نــــــــورمـــــاه
🟣 ما ذره آفتاب عشقیم ای عشق برآی تا برآییم ● ذرّه به هر چیز بسیار ریزِ معلّق در هوا می گفتند که به
🟣
● اگر از مولانا سوال کنند که دلیل آن همه سرخوشی چیست؟ در پاسخ خواهد گفت: آفتابی که از جنس این دنیا نیست بلکه از جان برآمده است، بر من می تابد. نه بر من که بر دَر و دیوار هم می تابد و آنها را به رقص وامی دارد. و مولانا که کمتر از این دَر و دیوار نیست.
آفتابی نی ز شرق و نی ز غرب از جان بتافت
ذرهوار آمد به رقص از وی در و دیوار ما
● همان پاسخی که حافظ هم می دهد: فقط من نیستم که پیوسته به او مینگرم و عاشق او هستم، بلکه ماه و خورشید نیز همینکار را میکنند.
جلوهگاهِ رخِ او، دیدهٔ من، تنها نیست
ماه و خورشید، همین آینه میگردانند
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● در حدیث قدسی آمده است که خداوند
سبحان فرمود: اى فرزند آدم! براى آمدن نزد
من از جا برخيز، سوى تو مى آيم. به سوى
من قدم زنان بيا، دوان دوان سويت مى آيم.
قالَ اللّه ُ تعالى : يا بنَ آدَمَ ، قُمْ إلَيَّ أمشِ
إلَيكَ ، و امشِ إلَيَّ اُهَروِلْ إلَيكَ
● سهراب سپهری میگفت:
برای درک آغوشم، شروع کن،
یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
تو را در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد ...
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 در جستنِ گنج رنج میبرد بیآنکه رهی به گنج میبرد فرمول کیمیاگری... ● انسان از گذشته کیمیاگری
🟣
حواریون به عیسی گفتند: «چگونه است که تو روی آب راه میروی، ولی ما از این کار ناتوانیم؟» او گفت: «منزلت دینار و درهم نزد شما چگونه است؟» آنان گفتند: «گرانبها هستند» او گفت: «اما نزد من آنها با خاک برابرند»
قال الحَوارِيّون لِعيسى عليه السلام: ما لَكَ تَمشي عَلَى الماءِ ونَحنُ لا نَقدِرُ عَلى ذلِكَ؟
فَقالَ لَهُم: وما مَنزِلَةُ الدّينارِ وَالدِّرهَمِ عِندَكُم؟
قالوا: حَسَنٌ .قال: لكِنَّهُما عِندي وَ المَدَرُ سَواءٌ .
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
● گاهی انسان در زندگی خودش احساس
می کند چیزی را گم کرده است؛ ولی
ماهیت آن چیز پنهان است و مدام از خود
سوال میکند که آن چیز گم شده چیست؟
و چه بسا تا آخر عمر این سوال را تکرار کند.
و تا وقتی به جواب نرسد، مانند مولانا باشد
که گفت:
من نخواهم در دو عالم بنگریست
تا نبینم این دو مجلس آن کیست
● به تعبیر اقبال لاهوری، در این خاکدان
چه گوهری ایست که گم شده است؟ ما گم
شدهایم یا اوست که پنهان شده است؟
در خاکدان ما گهر زندگی گم است
این گوهری که گم شده مائیم یا که اوست
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● عطار در ذکر خرقانی آورده است:
گفت: تا تو طالب دنیا باشی دنیا بر تو سلطان بُوَد و چون از وی روی بگردانی تو بر وی سلطان باشی
● خداوند به دنیا دستور داد خدمتکار کسی باش که خدمتکار من است و به زحمت انداز کسی را که خدمتکار تو است.
أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى الدُّنْيَا أَنِ اخْدُمِي مَنْ خَدَمَنِي وَ أَتْعِبِي مَنْ خَدَمَك
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
کتمان و پنهان کردن گناه...!
● پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ
● وقتی بنده مؤمن توبه نصوحی (توبه ای که به گناهش بازنگردد) کند، خدا او را دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر او سِتر میکند» گفتم: «چگونه بر او سِتر میکند؟» فرمود: «دو ملک را فراموشی میدهد که چه گناهانی را نوشتهاند و به جوارحش وحی میکند که گناهانش را پنهان کنید و به زمینها وحی میکند که آنچه را که بر روی شما انجام داده است، پنهان کنید. پس او وقتی که خدا را ملاقات کند، هیچ چیز بر او شهادت نخواهد داد به چیزی از گناهان»
إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِي عَلَيْهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوب
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________