eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.4هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا اگه دوسم داشتی الان برام با پیك بالدار از عرش الهی‌ـت زیتون پرورده و باقلوا می‌فرستادی. دوسم نداری. داری؟ نداری دیگه.
گفت: "چون اون لحظه باید زندگی رو ادامه میدادم..." بغض کردم و گفتم برایِ بقـاء؟ بغض کرد و گفت برایِ بقـاء.
الان ازم نپرس، نه یک کلمه. نه دو کلمه. اما وقتی گذشت این روزا، به ازایِ تک تک ثانیه‌ها بغلم کن و بزار گریه کنم، اون موقع کلمه زیاد دارم برای گفتن.
آیه‌یِ ۱۶ رو می‌خونم: "نَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ؛ (که) ما از رگِ گردنِ او به او نزدیک‌‌تريم." دست میزارم روی شاهرگ گردنم. نبض میزنه و به تو فکر می‌کنم. به تویی که شب‌ها پررَنگ‌تری. خدایِ امیدهایِ کم‌سو اما همچنان روشن وسطِ اعماق تاریکی.
ندونستن میزان فاصله اذیتم می‌کنه. باید بدونم "چند کیلومتر" با مقصد فاصله دارم. "چند بغل" از فلانی دورم. "چه تعداد دسته گل" باید کف خیابون بچینم تا برسم به مزار عزیزجون. "چندتا قابلمه قرمه‌سبزی" تا بودن توی خونه در کنار مامان مونده. باید بر اساس معیارهایِ خودم بدونم فاصله رو، نه بر اساس روزهای تقویم دکوری روی میز.
اول تراپیستِ عالم، امیرالمومنین میگه که ببین بنده‌یِ طلفکی، "اُقسم باالله قَسَما حَقا اِنّ بعد الغَم فَتحا عجبا بخدا قسم! که همیشه بعد از غم، گشایشی شگفت آور خواهد بود..." دیگه ما کی باشیم که بخوایم بگیم نه و بشینیم یه گوشه غم‌بَرَک بزنیم؟ هان؟
- دلدادھ مٺحول -
قطعه‌ای از بهشت که از عرش الهی کَنده شده و افتاده روی زمین، فرود اومده تو این مغازه. رگال بافت‌های
امشب تهران یه جوری سرد شده که باورم نمیشه همین چند روز پیش داشتم به درگاه خدا ایمیل میزدم که بابا توروجونِ فرشته‌هات سردش کن این هوارو. آخیش. دمت گرم اوس کریم! :))))
از تهران و ترافیک‌هاش خسته شدم.
- دلدادھ مٺحول -
از تهران و ترافیک‌هاش خسته شدم.
دلم جزیره میخواد. دراز کشیدن زیر درختای نخل و نگاه کردن به ماه. بدون کفش راه رفتن روی ماسه‌های لب دریا و پیرهن ساحلی.
چون که تولد مهمه. تاریخ مهمه. بغل و چِفت هم بودن و اون سه ثانیه قبل از بوسه‌یِ تبریك مهمه. دل مهمه. دلِ آدما خیلی مهمه.