eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.2هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
فلسفه بغل خیلی عجیبه. پنج ثانیه اول شك داری برای نگاه کردن به دستایی که باز شده، چهار ثانیه دوم فکر می‌کنی به گرمایی که قراره رخنه کنه تو تک تک سلولات، سه ثانیه سوم پاسخ متقابل میدی، مُعانقه اتفاق می‌افته و در دو ثانیه‌ی بعدی ضربان قلب‌ها یکی میشه، و در نهایت برای یك ثانیه‌یِ آخر، "آغوش" اتفاق می‌افته.
گفت نصف آدمایی که باهاشون درارتباطي، با بوی عطرت ازت یاد میکنن، چرا؟ نمی‌دونستم چجوری براش توضیح بدم که "بوها" موندگارن. بویِ قرمه سبزی مامان. بویِ یقه لباس بابا. بویِ کتاب حافظ عزیزجون. بویِ آدامس خرسی که یلدا تو کیفش داره. بوی عود تلخي که همیشه سپهر تو مغازش روشن می‌کنه و ...
رادیو اغما.- WITHOUT YOU -.mp3
زمان: حجم: 36.3M
ساعت از دو بامداد گذشته و صدای پادکست رادیو اغما توی اتاق پیچیده، به کپشنِ "بر اساس واقعیت" بودنش فکر میکنم و حالا غم محکم‌تر دستشو میندازه دور گردنم. بهش نگاه میکنم و با لبخند میگم: سلام عزیزم! خوش‌اومدی به این نیمه‌شب.
بمون نرو.
بنظرم یا نباید برای کسی آهنگ بفرستیم، یا آهنگي که می‌فرستیم با منظور و برای بیانِ کلمات ناگفته و احساسِ پنهون شده باشه. اگر نه که سایت و پلی‌لیست و اسپاتیفای پره از دانلود آهنگ‌هایِ رندوم عزیزم.
انتظار. [ اِ ت ِ ] : چشم داشتن. نگرانی و چشم به راه بودن. امیدواری همراه با التهاب. چشم براهی. چشم درراهی. صبوري. آرزو. شکیبایی. منتظر چیزی بودن.
شاید ترسناک‌ترین بخش بزرگسالی هم این بود که برای غصه‌ خوردن دیگه وقت مجزایی نداشتی، و مجبور بودی همراه زندگی کردن بهش بپردازی، همراه زندگی کردن گریه کنی، همراه زندگی کردن اضطراب رو تحمل کنی، همراه زندگی کردن، غمتو این دست اون دست کنی. یقین دارم که این، شاید ترسناک‌ترین نه، اما بی‌رحمانه‌ترین بخشِ بزرگسالی بود...
تغییر دادن شرایط، درد داره و تو متحملِ اون درد خواهی شد. اما یا امروز به انتخابِ خودت، یا فرداهایِ نچندان دور به اجبار از سمت زندگی...
از اصرار برایِ چیزهایی که "فکر می‌کنی" به صلاحته دست بردار و به ستار بگو که: سرت سلامت! تو بسازی قشنگ‌تره اصلا. و می‌بینی که بله. واقعاً اگه اون بسازه قشنگ‌تر و ظریف‌تر و خوشگل‌تره. معمارِ هنرمندِ جهان.