⁉️ اصلا ما دوتا واسه چی باهم رفیق شدیم؟
- خب معلومه. چون بههم علاقه داشتیم. چون اخلاقمون بههم میخورد. چون...
🤷♂ - نه دیگه، نشد. راستش رو بگو.
- من نمیدونم. من مغزم خشک شده. خودت بگو.
- خب معلومه، ما باهم رفیق شدیم تا به همدیگه کمک کنیم که بریم بالا. مگه دوستی ما دوتا هدفی جز این داشت که دست هم رو بگیریم و بریم تا اونجایی که اعتقاد داریم رضایت خداست؟
📘 دیدم که جانم میرود| حمید داودآبادی
خاطراتی از شهید مصطفی کاظمزاده به نقل از همرزم وبرادر قسمخوردهاش
#یک_قاچ_از_یک_کتاب🍉
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶 انتشار برای اولین بار
🎥 نماهنگ برکت زندگی
🎙 اثری از
گروه سرود نسل ظهور
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آرزوهایی که برای ما خاطرهست!
😊 از اون فیلمهایی هست که باید با نوجوونا دید و خندید و قند ته دل آب کرد و به آینده امید بست!
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👬 بچههای ما چطور به ارزشهای ما پیوند میخورند؟!
‼️ یک سوال و یک پاسخ مهم برای والدین عزیز.
#سواد_رسانه
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
😔 مدام به این فکر میکردیم که یعنی چند ساعت بعد نوبت مردن ماست؟ وقت جنگ، زندگی و مرگ خیلی به هم نزدیک میشوند، آنقدر که تو ناچاری هم به فکر نسوختن کتلت افطاریات باشی و هم به آمدن موشکهای اسرائیلی و مردن فکر کنی. مادربزرگم خیلی نگران ما بود. پشتِ هم زنگ میزد به مامان التماس میکرد که برویم پیش آنها...
سرآخر هم مادربزرگ تهدیدش کرد که اگر حرف گوش نکند ساکش را برمیدارد و میآید پیش ما.
📘 ماهیها به دریا برمیگردند| صفحه203| مرضیه اعتمادی
روایت همسایگی با یک خانواده فلسطینی
#یک_قاچ_از_یک_کتاب🍉
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📘 مردی با آرزوهای دوربرد در شبکه پویا
خاطراتی از زندگی پدر موشکی ایران
شهید حسن طهرانیمقدم
ثبت سفارش: 👇
https://B2n.ir/mr4869
کد تخفیف: ۶۶ (فقط تا پایان امشب)
🛒 مراجعه حضوری: قم خیابان معلم مجتمع ناشران طبقه همکف فروشگاه نشر شهید کاظمی
📚 ساعت کاری: ۸:۳۰ صبح تا ۸ شب
۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
👬 ما بچههای جنوبشهر سرمان میرفت، رفاقتمان نمیرفت. من و عباس از نوجوانی باهم رفیق شدیم. عباس پای من را هم به زورخانه باز کرد؛ هرچند پدرم باستانیکار بود؛ اما رفاقت با عباس باعث شد تا به این ورزش بچسبیم. او مرشد بود و روی هر چیزی مثل آب خوردن ضرب میزد و یکی و دو تا میخواند. قرار گذاشته بودیم باهم به جبهه برویم. برای همین، حتی دورههای آموزشی را باهم شرکت کردیم و بعد از ۴۵ روز، موعد اعزاممان رسید.
📕 برای بار آخر بخند| ۴۰| جلال نقاشیان
روایتی از زندگی و خاطرات شهید مرشد عباس دائمالحضور
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
#یک_اتفاق_تازه
😍 یک دورهمی نوجوانانه با طعم کتاب
📚 دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۷
قم مجتمع ناشران طبقهی همکف فروشگاه نشر شهید کاظمی
🌸 منتظر حضور گرمتون هستیم.
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
🎥 این هفته بهتون پیشنهاد میکنیم فیلم سینمایی «رنگ خدا» رو ببینید. یه فیلم خیلی خوب و حتما تأثیرگذار.
💁♂️ خلاصه داستان:
محمد، دانشآموز نابینای مدرسه نابینایان، برای تعطیلات به خانه پدریاش در روستا بازمیگردد. پدرش هاشم، که با مرگ همسرش تنها شده، قصد ازدواج مجدد دارد و میخواهد محمد را از نامزد جدیدش پنهان کند. او محمد را به کارگاه نجاری میفرستد تا از دید دیگران پنهان بماند. در این بین، مادر هاشم که مخالف این ازدواج است، خانه را ترک میکند و پس از مدتی بیمار میشود. هاشم که در این شرایط احساس تنهایی میکند، به دنبال محمد میرود و او را به خانه بازمیگرداند. در راه بازگشت، محمد به داخل رودخانه میافتد و هاشم برای نجات او به داخل آب میپرد، اما...
💠 کارگردان: مجید مجیدی
رده سنی: 14+
مدت زمان فیلم: 90 دقیقه
🌐 لینک دانلود: https://B2n.ir/rw5462
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
😍 یقین دارم عطر محمد است. از خواب میپرم. عجیب است که دردی ندارم دردی که از شدتش بیحال شده بودم و به خواب رفته بودم. نفیسه روبهرویم نشسته. با چشمانی خوشحال و مشتاق نیمخیز میشوم در بستر.
«نفیسه چه شده که این موقع شب اینجایی؟»
🧕🏻ذوقزده است. بلندبلند میگوید: «عافیت خدا بر تو خدیجه؛ آنهمه دیناری که فرستاده بودی، بالاخره کار خودش را کرد. باز برایمان چند شتر بار خرما و گندم فرستادند. فقط خدا میداند چطور در تاریکی شب شترها را به سمت شعر رها کردهاند که نگهبانان بیرحم اطراف آنها را ندیدهاند.»
🤲 خوشحال میشوم؛ بیشتر از همه برای بچهها. شکر خدای مهربانی را که لحظهای ما را به حال خودمان رها نمیکند. دلم اما پیش بوی عطر است.
📕 به قلبش اشاره کرد| صفحه ۲۷| حبیبه آقاییپور
روایت داستانی از زندگی حضرت خدیجه(س)
#یک_قاچ_از_یک_کتاب 🍉
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa
🧔♂حاجحسن طرفدار گروههای کاری سبک و چابک بود. برای همین، سازمان جهاد خودکفایی جای کوچکی بود با آدمها کم. بزرگترین و پیچیدهترین دستگاهها را توی پادگان کوچکی با تعداد کمی محقق و سرباز میتوانست بسازد. برونسپاریاش حرف نداشت. تمامی قطعات و اجزای موردنیاز را جداجدا به کارگاهها و کارخانههای سطح کشور سفارش میداد.
💯 آنوقت همه را جمع میکرد و با افراد محدودش سرهم میکردند. هم صنعت کشور رونق میگرفت و هم انرژی خودشان صرف ساختن قطعات و انبارکردن ماشینآلات و مدیریت انسانی نمیشد. اما اگر نیازشان طوی بود که در سراسر کشور کسی قادر به ساختن آن نمیشد، آنوقت بچهها را صدا میزد و مشخصات مادهی موردنظر را میگفت و وقت میداد که رویش کار کنند.
📕 مردی با آرزوهای دورد| فائضه غفارحدادی
رویاتهایی از زندگی پدر موشکی ایران
#یک_قاچ_از_یک_کتاب🍉
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
🆔https://eitaa.com/nooshkaa