🟣
● وقتی به پادشاهی گفتند که چرا مانند
پدران خود، سرمایه اندوزی نمی کنی و می
بخشی؟ در پاسخ گفت:
مرا خداوند، تَعالیٰ مالکِ این مملکت گردانیده
است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه
دارم.
● به تعبیر حافظ، تا مادامی که سرمایه ای از
جانب خود داری، از آن برای خود استفاده کن
و به دیگران نیز ببخش.
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن
● یا به فرمایش قرآن، بخشی از آنچه که
خداوند سبحان به شما روزی داده انفاق کنید؛
یعنی بخشی را هم برای خود نگاه دارید و
بهره ببرید.
وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● از پیامبر پرسیدند: اسلام چیست(ما الإسلام)؟ و ایشان در پاسخ فرمودند: اسلام عریان است و لباسش تقواست و زینتش حیاست، ملاک و قوامش ورع و کمال آن دین و ثمره ی آن عمل است.
الْإِسْلَامُ عُرْيَانٌ وَ لِبَاسُهُ التَّقْوَى وَ زِينَتُهُ الْحَيَاءُ وَ مِلَاكُهُ الْوَرَعُ وَ كَمَالُهُ الدِّينُ وَ ثَمَرَتَهُ الْعَمَلُ
● مولانا حکایت می آورد از آهویی که در میان انبوهی از خَر گرفتار آمده بود تا اینکه خری از او پرسید: فایده و هنر تو چیست؟ آهو در پاسخ گفت: بوی خوش مُشک من گواه بر هنر من دارد؛ اما کسانی که تاکنون فقط با بوی بَد مانوس بوده اند، چگونه می توانند بوی این مشک را بفهمند؟
گفت نافم خود گواهی میدهد
منتی بر عود و عنبر مینهد
لیک آن را کی شنود صاحبمشام
بر خر سرگینپرست آن شد حرام
● کسانی که می پرسند: اسلام چه فایده و هنری دارد؟ مسلمانی چیست؟ در واقع مَشام آنها جزء بوی نامطبوع نمی شناسد که نمی تواند بوی مشک را احساس و ادراک کند. و از همین رو پیامبر فرمود: اسلام غریب است چون در مشام اغلب مردم بیگانه است.
بهر این گفت آن نبی مستجیب
رمز الاسلام فیالدنیا غریب
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● انسان باید به اندازهای که هست، خود را نشان بدهد و خجالت زده نباشد از آنچه که دارد و از آنچه که
🟣
● برخی با جهد و تلاش دنبال اهداف خود می روند و برخی دیگر سرنوشت خود را به تقدیر سپرده اند.
قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
● کسانی که تلاش می کنند، باز ممکن است تقدیر برای آنها نصیب کمتری مقرر کرده باشد و از این رو هر چقدر جهد می کند، بهره اضافه ای کسب نمی کند. همانطور که مردی در خطاب به زن معترض خود گفت:
که من دست قدرت ندارم به هیچ
به سرپنجه دست قضا بر مپیچ
نکردند در دست من اختیار
که من خویشتن را کنم بختیار
● و اساسا خزائن هر چیزی اعم از زیبایی و ثروت و شهرت در اختیار خداوند سبحان است(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ) و به هر کسی هر مقدار که اراده کند، می بخشد. در این صورت انسان جزء رضایت چاره دیگری ندارد که او اگر به روزی اندک رضایت دهد، خداوند سبحان هم به عمل اندک او رضایت می دهد.
مَنْ رَضِيَ بِالْقَلِيلِ مِنَ الرِّزْقِ- قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ الْيَسِيرَ مِنَ الْعَمَلِ- وَ مَنْ رَضِيَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ- وَ زَكَتْ مُكْتَسَبُهُ وَ خَرَجَ مِنْ حَدِّ الْعَجْزِ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
چنین نیست که هر کس دوست داشته باشد نیکوکاری کند بتواند انجام دهد و نه هر که علاقمند به قدرت باشد قدرت پیدا کند و نه هر که قدرت پیدا کرد به او اجازه دهند؛ وقتی علاقه و قدرت و اجازه جمع شد، در چنین موقعی برای جوینده و کسی که به او نیکی می شود، سعادت تکمیل شده است.
وَ لَا كُلُّ مَنْ يَرْغَبُ فِيهِ يَقْدِرُ عَلَيْهِ- وَ لَا كُلُّ مَنْ يَقْدِرُ عَلَيْهِ يُؤْذَنُ لَهُ فِيهِ- فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الرَّغْبَةُ وَ الْقُدْرَةُ وَ الْإِذْنُ- فَهُنَالِكَ تَمَّتِ السَّعَادَةُ لِلطَّالِبِ وَ الْمَطْلُوبِ إِلَيْهِ.
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________