شبهای جمعه مصطفی با مجتبی و مرتضی آیند به دشت کربلا گویند به صد شور و نوا مظلوم حسین من چه شد؟ ..
رفتیم خیمه سوزان از هرطرف آب میرسوندن آخه خیلی گرم بود(((:
۱۴۰۰سال پیش چقدر گرم تر بود یعنی؟ دلمون مثل همین گرما آتیشه((:
نگاهم کرد و گفت :
میدانی رنج تو چیست ؟
تو به آنچه که نباید ، بسیار میاندیشی :)'
ولی کاش تو زندگی هممون یه پاککن بود، که میشد باهاش بعضی از آدما" رو از تاریخ گذشته،حالوآیندهی زندگیمون پاک کنیم!
هدایت شده از دوم شخصِ من .
ما آدما
همدیگه رو با حرفامون به دست میاریم
و با رفتارمون از دست میدیم .