✅ تنوع کتابهای انتشارات بهنشر باعث شده طرفدارهای خاص خودش رو داشته باشه. موضوعات متفاوت برای گروه سنی مختلف.
😍 یه نگاه به کتابهاش بندازید. حتما یکی رو انتخاب میکنید؛
👈البته با قیمت قبل
👈با تخفیف ویژه
👈دریافت هدیه
👈و حضور در قرعهکشی ۸ جایزه ارزشمند از حرم امام رضا(ع)
❌تعداد محدود❌
⌛️فقط تا: ۹ اردیبهشت
ثبت سفارش: 👇
https://manvaketab.com/pubbooklist/196221/
🌐 کد تخفیف: minab
🔻 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 آرزوی زیبای نوجوون دهه نودی
🇮🇷 ما همه پای #ایران_عزیز هستیم.
🔻 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
⏰ فقط ۲ روز تا پایان «جشنوارهی کتاب بچههای میناب» مونده.
🔔 ما از همون اول دلمون رو گره زدیم به یک نیت قشنگ: کمک به تجهیز کتابخونهی مدرسهی شجره طیبه میناب.
🎁هر کسی که تا حالا تو این جشنواره کتاب سفارش داده، هم توی این کار خیر شریک شده و هم تخفیف و هدیه گرفته.
😍 تو هم میتونی با یک سفارش ساده به این حرکت قشنگ بپیوندی.
⏳فقط تا ۹ اردیبهشت
🌐 ثبت سفارش:
https://manvaketab.com//subject/1192/
🔗کد تخفیف: minab
🔻 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #انیمیشن طنز «جایزه اسکار»
🔹روایتی کوتاه از شکست قدرت خیالی آمریکا توسط ایران
🔻 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
🔖 کمی حوصله کنید و این برش از یک کتاب خوب رو بخونید:
✂️ پیرزن رو به مغازهدار گفت: «یه سرویس از همین گل بِهشون بده.»
صاحب مغازه که پشت میزش نشسته بود، رو به حسن گفت: «اون کارتن که روش علامت زدم، بیار برا حاجخانم.»
حسن گفت: «ولی...»
مرد اجازۀ حرف اضافه به حسن نداد و گفت: «ولی نداره، کاری رو که گفتم انجام بده.»
حسن میدانست چینیهای آن کارتن یکی-دو تایی بشقاب لبپر دارد. حاجی بلند شد تا سری به انبار ته مغازه بزند. حسن به پیرزن نزدیک شد و گفت: «حاجخانم، یه چیزی میگم از من نشنیده بگیر. سرویسی که شما خواستید یکی-دو بشقاب لبپر توشه.»
پیرزن چکی به صورتش زد و گفت: «پسرم، راست میگی؟ چینی لبپر! خدا خیرت بده. برا جهاز دخترم اومدم اینجا.»
حاجی که از انبار بیرون آمد، پرسید: «سفارش خانم رو آوردی؟»
پیرزن نگاهی به حسن کرد و گفت: «حاجآقا، دخترم نپسندید.»
پیرزن این را گفت و از مغازه بیرون رفت. حاجی نگاهی به حسن کرد و گفت: «باز کار خودتو کردی؟ صداقت تو به چه کار من میآد پسر؟!»
حسن سرش را پایین انداخت و موزائیکها را نگاه کرد. زیرلبی گفت: «انصاف نیست که پول خوب بگیری و جنس لبپر به مشتری بدی.»
حاجی به حسن نزدیک شد و گفت: «تو به درد کاسبی نمیخوری. از فردا دیگه نمیخواد بیای سر کار. حسابکتاب میکنم، دستمزد این چند وقتتم میفرستم در خونتون.»
حسن، تبسم به لب، بقچۀ ناهارش را برداشت و از مغازه زد بیرون.
🚀 اگه دوست داری با یکی از قهرمانهای موشکی کشورمون رفیق بشی، کتاب «دیدهبان» رو از دست نده.
1️⃣هم محتوای خوبی داره
2️⃣هم تصویرگریش جذابه
3️⃣هم حجمش خستهکننده نیست
4️⃣و هم قیمتش خوبه.
📘 یه کتاب جمعوجور و دوستداشتنی؛
👈 هم برای خوندن خودت
👈 و هم برای هدیه دادن به برادر خواهرات و دوستات.
ثبت سفارش: 👇
https://manvaketab.com/book/391897/
🌐 کد تخفیف: minb
🎁 + چند هدیه ارزشمند
🔻 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd