دوست دارم بیدغدغه شوم، قهوهام را بردارم، بروم وسط پاییز بنشینم، کتابی باز کنم و در حالی غرق در وادی کلمات شوم که عطر باران مشامم را پر کرده، باد خنکی میوزد و برگهای خشک را با خودش همراه میکند و درختهای بیبار و برگ پاییز، زل زدهاند به منی که دارم عمیقا نفس میکشم و برش کوتاهی از جهانم را در کالبدی آرام و خوشبخت، زندگی میکنم و رنج و اندوه زمانه را روی طاقچهی خانه، جا گذاشتهام...
#نرگس_صرافیان_طوفان
🍃 @nor_ir
هر روز چشم ها را که باز میکنیم،
مثل زمان هایی که تلفن همراه خاموش است و یک آن که روشن میشود ،
صدای پیامک ها پشت هم ردیف می آیند مغز ارور میدهد،
حالا هر از گاهی هم نگاه که میکنیم .
جز تبلیغات و چندتا پیام تماس از دست رفته چیزی نبوده و فقط ما را دچار هیجانات دم دستی کرده است
دقیقا همینطور صبح ها مغز ما پی در پی صدایش در می اید ،
صدای تمام حوادث و دل نگرانی ها ، حل نشدن مشکلات ، درگیری های اطرافیان ...
و تو می مانی میان انبوهی از مشغله های فکری .... وحتی بیخودی ...
به گمانم اندازه ی کافی پریشانحال هستیم ،هوای هم را داشته باشید ،دلیل حال بد کسی نباشیم ...
شبتون خوش 🤍
🍃 @nor_ir
اینجمله رو هرکسی بهتون نمیگه
ولی یادتون باشه:
وابستگی زیاد نسبت به هر چیزی
باعث میشه که شما آدمِ خوشحالی نباشید!
@nor_ir