1403 هم تمام شد
اما آقای من تو هنوز هم نیامدی...
بهار و تابستان و پاییز و زمستان
همه گذشتند اما ما لیاقت دیدار تو را نداشتیم.
شاید باید اینگونه بگویم
عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
یا الهی!
بعلیٍّ عجل لولیک الفرج
آنتن تنها؛
مگه چقد زندهایم که واسش گریه میکنی؟
به من بگن تا یک ساعت دیگ بیشتر زنده نیستی
میشینم گریه میکنم که چرا نمیتونم این یه ساعت رو حداقل پیشش باشم👩🦯
وصال ما به چه ماند؟ به گریه پرسیدم
به خنده گفت که: سهراب و نوشدارو را
-حسین جنتی
آنتن تنها؛
1401؟ دوری و دلتنگی اما همراه با محبتی تمام نشدنی و شیرین 1402؟ خراب.. خراب و خراب تر شدن ارتباطم
1403؟
1403 با تو عجیب و جالب بود
میتونم بگم بالاخره حسم بهت امسال کم و کمتر شد...
اما هرجا که تونستم یه خیری برسونم یاد تو هم بودم.
اولاش یادمه که حس میکردم باید برم و دیگه نمونم و خب این حس نوع جدیدش برام ثابت شد امسال
اما تابستون ِ قشنگی داشتیم اما کوتاه بود برای دوست داشتنت.
مهمش این بود که تونستم بعد مدت ها کسی باشم که کمک مفیدی میکنه، زندگی رو کنار رو تو یاد گرفتم...مخصوصا صبر رو!
آخر تابستون ولی غمگین بود ولی دیگه فرصتی ندارم که براش اشک بریزم.
امسال یه چیز مهم فهمیدم تو جزوی از تک تک سلول های جسمم و تیکه های روحمی
اگر نبینمت حتی، فراموشت نمیکنم فقط زیاد به یادم نمیای، ولی تمام اعتقاداتم، رفتارام، تفکراتم نشأت گرفته از توعه...
و وای به حال اینکه ببینمت قلبم مثل پروانه بال بال میزند برای تو
و جالب چیه؟ جالب اینکه من قبلا باور داشتم یه روزی میرسه که به تو میرسم اما مطمئن شدم این یه روز ابد و دهر هم نمیاد.
مگر وقتی که دیدنت نوری تو وجودم روشن نکنه...