•
حاج آقا مجتبی تهرانی :
امام زین العابدین(ع) در شب
بیست و هفتم ماه مبارک رمضان
این دعارا از اوّل شب تا آخر شب
مکرّر می خواندند:
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ
الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ
وَ الِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ»
•
🍃 @nor_ir
خدایی انقدر اهنگ با من ست نبود تو اسنپ😂😂
[صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت
حرفی برای من نیست]
اخه در نگاه سرجمع دوساعت هم نخوابیده حرفیم میتونه باشه 😂😒😒
هیچی دیگه سحرخیزباش تا کام روا باشی هم جدی نگیر بگیر بخواب وُلا😄
اقای اسنپی هم معین دوستهااا 🥴
🍃 @nor_ir
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
🌄 رمضانِ بیفایده
✍🏻 عینصاد
❞ بعضى وقتها ابرى مىآيد، امّا نمىبارد. برق مىزند، امّا نمىبارد. فرصتها را مىدهند، امّا ما بهره نمىگيريم. رمضانها آمده و رفته، اما جز خيس خوردن چركها چيزى برايمان باقى نمانده است.
در همين شبهاى ماه رمضان، كه ما دور هم مىنشينيم و مىگوييم ماه رمضان جديد آمد. بايد مواظب باشيم و به خودمان فكر كنيم، ولى مانند كسى هستيم كه به حمام آمده است، ولى نه براى تطهير، كه براى بازى.
وقتى بچه بوديم، نزديك عيد كه مىشد، ما را به حمام مىفرستادند. چند تا بچه بوديم، بدجنس و بازىگوش. گاهى سه ساعت در حمام مىمانديم...همديگر را مىزديم و پوست همديگر را مىكنديم... وقتى مىآمديم خانه، پشت گوشها و پاهامان همه كثيف مانده بود. مادر ما هم كه خيلى دقيق بود، پشت گوشها و آرنجهاى ما را نگاه مىكرد و مىپرسيد: اينها چيه؟! ما را تنبيه مىكرد و گريه مىكرديم.
ما حمّام رفته بوديم، اما بازى كرده بوديم. در مقام تطهير نبوديم.رمضانها آمده و رفته، امّا ما لَعْبِ به رمضان داشتهايم و جدّى نبودهايم
📚 #اخبات | ص 30
#️⃣ #عکس #عکس_نوشته #سیر_و_سلوک
#عین_صاد | عضو شوید
👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
گمشده نوشته بود ؛
بهش گفتم اصلا میدونی دلتنگی چیه؟
یا اصلا تو دلتنگ میشی ؟
گفت منم دل دارم ...
احتمالا فهم ما از دلتنگی دوچیز متمایز بود !
بعضیا خوب میگنا 😊
🍃 @nor_ir