طهران، حسینیه سادات اخوی.
؛
قدیمیترین حسینیهیِ ایران،
با قدمتی بیش از ۲۵۰ سال.
تأسیس شده توسط حاج سید ابراهیم تقوی، در زمان فتحعلی شاه قاجار.
که از همان زمان تا به امروز، هر سال در ماه محرم، در این حسینیه مراسم روضه خوانی سنتی برپا میشود...
از مصاحبه کاری، از کلاس، از باشگاه،
از خونه، از پانسیون، از کتابخونه،
از همهجا مدام در حال رفتن و برگشتنم.
و بین تمام اینا، امروز یه لحظه دلم تعلّق خواست. با تشدید و با تأکید.
یه موندنِ با آرامشِ خاطر. یه موندنِ با تعلّق.
اون لایفاستایل و سبك زندگی که دوست داری بهش برسی، از خداحافظیهایِ متعدد نشأت میگیره.
باید دردِ خداحافظی با برخی آدمها، اتفاقات، وابستگیها، کارهای اضافه و غیره رو بچشی تا برسی بهش. بله غم و سختی هم داره ولی آخرش یه آخیشِ بزرگه. خیلی بزرگ.
درسته که نجات دهنده تو آیینهست، ولی اونی که کنار آینه ایستاده هم مهمه. اونی که دستشو چِفت انداخته تو دستت و لمس و آغوش. اونی که ضربان نبضِ دستش، بهت جرئت میده تا مردمک چشماتو واضحتر باز کنی. نجات دهنده هم خودتی، هم اونی که کنارت ایستاده. ترکیبِ تراز و دوستداشتنی. عشق.
- دلدادھ مٺحول -
“As long as there was coffee in the world, how bad could things be?”
- Cassandra Clare
تا زمانی که قهوه در جهان وجود دارد، اوضاع مگر میشود بد باشد؟
- کاساندرا کلر
به قد و بالای کلمه "صبر" نگاه نکن. تو همون یك کلمه جمع و جورش، سه تا حرفی رو قرار داده که بعضی وقتا باید رو نوکِ پنجههات وایسی و باز هم دستت نمیرسه بهش.
اون لحظهس که آروم با خودت زمزمه میکنی:
کلمهیِ باعظمتِ قدرتمندِ عجیبِ دور...
صاد، ب، ر. صبـر. صبـــر. صبـــــر.
چشمهایِ آدما عزیزم.
از هر چی در بری، شب یه هایلایت میکشه روی تصویر محوِ بجا مونده از چشمهای آدما و تموم.
اون نقطه شروع شبه. شروعِ گردابِ شب...
Olafur ArnaldsOlafur Arnalds - lynns theme (320).mp3
زمان:
حجم:
4.7M
برای عصرِ شنبه ؛
و تمامی روزهای بعدش.
امید؛ حکم همون طنابی رو داره که میپیچه دور مچِ ظریف و نحیفِ دستت و از قعرِ دره میکشتت بالا و وصلت میکنه به زندگی. نجات دهندهیِ واقعی و قدرتمند. ناجیِ لحظات و آبکشِ غمهای رسوب کرده.