- دلدادھ مٺحول -
ء.
رزهارو که بو کردم یاد ضریحِ تو افتادم و بلافاصله از خودم پرسیدم که مگه چقدر دلتنگم برات که تهخطِ بوهایِ دم ضریح اولین یادآوریِ ذهنم شدن؟ اون لحظه متوجه شدم که "عاشقِ دلتنگ" چشمهاش فقط دنبال نشونهای، ردی، خطِ بویِ آشنایی میگردن تا لیلارو به یاد بیارن. جنونِ یه مجنون همینه احتمالا...
- دلدادھ مٺحول -
رزهارو که بو کردم یاد ضریحِ تو افتادم و بلافاصله از خودم پرسیدم که مگه چقدر دلتنگم برات که تهخطِ بو
امروز از مامان پرسیدم که چند درصد احتمال داره یک نفر، بدونِ برنامه و پلن، بدونِ برنامهریزی، بدونِ هماهنگی، تو اوجِ درس و کارهاش، و تو شلوغترین ایام ممکن، بره کربلا؟
و مامان گفت اگه دعوتش کنن، دیگه این صحبتها معنایی نداره. همون قضیه یار که را خواهد و میلش به که باشد.
مهمونِ دعوت شده که نه، ولی کاش سرزدهیِ شبنشینی، در حد یه نماز صبح حرم ببینمت...