eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
457 عکس
72 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
- دلدادھ مٺحول -
وای بر من.
ببخشید از اینا میشه به عنوان جهیزیه گذاشت؟ اون فنجون آبی برای آقای خونه‌ست و اون زرده برای نزدیک‌ترین دوستم. فنجون زرشکی و صورتی هم چون نتونستم بینشون انتخاب کنم، هر دو برای خودم. =)
- دلدادھ مٺحول -
این عکس رو دیدم و فهمیدم که این میل به ظرف‌هایِ چینی گل سرخی با لبه‌هایِ طلایی در من هیچ وقت تموم نم
و همچنین گذاشتن گل لیلیوم روی اپن. وسط میز غذاخوری. کنار طاقچه. دورتادور بالکن. در کنار میز آرایش‌. روی کتابخونه و یا حتی میز مطالعه. لیلیوم در وجب به وجب خونه.
منِ عزیزم. کاش بهم بگی چرا ساعت سه شب داری به این چیزها فکر می‌کنی؟ موضوعی هست که درمیون نگذاشتی باهام؟ وا بده زن فردا کار و زندگی داری. =))))))
- دلدادھ مٺحول -
و تظُنُّ أنها النِّهاية ثم يُصلِحُ الله كلَّ شی و گمان می کنی که پایان است، سپس خداوند همه چیز را د
فَلَا تَعلَمُ نَفسُ مَا اُخفِیً لَهُم مِن قُرّهَ اَعیُن. هیچ‌کس نمی‌داند برایش چه قره‌العین‌هایی پنهان کرده‌ایم. سوره سجده-۱۷ قره‌العین: اشکی که از شوق در چشم حلقه می‌زند...*
دلم میخواد برم تو خیابون از آدم‌ها بپرسم که سلام شما تسبیح زندگیتون دستتونه؟ یا شما هم از دستتون دررفته و دارید حیرون و سرگردون دنبال دونه‌هاش می‌گردید؟
هدایت شده از سید .
برنامه‌ریزی و دو دوتا چهارتا کردن به من نمی‌‌خوره. باید ضربتی خودم رو بذارم وسط داستان تا بتونم یه سری چیزها رو تموم کنم
ء.
- دلدادھ مٺحول -
ء.
میم مثل مقاومت* . مقاومت [ م ُ وَ / وِ م َ ] ایستادگی و برابری و مقابلی. مقاومة. پافشاری. ایستادگی. استقامت. پایداری. انقلاب/ انتشارات امیرکبیر*
- دلدادھ مٺحول -
میم مثل مقاومت* . مقاومت [ م ُ وَ / وِ م َ ] ایستادگی و برابری و مقابلی. مقاومة. پافشاری. ایستادگی
گفت باز تو وجبِ جدید پیدا کردی! پرسیدم چی و تکرار کرد که: اسمش رو میزارم "وجب"؛ چون به معنای کنج، پاتوق، کتابخونه و... نیست برات. اون محیط وجبِ توعه. جایی که اگه نباشی، اونجا میشه پیدات کرد. جایی که تو آیینه‌هاش عکس میگیری و با کسی خاطره نمی‌سازی تا بعداً اگه روزی نبود، نتونی و دلت نیاد که بری. وجب برایِ توعه. وجبِ امن تو.
- دلدادھ مٺحول -
گفت باز تو وجبِ جدید پیدا کردی! پرسیدم چی و تکرار کرد که: اسمش رو میزارم "وجب"؛ چون به معنای کنج، پ
ازجزئیات/ . پرده‌هایی که نور ازشون رد میشه و صدای قدم‌ برداشتن‌هایِ آروم روی پارکت*