2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی. 🥹🌿
«اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ،اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ
يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ وَ أَمِينَ رَبِّ الْعَالَمِين،
السلامُ علیکَ یا امیرالمؤمنین »
🤍 @nor_ir
🍃 روح و ریحون 🍃
🕊چهار نعمتی که بهتر است هر روز صبح یاد کنیم؛
#خدایاشکر
سلام صبح بخیر صاحبِزمانِما 🤍🌱
همیشه از انجام بعضی عادت های تکراریِ سالم، فراری بودم،
که چی هر روز آب فاطر میخوری،
که چی سس نمیخوری؟
که چی برنج نمیخوری؟
که چی سخت کنیم دنیا رو؟
دلم میخواست به همه بگم این زندگی خودمه، به شما ربط نداره 😂 انقدر به من گیر ندید،
منتهی نمیشد آخرسر تن میدی به عادت های سالم بی هیجان، به بدن دردهای بعد باشگاه،به" نه ممنون دارم رعایت میکنم های بعد تعارف های اطرافیان "....
دنیا رو سخترش کردیم ⛈
#روزانهنویسی
@nor_ir
•جابهجاکردن وسیلها
•تموم کردن ۴۰۰صکتاب تودوروز😭
•عکاسی اجناس جدید
•تمییزی خونه
•شستن ظرفا
•تاکردن کوهی از لباسهاشسته شده😂
•کارهای دو سه تاگروه برای غدیر
•کارهای شخصی
•رفتن به ایستگاه ساعت۶
[تهدید استاد برای تموم شدن کتاب،جوابگوعه؟]
هدایت شده از Seyed Mostafa
حالا اینو بهت بگم که بعضی وقتها میرم جلوی تالارهای عروسی میایستم. تو اینکار رو نمیکنی نه؟ یکی دو بار هم خانواده داماد بهم پنجاهتومنی و شام دادن گفتن برو اینجا واینسا. ولی من وایسادم. به خدا اگه داماد هم میومد میزد زیر گوشم وایمیسادم. اگه عروس هم میومد گریه میکرد، ریملش میریخت تو صورتش هم باز وایمیسادم. حتی اگه دست گل قشنگش رو هم میکرد تو چشمم باز وایمیسادم. وایمیسادم که یاد بگیرم خوشحالی بقیه باید خوشحالم کنه! که منم ذوق کنم! حسادت چه کوفتیه آخه..
من گاهی میرم کنار زمینچمن فوتبال وایمیسم، تا هر تیمی، تکرار میکنم هر تیمی، گل بزنه، براش خوشحال بشم و تشویقش کنم! بلندبلند دست میزنم و میگم آفرین! بلند میگم آفرین! اونقدری بلند که صداش تا بچگیم بره. تا اون روزهایی که تو بازی گل میزدم ولی کسی نمیگفت آفرین، کسی بهم افتخار نمیکرد. کسی نمیدوید بغلم کنه بگه دمتگرم! گلکاشتی پسر! کاش میشد برم تو اون خاطرات دست همهشون (مردهاشون) رو ببوسم بگم ممنون که بهم یاد دادید نباید چشمم به تشویق کسی باشه! یادم دادید که کسی بهت باریکالله نگه چه حالیه..
من هرجا ببینم موتوریای میخوره زمین، میزنم کنار میرم سراغش. چون خیلی با همین موتور زمین خوردم و کسی نیومد سراغم! اگه ببینم کنار خیابون پنچر کردی وایمیسم کنارت، پنچری بلد نیستم بگیرم ولی وایسادن رو بلدم. من همه عمرم وایسادم، بدون تشویق، بدون تشکر..
من هر کتابی که تازه چاپ میشه زنگ میزنم انتشاراتش. اسم نویسنده رو میگم و میسپرم که بهش تبریک بگن و میگم که بهش افتخار میکنم! بعد میگن شما کیای؟ میگم رفیقش! میشناسمش؟ نه! ولی نمیخوام اونم مثل من باشه و هیچکس بابت چاپ کتابش بهش افتخار نکرده باشه یا لااقل بهش نگفته باشه. بذار وقتی شنید نسبت به همه رفیقهای واقعیش خوشبین بشه!
گاهی میرم جلو دادگستری. به اینایی که دارن پشتبهپشت سیگار میکشن نگاه میکنم میگم حل میشه. میگن تو کیای؟ داخل آشنا داری؟ میگم آره. با دست اشاره میکنن چقدر باید پول بدیم؟ ابرو میندازم بالا که یعنی خیلی بالا! بعد که سیگار دوم رو میخوان روشن کنن، میزنم رو شونهشون میگم حل میشه. نگران نباش. من با خدا آشنام، به خدا که حل میشه.. تو چشمت به من و داخلیها نباشه، حل میشه.. باریکلا! آفرین! دمت گرم! ماشاالله! کم نیاریها..