هدایت شده از پیچك`
عاشق آخرِشب های تهرانم؛
مخصوصا وقتایی که پائیزه و هوا بارونی.
گاهی وقتی داریم از مهمونی برمیگردیم توی ماشین شیشه هارو میدم پایین،خیابونا خیسه و یه باد خنک هم میاد. بابا آهنگای معین رو میذاره ومامان هم نگرانه که سرما نخوریم.
وقتایی که این موقعیتا پیش میاد دلم میخواد زمان همونجا متوقف بشه و تا ابد تو خیابونای تهران که اون ساعت بالاخره خلوت شدن، با صدای جاروی پاکبانای زحمتکش که دارن برگای پائیزی رو جارو میکنن بمونم.
https://eitaa.com/Javaneh4/1118
منی که تو سالن مسابقات هم نشستم ریاضی خوندم👌😃