eitaa logo
🐸Error 405
23 دنبال‌کننده
38 عکس
4 ویدیو
0 فایل
11228🗣
مشاهده در ایتا
دانلود
نتیجه ی آخرین تلاش
امروز بعد از نزدیک یه سال با مامانم تهنا رفتیم بیرون. خیلی خوش گذشت. منو گذاشت کلاس. خودش لپتاپشو آورده بود در حین کلاس من کاراشو بکنه ( لوس نیستم. کل کلاس نیم ساعت بود، ده دقیقه هم تا خونه راه بود، با اسنپ اومده بودیم. نمی‌صرفید برگرده ) بعدش پیاده رفتیم کافه و کلی حرف زدیم و تهشم برگشتیم. حرفای کاربردی و معنی دار نه شر و ور. تهش تو خونه بهم گفت وقتی بات حرف می‌زنی حس می‌کنم دارم با یه خانم همسن خودم صحبت می‌کنم نه یه دختر سیزده ساله. 😭😭😭
تنها رفتیم چون بابام از ساعت دو و نیم رفته ام ار ای بده و هنوز بیمارستانه( Iran core:)
و بالاخره مامانم فهمید که من آدمی نیستم که با گوش دادن پنج دقیقه از آهنگای تتلو عوض شم. اون تاثیر ناخودآگاه رو می‌زاره ولی میشه کمش کرد و من به قصد لذت گوش نمی‌دم. ینی یکمم به خاطر لذت هست ولی دید انتقادی دارم. از هر سکوتش هم معنی پیدا می‌کنم. آهنگاش واقعا پر ن. مثلا تو آهنگای غمگینش مث بچه های کار. هم میشه دید شکرگذاری ناخودآگاه داشت که من تو همچین شرایطی نیستم. هم تصمیم به انجام یه کاری برای بهتر کردن مملکت. هم درک جامعه.
بابام اومددددددد
براش دست زدیم🤣🤣🤣
تونست با موفقیت یه ام ار ای بگیره
باورتون میشه؟
وای خدا رو شکر سردرد نداره.
جدیدا خیلی زود سردرد می‌گیره خیلی هم وحشتناکه
جدی وقتی بابام حتی انگشتش درد هم می‌کنه من حس مرگ دارم. خیلی عجیبه