بعد دو ساعت، ۶ صب از خواب پاشدم رفتیم مدرسه؛ داشتم تکالیفو مینوشتم و خیلی جدی درمورد جایگذاری صحیح افعال با یکی از بچهها حرف میزدم که یهو دوستم درو کوبوند اومد تو که: کلاسا کنسلههه
خلاصه که برگشتیم خونه-✨️
اصلنم مود نیس
بعد دو ساعت، ۶ صب از خواب پاشدم رفتیم مدرسه؛ داشتم تکالیفو مینوشتم و خیلی جدی درمورد جایگذاری صحیح
گفتم بگم که شماهایی که کلاساتون کنسل نشد فشار بقولین-✨️✨️✨️
بعضی وقتا میخوام کمکش کنم،
ولی به این نتیجه میرسم که هم کار خاصی از پسم برنمیاد، هم خودم در مواقع مشابهش هیچ احتیاجی به کمک ندارم و ترجیح میدم خودم حلش کنم.
اما اگه خودت میخوای حلش کنی، چرا باید به اشتراک بذاریش؟
صرفا برای خالی شدن؟ این به آروم شدن کمک میکنه؟
من درک نمیکنم.
خب، حداقل پیش هرکسی خودتو خالی نکن- خیلیا میگن اره خودم میدونم ولی نمیدونه و دقیقا همون کاریو میکنه که نباید میکنه.
حتی اگه الان اینجوریه، بخاطر اینکه چند وقت پیش وقتی بهش گفتن نکن، گفت خودم میدونم و کرد.
بعضی وقتام خیلی عجیبه.
با بدبختی از گودالی که واسه خودش درست کرده میاد بیرون، قبل اینکه درست و حسابی افتاب بگیره، میپره تو دره؛ د خب دو دقه بشین سر جات دیگه!