بیهمگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم ، جایِ دگر نمیشود
نمی دانم چه خواهم کرد تا روزی که می آیی
اگر ماندم که بدبختم ، اگر رفتم که ناچارم (:
اصن به قول شهریار:
آزُرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
که بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چرا نیست :)))