eitaa logo
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
531 دنبال‌کننده
660 عکس
1.1هزار ویدیو
5 فایل
🌙 نـورســا | نورِ سَمتِ یار 🌙 پاتوقِ دخترانه‌ٔ شیک و مذهبی! فضایی امن و متفاوت برای ساختن فرهنگِ مهدوی کپی؟ با ذکر صلوات:) پست های شخصی رو راضی نیستیم کپی کنید و مشکل شرعی داره☺️ تــبـلیغـات‌ : https://eitaa.com/norantab59
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت85 رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊 وبعد باهاش کلی شوخی که استرس نداشته باشه و قطع کردیم . : مهدیار که اومد خونه باهم کلی گفتیم و خندیدیم و میز ناهار رو چیدیم . سرمیز همینطور که مهدیار داشت غذاش رو میخورد . داشتم با غذام و قاشق چنگالم بازی می کردم . مهدیار می دونست که من بی دلیل اینجوری نمی شم . نفس عمیقی کشید ؛ قاشق چنگالش رو گذاشت روی میز و با تعجب پرسید : فاطمه جان ! فاطمه خانم ؟! خوبی ؟ حس می کنم چیزی میخوای بگی ولی نمیتونی . هول هولی گفتم : میگم مهدیااااار ..... تو بچه دوست داری ؟ لبخندی زد و گفت : چرا دوست نداشته باشم ؟ خودتم خوب میدونی که من چقدر عاشق بچه هام . نفس عمیقی کشیدم و گفتم : خب .......... خب..................خب ................... خب من بچه دارم ! مهدیار یه ذوقی کرد و گفت : ای جون دلم ؛ قربونش برم من . وااااااای یعنی من دارم بابا میشم ؟؟ باورم نمیشه . دختره یا پسر ؟
پارت86 رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊 گفتم: ایشالا دختره . اون شب برعکس چیزی که فک می کردم ، مهدیار داشت از ذوق بال درمیاورد و کلی قربون صدقه ام و بچه رفت . چند روزی شده بود که خودم حالت تهوع شدیدی گرفته بودم . نمیدونستم چرا ؟ هیچ وقت هم اینجوری نبودم . بعد دو هفته فهمیدم بچه دارم و دو ماه و نیم اش شده . با یه استرس خاصی شروع کردم برا محمدحسین قصه چیدن که بهش بگم بچه دارم . جالب اینجا بود که من به فاطمه میگفتم استرس نداشته باش ولی خودم هزار برابر فاطمه استرس داشتم . بعد کلی قصه چیدن و داستان سر هم کردن ؛ محمدحسین گفت : وایسا ببینم مهنا ..... چرا حالا سر همچین بحثی رو باز کردی ؟؟..... یه لحظه صبر کن ببینم نکنه خبرایی شده مهنا خانم ؟ هاااااان ؟! گفتم : آره راستش من بچه دارم مثل اینکه دخترم هست . محمدحسین یه خنده عمیقی کرد وگفت : الهی من فدای تو و اون بچه بشم . دورت بگردم .
نیاز به کپشن نداره :)🤍🇮🇷 N O R S A
‌ روز عکاسه… و دلم می‌خواد این روز رو به همه‌ی آدمایی تبریک بگم که بلد شدن زیبایی‌های کوچیک زندگی رو ببینن. به اونایی که با یه لبخند ذوق می‌کنن، با یه لحظه‌ی ساده دلشون گرم می‌شه، و همیشه دنبال یه تکه حس خوب توی شلوغی‌های زندگی می‌گردن. عکاسی فقط یه هنر نیست؛ یه جور نگاه کردنه… یه جور دیدنِ آدم‌ها، احساساتشون و لحظه‌هایی که شاید خیلی زود از کنارمون رد بشن. خوشحالم که بخشی از زندگی‌م با ثبت همین حس‌ها و لحظه‌ها گذشته. و هنوزم وقتی یه لحظه‌ی قشنگ می‌بینم، ته دلم می‌گم: «چه خوب که می‌شه این حس رو نگه داشت…» _روز اونی که از همه عکس میگیره ولی هیچ وقت کسی نیست ازش عکس بگیره مبارک😅🤍 • ۲۸ مرداد | روز عکاس ‌ N O R S A
اُمید ینـی ایمان داشتن 🌱 به نــــوری که هـــنوز ندیـــدی ولی میدونی داره میاد ִֶָ 🌥 N O R S A
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
چهل روز...
چهل روزه که عزیزتر از جانمون رو به خاک سرد سپردیم..
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهل روز از آن وداع می‌گذرد؛ اما بعضی داغ‌ها، با گذشت روزها نه‌تنها کم‌رنگ نمی‌شوند، که عمیق‌تر می‌شوند❤️‍🩹 N O R S A
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
چهل روز از آن وداع می‌گذرد؛ اما بعضی داغ‌ها، با گذشت روزها نه‌تنها کم‌رنگ نمی‌شوند، که عمیق‌تر می‌شو
_ ما جنگیدن و ایستادگی را از کسی آموخته‌ایم ؛ که حتی هنگام خواب نیز با مشت‌ گره‌کرده می‌خوابید..💔🌱