اصن به قول شهریار:
آزُرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
که بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چرا نیست :)))
به جلال گفتم "اینستاگرام دیوانهام کرده"
جلال پرسید "چرا؟" گفتم "هی به خودم قول میدم زیاد نرم سراغش ، بعد میگم یه نگاه کوچیک میکنم یهو میبینم دوساعته تو اینستام" جلال گفت "چه اشکالی داره، اگه حال میکنی ده ساعت برو توش"
گفتم" آخه حال نمیکنم ، هزارتا کار دارم "
جلال گفت"پس نرو سراغش"
گفتم "آخه نمیشه ... دلم میخواد برم ولی کم برم"
گفت"خب برو ولی کم برو"
گفتم"مگه به همین راحتیه؟"
جلال گفت"آره"
گفتم" نه ، به نظر آسونه ولی سخته"
گفت" کل زندگی همینه دیگه، هم سخته، هم آسونه"
گفتم"ولی انگار بیشتر سخته"
جلال چیزی نگفت.
✍سروش صحت
عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟
نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد
حاج مجید بنی فاطمه، میگفتن یه بار ک رفته بودن کربلا با یکی از رفیقاشون ، میگفت تا رسیدن دیدن کربلا بارون شدیدی گرفت..
حاجی میگه رفیقشون همونجا گفتن:
کربلا؟ تو بارون داشتی . . . . ؟؟:)))
- بخدا با این حرف قلب من شدید تیر کشید💔