یکوقتهایی مدتهاست که کنارت نیست، اما تو ایمان داری که هنوز هم حواسش به تو هست و جایی دور از تو ایستاده تا از همان دورها پرواز کردن و اوج گرفتنت را ببیند و به تو افتخار کند و چه مشتاق میشوی برای پریدن و برای باشکوه پریدن...
و دلت برایش تنگ میشود
و دلت برایش تنگ میشود
و دلت برایش تنگ میشود...
#نرگس_صرافیان_طوفان
🍃 @nor_ir
به نام خدا
.
.
امیدوارم با فوت شمعِ سی سالگی ام ،
چراغ ضعف ها و کم کاری هایم خاموش شود،
تا عمر به رقم چهل نرسیده است،
فکری باید به حال این نفسِسرکش و شلوغیه قلب کرد ...
تولدم مبارک 🤍
🍃 @nor_ir
بانورا سرگرم بودم، زنگ خونه صداش دراومد،
دیدم خواهرم میگه بامن کار دارن،
هرچی پرسیدم کیه ،
جواب نمیداد ،
منم بیخیال شدم فقط چشمم به در بود ،
که فاطمه از در اومد داخل خونه ...
قشنگ تونسته بود ذهن منو بخونه
که تصورم اینه خبری ازش نمیشه ...
خلاصه که با هدیه ی جذابش من رو سوپرایز کرد ...
خیلی قشنگه و جذاب 🤍
قشنگ نوراعه 😁
🍃 @nor_ir
#به_نام_خدا
.
.
در طول این سی سال عمر فهمیدم هرچقدر به لحظه های ساده ی زندگی پر و بال بدی به #خوشبختی نزدیک تری ،
فهمیدم هر چقدر راحت بگیری ،بهتر میگذره ...
نه اشک ها ماندگارند نه لبخند ها ...
فهمیدم اگر اینجا هستم نه برای خوشیه نه برای دلخور موندن...
فهمیدم دنیا ،برای به رشدرسیدنه ...
فهمیدم آدم ها نمیمونن و رفتنشون عادیه ...
و جنگیدن برای داشتنشون اشتباهه ...
فهمیدم زیادی سخت گرفتیم و آواره ی تعلقاتیم ...
فهمیدم که ما نفهمیدیم چرا اومدیم و چرا و چه طوری باید بریم....
.
نفهمیدیم که اونی نیستیم که باید باشیم ،
وما اون چیزی شدیم که آدمها از ما میخوان ....
.
چه فهمیدن هایی که باید تثبیت میشد
و چه نفهمیدن هایی که ماندگار مونده ...
.
به امید نجات از ادعا های پوچ ...
.
پ.ن؛
.
دعای تولدم ؛ ازخدا میخوام برای ساخته شدنم کمکم کنه ...
.
🍃 @nor_ir