سرگئی تو فرزندی منتخب بودی، منتخب برای عدالت، اما راهت را گم کردی؟ یا چراغ همراهت تو را به سمت این پرتگاه کشاند؟ اما در اخر تو به آرامش رسیدی و حالا گروم مانند همیشه شوالیه عدالت باقی خواهد ماند.
با آرزوی بهترین ها برای گروم و سرگئی،گایا.
کلماتم تمام شده عزیزم، شاید هم کلمات هستند اما منی برای گفتن آنها وجود ندارد، پس من را ببخش اگر گمان میکنی با ننوشتن هایم برای تو یعنی تو تمام شده ای یا دیگر عشق و مهرم برای تو نیست و کس دیگری آن را ربوده. هرگز این طور نیست، تو فراوان تر از من در من هستی، پس من را ببخش اگر دوستم داری و من فکر کردهام دیگر ما برای هم تمام شدیم.
گایا .
حالا مینداندرس آسمانش فلاکت بار است ، زمینش لجن زار است و درختانش؟ اینجا اصلا درخت ندارد، اینجا گل و زیبایی ندارد، فکرش هم به ذهنم نمیرسد که شاید روزی این ها را داشته باشد، بله اینجا بدون هلیوس هیچ چیز ندارد، من هم هیچ چیزی ندارم جز خاطرات او، جز آرزوهایمان، جز چیز های دفن شدنی چیزی ندارم.
خاکستر هلیوس.