eitaa logo
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
508 دنبال‌کننده
671 عکس
1.1هزار ویدیو
5 فایل
🌙 نـورســا | نورِ سَمتِ یار 🌙 پاتوقِ دخترانه‌ٔ شیک و مذهبی! فضایی امن و متفاوت برای ساختن فرهنگِ مهدوی کپی؟ با ذکر صلوات:) پست های شخصی رو راضی نیستیم کپی کنید و مشکل شرعی داره☺️ تــبـلیغـات‌ : https://eitaa.com/norantab59
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
با تقلید از شهید مجتبی کریمی عزیز امروز را هم با توسل به شهید جواد لک زائی شروع میکنیم و سهمی از کار
با تقلید از شهید مجتبی کریمی عزیز امروز را هم با توسل به شهید مجتبی حفیظی شروع میکنیم و سهمی از کار های خیری که امروز میکنیم را به این شهید بزرگوار می دهیم و از این شهید بزرگوار در خواست میکنیم که مارو تو کار ها همراهی کنه .❤️‍🩹 مثل شهدا باشیم تا عاقبت به خیر بشیم . N O R S A
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
پارت100 رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊 گفتم : آره حق با توئه . همین جور داشتیم باهم حرف میزدیم که س
پارت101 رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊 مهدیار با یه بغض خاصی هی عمیقی کشید و گفت : محمدحسین ....محمدحسین ..... محمدحسین..... نمیتونه حالا صحبت کنه . با تعجب گفتم : مهدیار ....!!! چرا صدات گرفته ؟ چرا بغض داره صدات ؟ مهدیار ..... آقامحمدحسین کجاست ؟؟ مهدیار بغض اش ترکید و جواب داد : فاطمه ........ محمدحسین ..... داداشم .... رفیقم ..... فاطمه تورخدا تو و مهنا خانم منو حلال کنین . امانت دار خوبی نبودم . با اضطراب زیاد گفتم : چی میگی مهدیار؟ یعنی چی درست و واضح حرف بزن ببینم چی شده ؟ مهدیار با گریه گفت : محمدحسین ش. ه. ی. د شده ...... فاطمه بغض کرد و گفت : آقا محمدحسین شهید شده ؟ یا امام حســــین ؛ یا ابالفضل العباس ! چجوری ؟ چطوری ؟ کجا ؟ همون موقع مهنا جیغی زد و گفت: فاطمه چی میگیییییی!؟ ینی چییییی...