب نمی بودم 🤌
.
نورْتَــــم✨ |𝑵𝒐𝒐𝒓𝒕𝒂𝒎
. دیدم اگر بخوام جدنی یه گوشه ی کار مهمی رو بگیرم و گوشم به حرف آقا باشه و دستم بره سمت کاری که ای
.
البته کههه سعی کردم بیکار نباشم این مدت
کارهایی که درحد توان بود و انجام دادم خداروشکر 🥲
.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
اولین حرکت
بعدِ پنجشنبه شبی که گذشت
فردا ظهرش شرکت تو نماز جمعه بود ✅
و بعد شرکت تو تجمع بیرونِ حرم
که خودجوش خود مردم این تجمع رو راه انداختن 🤌
.
.
طبقِ صحبت های اون روزِ آقای علم الهدی امام جمعه ی مشهد
قرار شد شب ، جمع شدن تو مسجد
مسجد شد سنگر ما 🤌🌱
.
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
و اون شب شرکت تو نماز جماعت مسجد محله مون شد مهم ترین نماز جماعتی که تا بحال شرکت کرده بودم 🙂✨
بدو بدو با خانواده و بچه ی کوچیک
خودمونو موقع اذان شب رسوندیم مسجد
.
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
بعدِ نماز هم همگی شعار الله اکبر دادیم ✊🇮🇷
کوبنده همراه با خشم از مسجد هایی که آتیش زده بودن 💔
پی نوشت : کلاه من همراه همیشگی من تو سرما 😅👍
.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
دیگه از اون شب به بعد
ظهر و شب مسجد رفتیم با خانواده
و مسجد واقعا شده بود سنگرمون ✨
دقیقا مثل زمان جنگِ دفاع مقدس
و بعد نماز خانوما دورهم حلقه می زدیم و اقدامات و کارایی که می شد انجام داد رو لیست می کردیم
قرآن ، سوره فتح رو دسته جمعی می خوندیم
و دیروقت وقتی مسجد خالی خالی بود می رفتیم خونه هامون 🥲
.